شهید مدافع حرم؛
شهید محسن جمالی، در سال۱۳۵۴ شهرستان کازرون،کوهمره نودان، روستای موردک دیده به جهان گشود. وی در اواسط سال ۹۴ تصمیم به حضور در سوریه گرفت.سرانجام در چهارمین اعزام خود در ۴آبان سال 13۹۶ در استان دیرالزور، المیادین شهر بوکمال،به فیض عظیم شهادت نایل آمد وبه آرزوی دیرینه خود رسید.
به بهانه سالگرد فراق شهید مدافع حرم محسن جمالی/گزیده ای از زندگی نامه


نوید شاهد فارس: چهارم آبان ماه مصادف است با سالگرد شهادت پرنده خونین بال محسن جمالی. گلی خوشبو از بوستان مدافعان حرم حضرت زینب(سلام الله علیها) که همچون دیگر گل های این گلزار جان خود را نثار دفاع از حرم راوی کربلا کردند و کربلایی دیگر را رقم زدند تا نهضت عاشورا باقی بماند.

شهید محسن جمالی، متولد۱۳۵۴ شهرستان کازرون،کوهمره نودان، روستای موردک است. از همان سنین نوجوانی، تنها چیزی که اصلا برایش مهم نبود مال دنیا و زرق وبرق دنیا بود. در سن ۱۷سالگی در دبی در یک مغازه، لوازم یدکی قایق می فروخت. بعد از دوسال که به ایران آمد، با همه کارهای فنی و رانندگی بولدوزر و… آشنایی کامل داشت.

محسن بیست سال پیش در یک شرکت راهسازی کار می کرد. یک روز که شرکت به خاطر بارش برف زیاد در ده بید فارس تعطیل می شود او تنها در یک کانکس به مدت چهل شبانه روز مشغول عبادت می شود و شب چهلم، خواب حضرت خدیجه (س) را درحالی که حضرت فاطمه(س)را بردامنش بوده می بیند و به شهید جمالی می گوید شفاعت تو را دخترم فاطمه می کند. این خواب واقعا در طول عمر پر برکت این شهید والا مقام تاثیر به سزایی گذاشت. همیشه یار مظلوم و دشمن ظالمان بود. شجاعت و دلیری شهید جمالی واقعا مثال زدنی بود و ارادت خاصی به بی بی زینب(س) داشت، همیشه کارهایش برای رضای خدا بود و اصلا هیچ چیز مانع از اهداف او نمی شد.

شهید محسن جمالی اواسط سال ۹۴ تصمیم به حضور در سوریه گرفت و از طریق تیپ تکاور امام سجاد(ع) بعد از گذراندن آموزشهای رزمی و تاکتیکی لازم، به سوریه اعزام شد. دلاوری ها و رشادت های زیادی در آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا از خود نشان داد. تقریبا ۸۰ روز بعد از حضور در جبهه جنگ علیه تکفیری های داعش و جبهه النصره، به ایران برگشت و زمانی که مرخصی بود مدام بی تابی رفتن می کرد و چون تیپ تکاور امام سجاد(ع) اعزام نداشت، با پیگیری و تلاش زیاد از طریق قرارگاه امام حسین(ع) لشکر ۱۹فجر شیراز به سوریه رفت.  با وجود اینکه خیلی از رزمندگان بعد از  ۴۵ روز برگشتند او سه ماه و حتی در اعزام آخر خود چهار ماه ماند و جالب اینکه در اعزام آخر خود می دانست که شهید می شود چرا که در اعزام های قبلی خود می گفت من هنوز پاک نشده ام و برمی گردم، اما در اعزام آخر، روز خداحافظی حال عجیبی داشت و مادر را در بغل گرفته و گریه می کرد که مادر حلالم کن و اگر ان شاالله شهید شدم بگو فرزندم فدایی بی بی زینب(س) شد. او راه خود را شناخته بود وبه عزیزانش نیز این راه را پیشنهاد می کرد.

نحوه شهادت شهید،از زبان همرزمان او به این نحو بوده که یکی از ادوات که در تیر رس دشمن بوده و جای خطرناکی قرار داشت. شهید محسن جمالی و دونفر دیگر داوطلب می شوند که برای بازگرداندن ادوات بروند. به مقصد می رسند و بعد از ترمیم، در حال برگشت با خمپاره موضع را می زنند و شهید محسن از ناحیه پهلو مورد اصابت ترکش خمپاره قرار می گیرد و به فیض شهادت می رسد، آن دو نفر دیگر نیز مجروح می شوند.
اولین اعزام محسن زمان آزادی نبل الزهرا بود که با تیپ تکاور امام سجاد اعزام شده بود و در چهارمین اعزام خود در ۴آبان سال 13۹۶ در استان دیرالزور، المیادین شهر بوکمال،به فیض عظیم شهادت نایل آمد وبه آرزوی دیرینه خود رسید. تشییع پیکر شهید در روستای محل تولدش صحنه هایی کم نظیر از حضور مردم و مسئولان برای قدردانی از رشادت ها و شجاعت های این شهید سعید بود.

در قسمتی از وصیت نامه شهید چنین آمده است:

"خداوند بزرگ را سپاس گذارم که نعمت حیات و بندگی را به ما داد و بسیار خوشحالم وشکرگزار که توفیق پیدا کردم قدم در این راه بگذارم،دنیایی که با دنیای قبل از اعزام من به سوریه بسیار متفاوت است اگر خداوند بزرگ این بنده سر تا پا تقصیر گنهکار را ببخشد و شهادت نصیبم شد برای رفتن من گریه نکنید،کوچکترین چیزی که می توانم به ماندن اسم شیعه و بی بی زینب(س) هدیه کنم جان ناقابل من است و اگر خدا مرا بپذیرد بزرگترین لطف رادر حق من کرده است.

 مادر عزیزم،می دانم که من اگر شهید بشوم شما را غصه دار می کنم ولی هرگز تحمل دیدن اشکهایت را ندارم و همانطور که آن روز قرآن بالای سرم گرفتی و بهت گفتم با افتخار بگو فرزندم را در راه زینب دادم، به مصائب بی بی زینب(س) فکر کن،بزرگترین آرزویم نابودی اسرائیل است و همیشه برای نابودی اسرائیل دعا کنید...

این راه را به همه عزیزانم توصیه میکنم که بهترین راه است و هرگز حرف هایی که بعضی کم لطفی می کنند و می گویند سبب دلسردی شما نگردد و بدانید که این دنیا با همه بزرگی و زرق و برق، آزمایشی برای دنیای ابدی است و انشاالله که همه بتوانیم سربلند از این آزمایش الهی به دنیای ابدی برویم."

انتهای متن/


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده