کد خبر: ۴۱۸۶۵۳
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۰۶:۴۷
وصیت نامه شهید یحیی رحمانیان کوشککی؛
نكند برسرمسئله جزيى با هم اختلاف ورزيد كه فرداى قيامت درمحضر خداوند نمى توانيد جواب شهيدان را كه گرانمايه ترين سرمايه شان رادادند پاسخ گو باشيد.

وحدت خود را حفظ كنيد كه هرچه بركت و پيروزى است در گرو همين وحدت است

نوید شاهد فارس : «شهید یحیی رحمانیان کوشککی» در شانزدهم آبان ماه 1345 در آبادان دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی در آبادان گذراند. یا آغاز جنگ تحمیلی به جهرم عزیمت کردند.و جهت ادامه تحصیل به دبيرستان شهيد مطهري رفت.
در سال 1361 به همراه گردان دانش آموزي 993 از جهرم به تيپ المهدي عجل الله تعالي فرجه شريف  اعزام شد و به مدت سه ماه در خط زيبدات مشغول مبارزه گشت وي پس از بازگشت از جبهه سنگر مدرسه را رها نكرد و به خواندن درس مشغول گرديد .

در مرداد ماه 1363 براي سومين بار به جبهه رفت و در واحد خمپاره مشغول نبرد شد و حضور وي تا مهر 1363 به طول انجاميد . بار ديگر و با كسب تجربه بيشتر در واحد خمپاره مشغول به خدمت گرديد آخرين اعزام اين بسيجي عاشق ، دي ماه 1365 در عمليات كربلاي پنج بود كه در اين عمليات خاك خونرنگ شلمچه شاهد حماسه آفريني هاي او در واحد توپخانه لشكر المهدي بود و پس از هفت ماه جهاد بي امان در مرداد 1366 به جهرم آمد.
 و پس از گذشت چندي به خيل گمنامترين گمنامان انقلاب اسلامي پيوست و در تاريخ 4 شهریور 1366  وارد اداره اطلاعات گرديد و مدت سه ماه را در جهرم به فعاليت پرداخت .
در تاريخ 19 آذر ماه 1366 به منظور مبارزه اي بي امان عليه منافقين كوردل به غرب كشور اعزام شد و در طول ماموريت خويش حماسه آفريني هاي زيادي انجام داد تا اينكه سرانجام در هجدهم دی ماه 1367 جهت انجام ماموريت در يكي از ارتفاعات برف گير کشور شهد شيرين شهادت را نوشيد.


« متن وصیت نامه »
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم انى اسئلك ان تقتل بى اعدايك واعداء رسولك .
پروردگارا : از تو مى خواهم كه شهادت در راهت را مرگم ، و در زير پرچم پيامبرت و در كنار دوستان قرارم دهى و نيزاز تو مى خواهم كه دشمنانت و دشمنان پيامبرت را به دست من‌نابود كنى .       
 ديده خونين تو دارد دلــــــم       ازغبار تن خبردارد دلـــم
دوستان رفتند ومن تنها ماندم      زخمها بربال و پر دارد دلم
ديگر ازبيهوده ماندن خسته ام         طعم شيرين خطر دارد دلم
اى خوشا مردن به پيش پاى دوست         شور طعم او به سردارد دلم

با استعانت از آن تواناى يگانه كه نامش دل افروز است و مهرش جهان سوز ستايش زينت زبانهاست ولقايش راحت‌ روانهاست ، نهايت آرزوى عارفان است و پناه درماندگان و فرياد رس فرياد خواهان .
تويى كه چون دوستانت از هر نشان و برهان دور شدند به نور خويش آنان را راهنمايى مى كنى.
چه چيز يافته است آن كه تو را گم كرده و چه چيز ندارد آنكه تو را يافته است

«خدايا» چون به گناهان خود مى نگرم نااميد مى گردم و چون به كرم و احسان بى پايان تو نظر مى كنم طمع بسته و اميدوار مى گردم. پس اگر مرا ببخشى رواست كه تو بهترين مهربانانى. و اگر عذابم كنى ستم نكرده اى كه من مستحق عذاب هستم

و «خداوندا» من ذره ناچيز كيستم كه از من انتقام بكشى مرا به فضل و كرمت ببخش و بعفو و رحمتت برمن منت گذار، اى خدايا اى صاحب جلال و بزرگوارى ملاقات خود را محبوب من و ملاقات مرا محبوب خود گردان و در هنگام لقاى خويش برايم راحتى و گشايش و كرامت مقرر فرما .
«خداوندا» ايمان ثابتى به من عطا كن كه تا روز لقاى تو باقى بماند و برآن ايمان‌ تا زنده ام مرا باقى بدار ، برآن بميران و با آن ايمان در قيامت برانگيزم.

 «پروردگارا» از آن مى ترسم كه روزى مرگم فرا رسد در حالى كه هنوز من آماده رفتن نباشم و توشه‌ آخرت نداشته باشم. از آن مى‌ترسم كه مرگ من غير از شهادت در راهت باشد . تو لياقت شهادت در راهت را نصيب من نگردانى. خدايا در آرزويم ناكامم مكن. عذرم را بپذير اى تنها پناهم و اى پناه تنهاييم .
«پروردگارا» دوستانم رفتن و دين خود را به اسلام و مسلمين ادا نمودند در حالى كه من هنوز با كوله بار گناه مانده ام و هر وقت به ياد آنان مى افتم همچون شمع در وجود خود مى سوزم وحسرت اين را مى‌خورم كه ازقافله عقب ماندم و هراس دارم كه نتوانم اين بارنيمه راه عزيزان و دوستانم را به دوش بكشم و راهى را كه آنها رفتند ادامه دهم.

 «خدايا» از تو مى خواهم كه در نوشتن اين وصيت نامه من را يارى كنى و كمكم نمايى كه جملاتى را بنويسم كه رضاى تو در آن است و سخنانى را كه مى گويم حداقل تازنده ام خود بدان عمل نمايم و (چون سخن كزدل برآيد لاجرم‌بردل نشيند)

اى امت مسلمان ايران واى همه مسلمين جهان: از امام امت خمينى بت شكن اين پيرخستگى ناپذير اطاعت كنيد و سخنانش را كه همان كلام خدا است از دل و جان گوش و عمل نماييد و هميشه به ياد داشته باشيد خداوند بر دست پرتوان و نيت خالصانه اين مجسمه زهد تقوا بود كه دوباره به اسلام و مسلمين خصوصا مسلمانان ايران عزت بخشيد و ما را از زيريوغ ستمگران نجات دادند. قدر اين نعمت و گوهر الهى را بدانيد و همواره شاكر به درگاه خداوند باشيد و براى سلامتى و طول عمرش دعاى بسيار كنيد.
نكند خداى نخواسته مقام رهبرى تضعيف گردد كه به ما شيعيان و همه مسلمين ضربه اى جبران ناپذير خواهد خورد .
از نمايندگان امام كه همان ائمه جمعه هستند تبعيت كنيد خصوصا امام جمعه شهرمان، كه خداوند سايه با عظمت او از شهرمان كم ننمايد.

 سفارش ديگرم به امت مسلمان خصوصا جوانان عزيز اين است كه وحدت ،وحدت ، وحدت خود را حفظ كنيد كه هرچه بركت و پيروزى است در گرو همين وحدت است. نكند خداى نخواسته برسرمسئله جزيى با هم اختلاف ورزيد كه فرداى قيامت درمحضر خداوند نمى توانيد جواب شهيدان را كه گرانمايه ترين سرمايه شان رادادند پاسخ گو باشيد. اين را بدانيد كه همه ما مرگ درپيش داريم و همه مزه مرگ را در تاريكى قبر خواهيم چشيد و روزى همه بايد عريان و ذليل در صحراى محشر بپا خيزيم و اين دنيا با همه بى وفاييش جاى اين همه اختلاف را ندارد .

چرا توجه نداريد كه منافقين و كفار و همه كساني كه ضد اسلام و انقلاب تلاش مى كنند در باطل بودن خود با هم منجسم باشند، اما ما كه برحقيم باهم اختلاف داريم چگونه انتظار عفو و بخشش ازخداوند داريد اما حاضر نيستند ازسر تقصيرات و اشتباهات خود درگذريد.

 آيا نشنيده ايد كه امام امت اگر ناگوارترين خبرها بشنود خم برابرو نمى آورد اما همين كه بشنود درجايى اختلاف پيش آمده از شدت ناراحتى بدنش سست مى شود. همه كسانى كه روزى شما را تشويق به اختلاف مى كردند تا پاى قبر بيشتر شما را همراهى نمى كنند پس سعى كنيد مونسى اختيار كنيد كه در قبر وقيامت شما راهمراهى كنند و چه مونسى بهتر از اعمال نيك و خداپسندانه.

 به نماز جمعه و جماعت اهميت‌ دهيد كه يدالله مع الجماعه اين جماعات است كه باعث منسجم شدن شما امت حزب الله مى شود حداقل در روز يك بار نمازتان را با جماعت بخوانيد بين خود و خدا اصلاح كنيد كه خدا هم بين شما و مردم را اصلاح نمايد .

توجه داشته باشيد در دنيا اگر به رياستى يا مقامى رسيديد اين هميشگى نيست و بالاخره روزى از شما گرفته خواهد شد انسان به هر قدرتمندى كه باشد در برابر مرگ از مورى نيز كمتر خواهد شد كه درآن موقع ثابت مي شود انسان هيچ قدرتى از خود ندارد.
تقوى را فراموش نكنيد و همواره نصب العين خود قرار دهيد .
از خدا بترسيد وهيچ وقت به كوچكى گناه توجه نكنيد بلكه به عظمت وبزرگى خداى كه عصيانش را كرده ايد توجه داشته باشيد.
 با يكديگر چنان رفتاركنيد كه اگر مرديد برايتان بگريند و تازنده ايد شوق ديدارتان را داشته باشند. حالت تواضع در برابر خداوند و بندگانش را ازدست ندهيد اگر خداى نخواسته صفت تمامى در شما وجود دارد آن را ازخود دور كنيد كه اگر گفتن سخن عده اى بين عده ديگر آنها را با هم به اختلاف انداختيد بدرستي كه جايگاه شما دوزخ است.
 قدرجوانى را بدانيد و توجه داشته باشيد كه دنيا سرايى بيش نيست.

 درآخر سخنى با پدر و مادر و خواهرانم: اى اولياء گرامى مى دانم كه نتوانستم حق فرزندى را به جا آورم اما ازشما مى خواهم‌ به بزرگواريتان مرا ببخشيد و شما خواهرانم اميدوارم بعداز من زينب گونه عمل نماييد و آگاه باشيد حجاب شما از سرخى خون‌ من كوبنده تراست. شما از زير چادر استعمار را مى بينيد و تا وقتى حجاب را خوب حفظ نماييد استعمار شما را مى بيند

و سخنى هم با دوستانم : اى برادران عزيز ازشما مى خواهم كه برايم طلب مغفرت كنيد و در كارهاى خير و نيكى كه انجام مى دهيد اين حقير را فراموش نكنى و از خدا مى خواهم دربهشت همگى ما را نزد هم قرار دهد از همه كساني كه به نحوى با اين حقير آشناياىی دارند طلب حلاليت مى نمايم .
ما قاصدنوريم وجهان پيماييم       ماقافله سالار ره فرداييم      
هرروز زما سبوسبو برگيرند         تا زود بخشكيم ولى درياييم


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس

نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید