کد خبر: ۳۸۵۹۶۴
تاریخ انتشار: ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۶
خدايا!تو آنچنان پرده پوشي مي کني که من شرمنده وشرمسار گشته ام...بطوري که شرمندگي جلو تو از شرمندگي جلو مردم سنگين تر است...
بسم الله الرحمن الرحيم
ا سردار شهيد احمد رضواني
خدايا!تو آنچنان پرده پوشي مي کني که من شرمنده وشرمسار گشته ام...بطوري که شرمندگي جلو تو از شرمندگي جلو مردم سنگين تر است...
خدايا!دستم را بگير واز اين گودال به درآر.
خدايا!لذت عبادتت را به من بچشان تا لذت دنيا را فراموش کنم. اي دنيا،اي ديو وحشتناک از من دور شو،برو به کام آنهايي که تو را مي خوانند.
خدايا!اگر گناه من زشت است اما عفو تو زيباست.خدايا!مرا از لغزش ها بازدار ودست رحمت وهدايتت را از سرمن برندار.خدايا!اگر شيريني وصل با خودت را از من بگيري من به کجا پناه ببرم.خدايا!من عشقي را که رضا وخوشنودي تو در او نباشد نمي خواهم.
خدايا!اگر بفهمم که دوست داشتني هاي غير تو گناه ويا تعلل در دوستي با تو هست همه را خواهم دريد.خدايا!اين بار آمده ام،آمدني که برگشت در آن نباشد...اي مهربان من به جز تو کسي را ندارم.اي خدا!اي خداي مهربان،اي ستار،اي غفار،من جز تو کسي را ندارم به اين جمله خوب رسيده ام با تمام وجود مي گويم تو آنچنان پرده ايي براعمال وجود من انداختي که احدي را برآن آگاه نساختي خيلي خوشحال بودم از اين که خوب به هر حال در جلو مردم سنگين تر است هرچه که اگر مرا مفتضح مي ساختي ديگر زندگي برايم ننگ ومشکل مي شد اما خدا از شرمندگي روز قيامت چه کنم خدايا چگونه تاب ايستادن يک لحظه در صف محشر وآن حالت شرمندگي را تحمل کنم.



  منبع : مرکز اسناد شهدا و ایثارگران استان فارس
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها