تاملی بر وصیت شهید سلیمان حسن نژاد؛
اي برادران و يا بهتر بگم اي مسلمانها بيائيد اين نعمتي که خداوند بر ما منت گذارده و عنايت فرموده قدر آن را بدانيم اين چنين رهبري و اين چنين نعمتي را بيهوده وقت از دست ندهيم.
قدر اين چنين رهبري و اين چنين نعمتي را بدانیم و بيهوده وقت از دست ندهيم/تاملی بر وصیت شهید سلیمان حسن نژاد

نوید شاهد فارس: شهيد سليمان حسن نژاد در 4 آبان سال 1332 در روستاي "مير حسني" از توابع شهرستان لامرد دیده به جهان گشود.
در آغاز جنگ تحميلي با قلبي مالامال از عشق و ايثار قدم به عرصه هاي جهاد و شهادت نهاد و سرانجام در 28 مهر ماه 1363 در مهاباد به فیض شهادت نائل آمد.

(متن وصیت نامه)
بسم الله الرحمن الرحيم
بعد از شهادت به وحدانيت خداوند متعال و به حقانيت تمامي انبياء و مرسلين و به خاتميت حضرت محمد ابن عبدالله صل الله عليه و آله و سلم و به امامت حضرت علي ابن ابي طالب با يازده فرزندش و اينکه قيامت حق است تمامي مردم و در آن روز بکيفر اعمال خود خواهند رسيد و هرآنچه حضرت از طرف خداوند آورده است تماماً حقند . اين وصيت نامه را آغاز مي کنم .

به نام خداوند متعال با درود بر رهبر کبير انقلاب اسلامي امام روح الله حفظ الله تعالي
" من يقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحيات الدنيا بالاخرة و من يقاتل في سبيل الله فيقتل او يغلب فسوف نوتيه اجراً عظيما "سوره نسا آيه 74 . مومنان بايد در راه خدا با آنان که حيات مادي دنيا را به آخرت گزيدند جهاد کنند هرکسي در جهاد براه خدا کشته شد يا فتح گرديد زود باشد که او را در بهشت ابدي اجري عظيم دهيم قرآن کريم .

دل خوش باشيد که شکست براي شما نيست نه در دنيا و نه در آخرت شهادت شهادت فخر اوليا بوده و فخر ما و شماست . امام خميني .

همانطوري که ملت هميشه در صحنه ايران آگاهانه قدم برداشته و مي دارند من نيز با چشمي باز و آگاهي کامل راهي را انتخاب کرده ام که سر آغازش بطرف الله و انتهايش به لقاء الله مي باشد حرکت مي کنم . اين آرزوي ديرينه هر فرد مسلمان و آخرش هم من مي باشد.

برادران عزيز و مخصوصاً پدر و مادر ها را که فرزندانشان را جلوگيري از رفتن به جبهه مي کنند اگر بخاطر داشته باشيد سالهاي دراز بود که در محافل و مجالس عزا مي نشستيم و مي گفتيم که اي کاش در صحراي کربلا بوديم و حسين پسر پيامبرمان را ياري مي کرديم ، آنروز موعود سر رسيد و امروز لشکريان اسلام و لشکر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در سرزمين کربلا منزل گشوده ، اين پير جماران و حسين زمان هر لحظه و هر آن صداي "هل من ناصر ينصرني" ش عالم اسلام را فرا گرفته پس بياييد بجاي اينکه فرزندانمان را از رفتن به جبهه جلوگيري کنيم آنها را تشويق بجهاد در راه خدا کنيم ، در غير اينصورت والله زيان کرده ايم و زياني جبران ناپذير.

اي برادران و يا بهتر بگم اي مسلمانها بيائيد اين نعمتي که خداوند بر ما منت گذارده و عنايت فرموده قدر آن را بدانيم اين چنين رهبري و اين چنين نعمتي را بيهوده وقت از دست ندهيم در پايان با همه شما خداحافظي مي کنم و مرا حلال کنيد .

" الله هم انا نرغب اليک في دوله کريمه نغر بها الاسلام و اهله و تذل بها نفاق و اهله و نجعلنا فيها نم الدعات الاطاعتک و القادت الي سبيلک و ترزقنا بها کرامة الدنيا و الاخرة "

و در ضمن از برادران پاسدارم مي خواهم که پيکرم را بطرف زادگاهم تشييع کنند و سپس در قبرستان کربوردان دفن نمايند همچنين پدرم از تو مي خواهم که در تربيت فرزندانم کوشا باشي و اما تو همسرم آفريني بر تو لحظاتي که خداحافظي کردم تو را شناختم آنچنان استوار و ثابت قدم خود را نشان دادي که واقعاً از شما روحيه گرفتم . والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

به اميد پيروزي رزمندگان حق بر عليه کفر جهاني . به اميد پيروزي جنود الله بر جنود شيطان . سليمان حسن نژاد فرزند اسماعيل . 10 مهر 1361مطابق با 12 ذيحجه 1402 هجري .

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی،مرکز اسناد ایثارگران فارس
 
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده