کد خبر: ۴۳۱۰۴۴
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۱
خاطره ای از طلبه ی شهید محمد جواد روزیطلب؛
محمد جواد که پرچم را رنگ می کرد گفت:"حیف است،این پرچم باید با قرمز خونی رنگ بشه!" هنوز جمله اش تمام نشده صدای سوت خمپاره پیچید.خرده بتن های سنگر که بر اثر موج انفجار کنده شده بود،عینکم را شکاند، همه چیز را محو می دیدم. اما...

پرچمی به رنگ خون

نوید شاهد فارس؛ شهيد محمد جواد روزيطلب در سال 1342 در خانواده اي مذهبي در شیراز متولد شد. تحصيلات ابتدايي تا هنرستان را در شيراز به اتمام رساند و سپس در حوزه علمیه مشغول کسب علم و دانش شد. با آغاز جنگ تحميلي راهي جبهه هاي نورعليه باطل گرديد و سرانجام در عمليات فاو در تاریخ 12 اسفندماه 1364به شهادت رسید.
متن زیر خاطره ای از لحظه شهادت شهید محمد جواد روزیطلب است:

«پرچمی به رنگ خون»
این خاطره به تبرک از برادر شهید حبیب،طلبه شهید محمدجواد روزی طلب نقل می شود.
به شهید بزرگوار،حاج منصور خادم صادق قول داده بودم که در مقری که ایشان فرمانده آنجا بود تصویری از بارگاه آقا اباعبدالله،همراه با سلام به حضرت بکشم.
محمد جواد در تبلیغات لشکر بود و کارهای نقاشی را انجام می داد.می خواست برای عیادت از برادرش که تازه مجروح شده بود به شیراز برود،او را راضی کردم تا برای این امر با من همراه شود.
قرار شد محمدجواد بارگاه آقا را نقاشی کند و من هم سلام را بنویسم.
نزدیکی های غروب کار ما تقریبا تمام شد.محمد جواد که پرچم را رنگ می کرد گفت:"حیف است،این پرچم باید با قرمز خونی رنگ بشه!"
هنوز جمله اش تمام نشده صدای سوت خمپاره پیچید.خرده بتن های سنگر که بر اثر موج انفجار کنده شده بود،عینکم را شکاند، همه چیز را محو می دیدم.اما از چیزی که دیدم تنم یخ کرد.ترکشی بزرگ به پیشانی محمد جواد بوسه زده و خون سرش بر بالای گنبد آقا،درست در محل پرچم پاشیده شده بود!"


انتهای متن/
منبع: کتاب پرچمی به رنگ خون
نام:
ایمیل:
* نظر:
ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید