وصیت نامه شهید حسين دمیری؛
شهید حسين دمیری در وصیت نامه خود می نویسد: پدر و مادرم به تمام کساني که مي خواهند هدف حقيقي زندگي را با زندگي هماهنگ سازند توصيه مي کنم که هميشه اصول و فروع از قرآن و سنت را معيار و ميزان فعاليت شان که در قبال خود و جامعه مسئوليتي داريد قرار دهند.
هدف حقيقی زندگی را بیابید


نوید شاهد فارس : شهید حسين دمیری در یکم تیر ماه 1345 در روستاي چاه سرخ ني ريز ، ميان خانواده اي متدين دیده به جهان گشود . دستهاي مهربان مادر نوازشگر او گرديد و کم کم در بين کودکان سري از سرها شد . از کودکي بسيار چالاک و با شهامت بود . در شش سالگي راهي دبستان شد و دوره ابتدايي را با موفقيت به پايان برد . سپس به دليل عدم دسترسي به مدرسه راهنمايي ، مجبور به ترک تحصيل شد و پس از آن به کمک پدر در امر کشاورزی پرداخت. کشاورزي اکثر اوقات او را پر مي کرد . چنانچه فرصتي مي يافت ، به ديدار دوستان و آشنايان مي رفت و يا به مطالعه کتب دینی ی پرداخت .

اخلاق نيکوي و متانت و وقارش زبانزد خاص و عام بود . انساني مقيد به احکام الهي و احترام گذار نسبت به والدين و بزرگترهاي خود بشمار مي رفت . وي سال 1364 مشمول خدمت نظام وظيفه شد و لباس مقدس سربازي را به تن کرد . پس از طي دوره آموزش نظامي راهي مناطق جنگي شد . در کنار ساير رزمندگان به دفاع از اسلام پرداخت .

 او در تيپ 46 الهادي بود و با سمت تخريب چي در منطقه خدمت مي کرد. وی سرانجام در چهارم اردیبهشت 1366 به شهادت رسید.


(متن وصیت نامه)
 بسم الله الرحمن الرحيم  
" الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عند الله و اولئک هم الفائزون
آنانکه ايمان آوردند و از وطن هجرت گزيدند و در راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند آنها را نزد خدا مقام بلندي است و آنان بالخصوص رستگاران و سعادتمندان " .


بنام خالق که جانم از اوست فکر در اوست چشمم را روشنائي مي بخشد و قلبم را آينه خوبي مي سازد. اکنون که افتخار دارم در اين جشن و مهماني عظيم که سفره برکت خداست شرکت کنم بسيار خرسندم که توانستم به نداي " هل من ناصر ينصرني " حسين زمان خميني بزرگ لبيک گفته و اگر گناهانم بند اسارت را از اين تن رنجور باز کند و لياقت شهادت را پيدا کنم ثارالله را مفهوم بخشم .

و حال اي خداي بزرگ اي رحمان و اي رحيم که رحماني براي همه و رحيمي براي بندگان مخصوصت مي دانم که من از بندگان مخصوصت نيستم اما همانگونه که بر همه مهرباني بر ما هم نظري کن و به همراه اين ملت مظلوم و اين امام کبير پيروزمان کن که اگر به مصلحت تو به آغوش شهادت رفتيم کدام پيروزي مي تواند که از اين بزرگتر باشد .

و اما به پدر و مادرم به تمام کساني که مي خواهند هدف حقيقي زندگي را با زندگي هماهنگ سازند توصيه مي کنم که هميشه اصول و فروع از قرآن و سنت را معيار و ميزان فعاليت شان که در قبال خود و جامعه مسئوليتي داريد قرار دهند.

 اي خانواده آگاه و دانسته باشيد من آگاهانه به راه عظيم و دشوار که جز حقيقت هم سفرم نيست پا نهادم و رضايم به رضاي خداست نکند بعد از من کوچکترين ناراحتي و غم و غصه به دل راه دهيد. خداي نکرده در ملاء عام گريه کنيد و نکند با اين کارتان لبخند بر لبهاي نکبت بار آمريکا و منافقان نشان دهيد. خدا را شکر کنيد که خانواده شهيد هستيد شيريني و نقل بر مزارم پخش کنيد و بر قبرم زاري نکنيد همواره بگوئيد اينجا حجله فرزندم است.

 مادرم گرچه مي دانم نالاني ولي در خفا ناراحت باش مادرم اي ستاره شب مانند مادر وهب باش که سر فرزندش را در جنگ به سوي او پرتاب کردن و شجاعانه آن را بطرف دشمن پرتاب کرد و با نداي محکمي به دشمن گفت من چيزي که به راه خدا دادم پس نمي گيرم.

 مادرم همچون ليلا که علي اکبر را در جنگ آماده کرد برادرم را آماده کن خواهرم چون زينب بخروشيد و از دست صدام و صداميان شکوه کنيد و بگوئيد چگونه به ما مي تازند و چگونه روي مغول را سفيد مي کنند .

پدر و مادرم نمي دانم چگونه از شما بخواهم که اين فرزند ناقابلتان را حلال کنيد مرا ببخشيد گرچه روئي ندارم و مرا تا اندازه اي نجات دهيد از قول من به همه آشنايان و اقوام حلالي بطلبيد و مرا ببخشيد در پايان گرچه کوچکتر از آنم که نصيحت کنم اما هرگز راه خدا را فراموش نکنيد. مانند کوفيان عمل نکنيد و تا آخرين دم امام را ياري کنيد دعا را فراموش نکنيد. شما را اي پدر گرامي که عمري را بخاطر من در رنج و عذاب بسر بردي چون چشمانم دوستت داشتم و دوست دارم که بعد از من در راه امام بماني در آخر همه را به خدا مي سپارم از شما ملت مسلمان يک تقاضا دارم و آن اين است که امام را تنها نگذاريد و پيرو رهنمودهاي امام باشيد و قدر امام را بدانيد تا آنجا که مي توانيد سعي کنيد که ضد انقلابيون را بسوي اسلام ارشاد کنيد اگر از کارهاي گذشته خودشان دست کشيدند خوشا به سعادتشان ولي اگر دوباره به اعمال پليدشان ادامه داده اند آنها را از بين ببريد

 من کساني که طرفدار سازمانها و گروه هاي ضد اسلامي هستند مي گويم که دست از کارهايشان بکشند و پيرو خط امام شوند و به دامان اسلام برگردند .

پروردگارا ما را سرشار از صبر و مقاومت کن و گامهاي مان را استوار بخش و به کافران پيروزمان فرما. پروردگارا به رهبر انقلاب ما طول عمر عنايت فرما پروردگارا ما را از شهيدان اسلام قرار بده پروردگارا به تمام خانواده هاي شهيدان صبر و مقاومت عنايت فرما .
والسلام من الله توفيق
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار
روح منی خميني بت شکني خميني
والسلام






انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار