شهيد ابراهيم رستگار؛
شهيد ابراهيم رستگار در وصیت نامه خود می نویسد: بارالها از تو خواهانم با کمک اين ملت غيور و مسلمان انقلاب اسلاميمان به رهبري نائب امام زمان پرچمش فراتر از مرزها رود و نداي اسلام و اسلام محمدي سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه اي حکومت علي در اين منطقه استقرار يابد.
بارالها؛ ندای اسلام محمدی سراسر منطقه را فرا گيرد


نوید شاهد فارس : شهيد ابراهيم رستگار در ششم فروردین ماه 1341  در شب 19 ماه مبارک رمضان در شهرستان مرودشت ديده به جهان گشود.
از 7 سالگی راهی مدرسه شد و دوران تحصيلی خود را تا سال چهارم در دبيرستان ولي عصر (عج) در رشته برق با موفقيت به اتمام رساند.

 او در کنار تحصيل براي روستاهاي محروم برق کشي مي کرد و در کنار کار برق کشي به شغل رانندگي ماشين سنگين هم مشغول بود.

وي در تاريخ 18دی ماه 1361 از طرف بسيج شهرستان به مناطق جنگي اعزام شد. از آن روز تا زمان شهادتش به مدت يک سال و 8 ماه مدام در جبهه ها به مبارزه با دشمنان بعثي پرداخت.

شهيد ابراهيم رستگار سرانجام در 19 اردیبهشت ماه 1362 در منطقه شلمچه بر اثر بمباران هوايي به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

(متن وصیت نامه)

بسم الله الرحمن الرحيم
درود به روان پاک امام امت رهبر مستضعفين جهان رهبر دردمندان و مصيبت زدگان رهبر زحمتکشان و رنجبران و مظلومين جهان،  چرا در اين طبقه به او دل بستند و اميدوارند که رهبري او به رهبري و قيام حضرت امام مهدي موعود متصل گردد.

 بارالها از تو خواهانم با کمک اين ملت غيور و مسلمان انقلاب اسلاميمان به رهبري نائب امام زمان پرچمش فراتر از مرزها رود و نداي اسلام و اسلام محمدي سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه اي حکومت علي در اين منطقه استقرار يابد.

 پدر عزيزم مي دانم که محبت من در دل تو بسيار است و رنج و اندوه از دست دادن من برايت سنگين است ولي در راه رسيدن به حکومت الله و به ثمر رسيدن حکومت اسلامي بسي ناچيز است. مادرم مي دانم که غم از دست دادن فرزند برايت مشکل است ولي مادرم لحظه مرگ من زيباترين لحظه عمر من است مادرم با اشکهايت مرا مرنجان وقتي که به هدف خود رسيدم زندگيم آغاز خواهد شد و به جاودانه ترين شکل خود خواهد رسيد و فارغ از غم ها و رنج ها و اندوه هاي اين دنياي پليد خواهم شد و دل خواهم برگير.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار.
 ابراهيم رستگار 4/1/1362.
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند      رو به صفتان زشت خو را نکشند.
گر عاشق صادقي ز مردن نهراس      مردار بود هر که او را نکشند.


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده