کد خبر: ۳۹۹۹۷۱
تاریخ انتشار: ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ - ۰۹:۰۱
سالروز شهادت
در حمله پيرومندانه والفجر دو شرکت کرد و از ناحيه دست چپ در اثر بر خود تير مجروح شد و مدتي در بيمارستان شهيد چمران شيراز بسر برد در اين مدت از اينکه نمي توانست در جبهه ها خدمت کند سخت در عذاب بود و بارها مي گفت با همين دست مجروح به جبهه مي روم و با دست سالمم گلوله هاي خمپاره نثار بعثيون کافر مي کنم.

نوید شاهد فارس: شهيد عبدالاحد مسرور در نهم تیر ماه سال 1344 در خانواده اي مذهبي در شهرستان کازرون چشم به جهان گشود . دوران تحصيلات ابتدائي را در دبستان حسام الديني و سه ساله ی راهنمائي را در مدرسه شهيد خديور و دوران هنرستان را در مدرسه  شهيد دکتر علي شريعتي پشت سر گذاشت.



 وي از همان بدو طفوليت داراي اخلاقي نيکو و قلبي مهربان بود . هنگام شروع انقلاب همگام با ملت غيور در پيشبرد انقلاب همکاري چشمگيري داشت و پس از پيروزي انقلاب و شروع جنگ تحميلي به عضويت مقاومت مسجد امام خميني درآمد و با فعاليت زياد در خدمت انقلاب بود و هنگامي که امام امت فرمودند که جبهه حق عليه باطل احتياج به جوانان فداکار دارد . پاسخ رهبر عزيز را لبيک گفته و جبهه رفتن را بر ادامه تحصيلاتش ترجيح داد  و با رضايت والدينش در بسيج سپاه پاسداران کازرون ثبت نام به عمل آورده و مدت يک ماه در پادگان شهيد دستغيب مشغول آموزش و سپس رهسپار جبهه نور عليه ظلمت جهت روبرو با صداميان کافر گرديد .

البته مدت شش ماه متوالي در جبهه جنوب مشغول فعاليت بود که پس از چند روزي مرخصي به شهرش مجددا رهسپار جبهه کردستان گرديد و در اين جبهه نيز مدت 6 ماه با دشمن پليد در ستيز بود. هنگامي که جهت ديدار خانواده اش از جبهه بر مي گشت روزها به فکر افراد ناتوان و ضعيف بود به طوري که بيشتر اوقاتش صرف راه اندازي محل سکونت محرومان از قبيل سيم کشي ساختمان و کارهاي عمراني که از دستش بر مي آمد مي کرد و با دوستانش در انجام کار خيريه من جمله رنگ آميزي بعضي مساجد مي پرداخت .

شبها مشتاقانه به بهشت زهرا رفته و در کنار قبر شهداء بسر مي برد و در قلبش با ارواح پاک به خون خفتگان راه حق و حقيقت سخن مي گفت و به لحظه آرزوي شهادت فکر مي نمود و تمام حرفش و گفتارش جز ديدار معبود چيزي نبود زيرا او عاشق شهادت بود
و رهرو الله و فرمانبردار روح الله بود .

آري ، او براي سومين بار اعزام جبهه جنوب گرديد و در حمله پيرومندانه والفجر دو شرکت کرد و از ناحيه دست چپ در اثر بر خود تير مجروح شد و مدتي در بيمارستان شهيد چمران شيراز بسر برد در اين مدت از اينکه نمي توانست در جبهه ها خدمت کند سخت در عذاب بود و بارها مي گفت با همين دست مجروح به جبهه مي روم و با دست سالمم گلوله هاي خمپاره  نثار بعثيون کافر مي کنم



او نتوانست دوري همرزمانش تحمل کند و با همين دست مجروح عازم جبهه جنوب گرديد و پس از چندي چنان پنداشت که مي بايد عضو سپاه پاسداران شود و با علاقه اي به خصوص اين امر خير را نيز لبيک گفت و به عضو سپاه اسلام ملحق گرديد.

 البته دوره آموزشي سپاه در جبهه غرب هم زمان نبرد با مزدوران بعثي به مدت شش ماه ادامه داد و بعد از عمليات خيبر ماموريتش به پايان رسيد و مدتي نيز در سپاه پاسداران کازرون مشغول پاسداري بود ولي در اين مدت تاب و تحمل ماندن را نداشت و مي گفت در جبهه ها به وجود ما بيشتر احتياج است

در اين هنگام به جبهه جنوب عزيمت و پس از گذراندن چند آموزش هوائي در بیست و پنجم اسفند ماه سال 63 در عمليات پيروزمندانه بدر شرکت کرد و بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.پیکر پاک شهید مسرور پس از ده سال تفحص و به وطن بازگشت .

منبع: مرکز اسناد ایثارگران فارس
انتهای متن/


نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
پربازدید ها