شهید محمد حسین پرشکفتی در خاطره ای می نویسد: يک خاطره در تاريخ 24دی ماه 1360 از حمله؛ ما صبح از خواب بيدار شديم به ورزش رفتيم و بعدش رفتيم صبحانه خورديم و به کلاس آموزش رفتيم و تا ساعت 12 آمديم و نهار خورديم و بعداً دوباره سر کلاس آموزش رفتيم و ساعت 3 بعد از ظهر بود
خاطره خودنوشت شهید محمد حسین پرشکفتی

نوید شاهد فارس: شهید محمد حسین پرشکفتی در 21مرداد ماه 1341 در بخش پرشکفت روستای خان زنیان از توابع دشت ارژن در استان فارس در یک خانواده کشاورز دیده به جهان گشود.

 پس از دوران طفولیت در هفت سالگی او را به مدرسه فر ستادند . با آغاز جنگ تحمیلی در سن 18 سالگی بود که دفترچه آماده به خدمت گرفت و در مرکز آموزشی رزهی دوره آموزشی را در کرمان گذارند و بعد از اتمام دوره آموزشی نظامی راهی جبهه جنگ حق علیه باطل گردید و به منطقه  عملیات سومار اعزام شد . در این دوران یکبار زخمی شددر این دوران یکبار زخمی شد ولی خانواده از این جریان بی اطلاع بودند. پس از اتمام دوران سربازی مجدد به جبهه رفت. و سرانجام در 26 اردیبهشت ماه 1366 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به گردن و بدن به شهادت رسید.

(متن خاطره خود نوشت)
بسم الله الرحمن الرحيم
 يک خاطره در تاريخ 24دی ماه 1360 از حمله؛ ما صبح  از خواب بيدار شديم به ورزش رفتيم و بعدش رفتيم صبحانه خورديم و به کلاس آموزش رفتيم و تا ساعت 12 آمديم و نهار خورديم و بعداً دوباره سر کلاس آموزش رفتيم و ساعت 3 بعد از ظهر بود که ناگهان سر گروهبان ) ما گفت چيز هايتان را جمع کنيد ما هم چيز ها را جمع کرديم و شام هم آمد . و شام را گرفتيم و در حالي که مي خواستيم شام بخوريم ما را نگذاشتند که شام را بخوريم  گفتند سوار ماشين شويد و ما گرسنه سوار  ماشين کردند براي حمله بردند  و به ما گفتند که شما پشتباني  هستيد.

 ما در ساعت 9 شب به دره ی ساميايا رسيديم ما را در يک کنال ها بردند و چند دقيقه گذشت که  گردان 157 خط شکن برد آمدند و به جلو رفتند تا بچه ها مي خواستند از کانال بيرون بروند که عراق منور شد و از همان جا حمله شروع شد و ناگهان در همان وقت بک گلوله در ميان بچه هاي ما افتاد و دو شهيد و يک مجروح ما داديم . والسلام



انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده