در خواندن قنوت هيچگاه دعاي " اللهم رزقنا توفيق الشهاده" را فراموش نمي کرد
سخن از زندگي جعفر رفيعي است .آري دفتر زندگي پاسدار مخلص و مومن را ورق مي زنيم که به دست منافقين کوردل به شهادت رسيد .

بسم رب الشهداء و الصديقين

.سخن از شهيد به خون خفته ايست که با شهادت خود درس شجاعت و شهامت را به ما آموخت .سخن از زندگي جعفر رفيعي است .آري دفتر زندگي پاسدار مخلص و مومن را ورق مي زنيم که به دست منافقين کوردل به شهادت رسيد . جعفر در سال 1341 در شهر آبادان متولد شد دوران کودکي اش را مثل هر کودکي با پاکي و صميميت کودکانه سپري کرد بعد از آن به شيراز مهاجرت کردند وقتي به سن مدرسه رسيد وارد مدرسه سعدي واقع در شيراز شد و تا ششم نظام قديم سيکل ادامه تحصيل داد .روحيه اي شاد و لبي پر خنده داشت نمازش را با دقت خاصي مي خواند و در خواندن قنوت هيچگاه دعاي " اللهم رزقنا توفيق الشهاده" را فراموش نمي کرد . اکثر دوشنبه ها و پنج شنبه ها روزه مي گرفت .جعفر هميشه  به آنچه مي گفت عمل مي کرد . در جريان پيروزي انقلاب در پخش اعلاميه و شعار نويسي نقش بسزائي اشت و بعد از پيروزي انقلابي جعفر قصد داشت به ياري برادران فلسطيني برود ولي با مشورتي که با آقاي حجت الاسلام دستغيب داشت از اين تصميم صرف نظر کرد .بعد از آن به عضويت سپاه پاسداران درآمد و در جنگ تحميلي عراق به ايران شرت نمود . در عمليات جنگي جبهه هاي غرب و خوزستان همچنين در شکست حصر آبادان شرکت داشت .جعفر سعادت اين را داشت که محافظ آيت اله دستغيب باشد در يکي از روزها در حالي که آيت اله دستغيب شيرازي را همراهي مي کرد با تني چند از برادران پاسدار دچار وحشي گري هاي منافقين کوردل شدند و با انفجار بمب به شهادت رسيدند .آري در تايخ 20/9/1360 بود که روح پاک و بي آلايش خود را از کالبد خاکي ساخت و به سوي الله شتافت پيکر پاکش با شکوه خاصي در مورخه 21/9/1360 در قطعه شهداء شيراز به خاک سپرده شد .روحش شاد و راهش پر رهرو باد . والسلام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده