شهيد حسن سروندی؛
شهيد حسن سروندی در وصیت نامه خود می نویسد: سلام و درود بر تمام کارگران و کشاورزان عزيز که با دست پينه بسته خود کار مي کنند و خوشحال هستند که زحمتشان و دست رنجشان به هدر نميرد و در آن دنيا بهشت و نعمات بهشت را مي خرند .به قول شهيد مظلوم شهيد محمد حسين بهشتي : بهشتي را به بهانه ندهيد به بهاء بدهيد .
چه کسانی نعمات بهشت را می خرند؟

 نوید شاهد فارس:شهيد حسن سروندی در  3 مهر ماه 1342 در آبادان دیده به جهان گشود.  او در خانواده اي با ايمان و متعهد به اسلام رشد يافت ، خانواده در سال 1351 در حالی که حسن نه ساله بود به ماهشهر  مهاجرت کردند و تا سال 1356 در آن شهر ساکن بودند .

پدر در شركت پتروشيمي ماهشهر کار مي کرد که به علت فعاليت هاي انقلابي  عليه رژيم پهلوي از آنجا اخراج شد،  پس از اين اتفاق به قم رفتند و در آن جا ساکن شدند .

حسن در همان سال ها در بسيج قم ثبت نام کرد . سه سال در واحد بسيج قم تعليم ديد و خدمت کرد . از سال 1359 تا 1360 در جبهه هاي خوزستان همراه شهيد چمران در جنگ هاي چريکي شرکت کرد. در سال 1361 عازم جبهه کردستان شد و مبارزات خود عليه رژيم بعثي را به مدت سه ماه در منطقه گيلان غرب ادامه داد در اين منطقه در تيپ محمد رسول الله خدمت مي کرد .

وی سرانجام در 24 خرداد ماه 1361 زماني که همراه يک گروه ده نفري براي شناسايي رفته بود محاصره و اسير شد که در همان ساعات اوليه  اسارت به درجه رفيع شهادت رسيد . پیکر پاکش سال 1369 تفحص و در گلزار شهداي شيراز به خاک سپرده شد .

(متن وصیت نامه)
بسم رب الشهدا
با سلام درود فراوان به رهبر کبير انقلاب اسلامي جهان و ايران عزيزمان که جانش را در کف دست گذاشته و فداکاري مي کند . و سلام و درود بر شهدا و جانبازاني که در جبهه جنگ حماسه مي آفرينند و مردمي که در پشت جبهه به آن ها کمک مادي و معنوي مي کنند از طريق نهاد پشتيباني به جبهه هاي جنگ و جنگزدگان غرب و جنوب .

سلام و درود بر تمام خانواده هاي شهدا به خصوص پدران و مادران شهيد و کارگران و کشاورزان عزيز که با دست پينه بسته خود کار مي کنند و خوشحال هستند که زحمتشان و دست رنجشان به هدر نميرد و در آن دنيا بهشت و نعمات بهشت را مي خرند . به قول شهيد مظلوم شهيد محمد حسين بهشتي : بهشتي را به بهانه ندهيد به بهاء بدهيد .

سخني دارم با پدر و مادر و اهل خانواده و فاميل سلام و درود بر شما که هرگز لحظه اي از فکر شهر و ديار و آب و خاک و اسلام بيرون نمي رويد  و فقط توحيد توصيه مي کنم به مادرم که بر سر مزار من کم بيايد که يک دفعه خسته اش نشود . نمي گويم گريه نکن . به قول برادر محسن قرائتي مادر چطور مي  تواند گريه نکند در صورتي که تکه از جانش را داده است خوب از هر لحاظ من ارزش گريه هاي تو را ندارم مي خواهم با صبر و خوشحالي خودت باعث تقويت روحيه براي رزمندگان بشوي و آنان را تشويق به جبهه کني ان شاءالله که قول مي دهيد .

 هر کس از دوست و آشنا اذيت و آزاري ديده مرا ببخشد و حلال کند و رزمندگان را دعا کنيد من رفتم و به دعاي خير شما براي پيروزي احتياج دارم . خداحافظ همگي شما باشد .خدايا از عمر ما بکاه به عمر امام عزيزمان و نور ديده ملتمان بيافزا .  امام زمان و نايب بر حقش امام خميني و همه امت شهيد پرور ايران
سروندي
والسلام


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار