وصیت نامه شهید صادق زاده،
شهید اسماعیل صادق زاده در وصیت نامه خود می نویسد، خدايا شهدا خون دادند و از دين پاسدارى كردند، خدايا كمكمان كن تا ما بتوانيم راهشان را كه همان شهادت در راه تو است ادامه دهيم.
خودکفایی و استقلال مملکت در گرو آمیختن علم با فضائل و قوانین اسلامی

نوید شاهد فارس: شهيد اسماعيل صادق زاده در فروردين سال1347 در شهرستان کازرون چشم به جهان گشود .

دوران ابتدايي را در دبستان فرصت و دوره راهنمايي را در مدرسه شهيد شيخيان گذراند.  دوران دبيرستان را در مدرسه شهيد بستان پور گذراند . 

با آغاز جنگ تحمیلی و شهادت برادرش مدام در این فکر اين بود که چگونه جاي او را در جبهه ها پر نمايد و سلاح بر زمين افتاده اش را بدوش گيرد. با توجه به اينکه سنش اقتضاي جبهه رفتن را نمي کرد هميشه ناراحت اين مسئله بود. بالاخره در دی ماه 1361 خود را به پادگان شهيد دستغيب معرفي و تنها يک ماه بيشتر در آنجا نبود که عازم جبهه سر پل ذهاب شد.


 پس از بازگشت. دوم دبیرستان را در رشته رياضي را گذراند و با بهترين نمره قبول شد . پس از قبولي در کلاس اول براي بار دوم در تيرماه سال 1362 دوباره به جبهه رفت . شهید اسماعیل صادق زاده سرانجام در یکم فروردین سال 1364 در سن 17 سالگي بعد از شرکت در عمليات بدر در شرق دجله ، هور العظيم به فیض شهادت نائل آمد و دومين شهيد خانواده گرديد پیکر پاک او پس از 10 روز که جسدش در آنجا مفقود گرديده بود به شهرستان محل اقامتش کازرون منتقل شد  .




(متن وصیت نامه)

بسم الله الرحمن الرحيم

 ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين:همانا نمازم و نيايشم و زندگيم و مرگم براى خدا، پروردگار جهانيان است .


به نام آن خدائيكه نعمت حيات را به ما عطا فرمود و شهادت را وسيله اى براى سعادت ما گنهكاران قرار داد و به نام آن خدائى كه چنين سعادتى را نصيب ما كرد كه توفيق و لياقت شركت در جبهه هاى نبرد حق عليه باطل را پيدا كنيم. و به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان:خدايا، تورا سپاس كه چنين عنايتى به ما روسياهان كردى و ما را لايق شركت در دانشگاهت كردى، خدايا همچنان كه ما را در دانشگاهت پذيرفتى ياريمان كن تا از اين دانشگاه سر بلند و سرافراز بيرون آئيم و همانند شهداى عزيزمان بتوانيم مدرك قبوليمان را با نثار خونمان بگيريم.

                  خرم آن روز كزين منزل ويران بروم                راحت جان طلبم وز پى جانان بروم 

خدايا، مرگم را شهادت در راهت قرار ده تا شايد با اهداء خون ناقابلم كمكى به اين انقلاب و اين امت حزب الهى كرده باشم، خدايا از تو مى خواهم كه چنين سعادتى را نصيبم كنى.

خدايا عاشقم، عاشق ترم كن              شهيد خط سرخ رهبرم كن   


خدايا شهدا خون دادند و از دين پاسدارى كردند، خدايا كمكمان كن تا ما بتوانيم راهشان را كه همان شهادت در راه تو است ادامه دهيم.خدايا، تو گواهى كه من نه براى پول است كه به جبهه ها آمده ام و نه بخاطر ريا و نه بخاطر چيز ديگرى بلكه براى رضاى تو و اطاعت از فرمان فرماندهى كل قوا خمينى روح خداست كه به جبهه ها آمده ام.خدايا تو گواهى كه من با امامم و هاديم روح الله پيمان بسته ام و به او وفادارم چرا كه او به اسلام و خداى خود وفادار است و در اين راه از كشته شدن باكى ندارم و اگر كشته شوم و باز زنده شوم دست از يارى او برنخواهم داشت.

                    مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك                  دو سه روزى قفسى ساخته اند از بدنم 

                  اى خوش  آنروز كه پرواز كنم تا بر دوست          به هواى سر كويش پر و بالى بزنم  

خدايا، اين توفيق را نصيبم كن كه بتوانم راه حسين سيدالشهدا را و راه شهداى انقلابمان را و راه برادر شهيدم ( محمدتقى ) را ادامه دهم. 


پدر و مادر و خانواده عزيزم ناراحت نباشيد كه فرزندتان در راه اسلام و در راه خدا پا نهاده بلكه افتخار كنيد از اين كه توانستيد چنين فرزندى را در دامان خويش بپرورانيد كه بتواند با هديه كردن خون ناقابلش به اسلام و مسلمين و اين انقلاب و جمهورى اسلامى كمكى نه چندان زياد كرده باشد. مرا بخاطر كارهاى خطائى كه در خانه انجام داده ام ببخشيد.


ملت شهيد پرور و مبارز قدر خود و اين انقلابتان را بدانيد و قدر امام بزرگوارتان را بدانيد و هميشه گوش بفرمان او باشيد كه سعادت واقعى در اطاعت كردن او و مو به مو به فرامين الهى اين خورشيد درخشان مى باشد. شكر و سپاس خداى بزرگ را بجاى آوريد كه اين چنين رهبرى به شما عنايت كرده است كه اين چنين پيامبر گونه اى را به سوى وصال معبود رهبرى و هدايت مى كند.


 اى ملت دعاهايتان را زيادتر و زيادتر كنيد، چرا كه ما هر چه داريم به بركت اين دعاهاى شما عزيزان است نماز جمعه را حتى المقدور شركت كنيد و از مسائل عبادى، سياسى، اجتماعى خويش آگاهى پيدا كنيد.


برادران و خواهران عزيز و محترم از شما عاجزانه تقاضا مى كنم كه هر چه بدى و گناه و اشتباهى از اين بنده گناهكار ديده ايد به بزرگوارى خويش مرا ببخشيد چرا كه شما بيش از اين حق گردن ما داشتيد.


 برادران و خواهران عزيز هميشه سعى كنيد بفكر مرگ باشيد تا شايد با ترس از عدالت خداوند بتوانيد قلبهايتان را پاك و نيت ها را خالص گردانيد و در اين راه سعى كنيد همواره خود را كنترل كنيد و در ناراحتيها، خشمها، غضبها عجولانه كار نكنيد و بر نفس خويش مسلط باشيد چرا كه اگر نفستان برشما غلبه  پيدا كرد آخرت خويش را و حتى دنيايتان را تباه خواهد كرد. هميشه در دعاهايتان از خدا بخواهيد كه شما را حتى يك لحظه هم كه شده به خودتان وانگذارد و دعاى، "الهى لاتكلنى الى نفسی طرفة عين ابدا "هميشه بر زبان داشته باشيد چرا كه اگر خدا شما را به خود واگذاشت در گرداب معاصى و گناه غرق شده و هرگز نجات نخواهيد يافت. 


هميشه از خدا بخواهيد كه مرگتان را شهادت در راهش قرار دهد و بكوشيد كه با اعمال خالص خويش خود را لايق وصال با معبود و خداى خويش كنيد. هميشه سعى كنيد امام عزيزمان را در ذهن داشته باشيد و سخنان خدائيش را آويزه گوش خويش قرار دهيد و به گفتارش مو به مو عمل كنيد و قدر اين امام بزرگوار را بدانيد كه اگر چنين نكرديد انقلاب را و اسلامتان را از دست خواهيد داد.


 در آخر سخنى داشتم با برادران دانش آموز و همكلاسيان عزيزم، برادران عزيز سعى كنيد با هر لحظه درس خويش گامى به سوى پيشبرد اين انقلاب و خودكفايى و استقلال مملكت خويش برداريد و به درس و مدرسه چهرهاى مذهبى- معنوى دهيد و سعى كنيد علم را با فضائل و قوانين اسلامى آميخته كنيد و راه شهداى همكلاسيتان را ادامه دهيد. والسلام   

                      خدايا، چنان كن سرانجام كار                تو خشنود باشى و ما رستگار



انتهای متن/

منبع : پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده