شهید علی اکبری،
شهید علی اکبری در وصیت نامه خود می نویسد: معلمان شريف و غيرتمند؛ در كنار سنگرجهاد با كفار از تدريس و درس خواندن يك لحظه غافل نشوند و محكم و استوار معلمان براى درس دادن تمامى سعى و كوشش خود را براى تربيت كردن نسل نوجوان و جوانان اين مملكت بكار گيرند كه آينده اين مملكت بر دوش همين قشر مى‌باشد.

معلمان عزیز؛ در كنار سنگر جهاد با كفار از تدریس يك لحظه غافل نشوید

نوید شاهد فارس : شهید علی اکبری در بیستم شهریور ماه 1348 در مرودشت دیده به جهان گشود . تحصیلات خود را از 7 سالگی آغاز کرد و تا اول متوسطه گذراند با آغاز جنگ تحمیلی درس را رها کرد و به جبهه رفت وی سرانجام در 15 خرداد ماه 1365 به شهادت رسید.

(متن وصیت نامه)
بسم الله الرحمن الرحيم
بنام الله كه ما را از نيستى هستى داد. چند كلمه‌اى به عنوان وصيت مى‌نويسم. نمى‌دانم از كجا شروع كنم.
 با سلام به ساحت مقدس حضرت ولى‌عصر(عج) و با درود به رهبر كبير انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى و با درود به روان پاك شهداى اسلام به ويژه سرور شهيدان حضرت اباعبدالله‌الحسين و با درود به رزمندگان شجاع اسلام وصيت‌نامه خود را شروع مى‌كنم.
انا لله و انا اليه راجعون.

پدر، مادر، برادر و خواهرانم بدانيد كه انسان يك روز به دنيا مى‌آيد و يك روز از دنيا مى‌رود. پس چه بهتر كه انسان در بستر نميرد و در سنگر جهاد و مبارزه بر عليه متجاوزان و ستمگران شهيد شود و به ديار ابدى راه پيدا كند.

اكنون كه در جبهه جنگ بسر مى‌برم احساس ميكنم پس از انتظارى چند، لطف خدا شامل حال مى‌شود و بالاخره از اين دنياى فانى نجات پيدا كرده و به ديار ابدى راه پيدا مى‌كنم. قبل از هر چيز پدر و مادرم را دعوت به صبر و استقامت در برابر شنيدن خبر شهادت مى‌كنم و اميدوارم كه صبر را پيشه خود كنند و هيچگونه تزلزلى در روحيه آنها بوجود نيايد.
خداوند ان شاءالله به خانواده‌ هاى شهدا بويژه به خانواده اين حقير صبر عنايت كند.

 دومين توصيه‌ام به دانش‌آموزان و معلمان شريف و غيرتمند است كه در كنار سنگرجهاد با كفار از تدريس  و درس خواندن يك لحظه غافل نشوند و محكم و استوار معلمان براى درس دادن تمامى سعى و كوشش خود را براى تربيت كردن نسل نوجوان و جوانان اين مملكت بكار گيرند كه آينده اين مملكت بر دوش همين قشر مى‌باشد.

و دانش‌آموزان عزيز نيز تمام هم خود را در يادگيرى متون درسى بكار برند كه در آينده‌اى نزديك اداره اين مملكت بدست شماست.

اميدوارم كه خداوند تمامى شماها را در اهدافتان موفق و ثابت‌قدم بدارد.

سومين وصيتم به برادرانم است كه مبادا از مسئوليتى كه به دوش شماست تخلف كرده و اگر در سنگر مدرسه هستيد نسبت به اداى تكليفتان سستى كنيد. از شماها نيز مى‌خواهم با اراده‌اى محكم و پولادين نسبت به مسئوليتى كه به عهده شماست بخوبى برآييد. باشد كه خداوند شما را نيز در انجام كارهاى محوله موفق بدارد.

باز تو اى مادرم، خدا ترا زنده نگهدار كه مرا جانباز پروردى. از شما مى‌خواهم كه در هنگام شنيدن خبر شهادت من دستها را به سوى آسمان دراز كرده و بگويى پروردگارا اين هديه ناقابل را از من بپذير. «ارجعى الى ربك راضية مرضية».
در آخر از كليه خواهران و برادرانم مى‌خواهم كه براى پيروزى رزمندگان اسلام و طول عمر امام دعا كنند. بخصوص ازآنها مى‌خواهم كه گوش به حرف امام بزرگوار باشند و حتى‌المقدور به گفته‌هاى او كه گفته خداست جامه عمل بپوشانند. ديگر چيزى به نظرم نمى‌آيد به اميد پيروزى نهايى رزمندگان اسلام بر لشكريان كفر صدامى.
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار
خدا حافظ
والسلام‌01/3/65
على اكبرى
 
انتهای متن/
 منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده