شهادت 30 تیرماه،
شهيد اسکندر عباسی در یکم فروردین ماه1338 در روستای الیف دهلی کازرون دیده به جهان گشود و در تیر ماه 64 به شهادت رسید.
تاملی بر زندگی نامه شهيد اسکندر عباسی در سالروز شهادت

نوید شاهد فارس : شهيد اسکندر عباسی در یکم فروردین ماه 1338 در روستای الیف دهلی کازرون دیده به جهان گشود.

از همان کودکي بياري پدر بر خواست و بکار مشغول شد. او در نوجواني علاقه زيادي به مذهب و آداب مذهبي داشت و مقيد به انجام فرائض ديني بود و چون در روستاي محل زندگي مدرسه نبود تا آن زمان نتوانست درس بخواند. روزی از اینکه سواد ندارد ناراحت بود و به برادر خود گفت : سواد ندارم و نمي دانم که چکار کنم که بتوانم کار ثوابي انجام دهم. به پيشنهاد برادرش مؤذن شد و در همان روستا شروع به اذان گفتن کرد. چند سال بعد پدرش را از دست داد با از دست دادن پدر بار سنگين زندگي بر دوش وي گذاشته شد و با تلاش و ايثارگري که داشت سرپرستي و تأمين معاش خانواده خود که تشکيل شده بود از 3 خواهر  و يک برادر عهده دار شد و براي تامين معاش شبانه روز تلاش و کوشش مي کرد و در همين زمان بود که با علاقه اي که داشت روزانه کار مي کرد و شبها به مکتب خانه مي رفت .

 هنوز چند سالی از فوت پدرش نگذشته بود که مادر مهربانش را نيز از دست داد و با از دست دادن مادر که همواره ياوري در کنار او بود بر مشکلات بسيارش افزون گرديد . اسکندر با وجودي که فردي کم در آمد بود به بيچارگان و فقيران و يتيمان و بيوه زنان و پيران کمک مي کرد .
وی در سال 1357 ازدواج کرد و صاحب 4 فرزند شد. در اوج انقلاب شکوهمند اسلامي به ارشاد و راهنمائي مردم پرداخت و جوانان را جمع مي کرد و درباره اسلام و نهضت امام خميني سخنراني و آنها را وادار به شعار دادن مي کرد و مبلغي که از شهرستان کازرون براي تبليغ به روستاي محل زندگي شهيد مي آمدند براي حفظ جان آنها با اسلحه خود به نگهباني مي پرداخت و در تظاهراتي که عليه رژيم طاغوت برگزار مي شد با پيمودن راه کوهستاني شرکت مي کرد و به توزيع نوارهاي مذهبي و کتب مذهبي و اعلاميه هاي رهبران به خصوص اعلاميه امام مي پرداخت.

 بعد از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي به رهبري امام امت با اصرار مردم به اقامه نماز جماعت مي پرداخت و به فرائض ديني پايبند بود و روزهاي جمعه از روستا حرکت مي کرد و خود را به صفوف دشمن شکن جمعه مي رساند و هنگامي که جنگ تحميلي شروع شد وي مي گفت : حيف است که ما زنده باشيم و دشمن فرزندان اسلامي ما را به خاک و خون و اموال و ناموس آنها را به چپاول و غارت بکشد. اسکندر با علاقه اي که به اسلام و حفظ کيان اسلامي داشت براي حفظ اسلام بر خود واجب دانست و با لبيک گفتن به نائب امام زمان عجل الله تعالي و فرجه شريف  امام خميني در اوايل سال 1361 با شوق لقاءالله و رسيدن به معبود خود به بسيج سپاه پاسداران مراجعه و در پادگان آيت الله شهيد دستغيب حدود يک ماه آموزش نظامي رزمي ديد.

  پس از اتمام دوره آموزشي بر اثر مشکلاتي که براي او به وجود آمد نتوانست به جبهه اعزام شود اما در شوق رفتن به طرف هدف خود همواره مي سوخت و بالاخره پس از مدتي بار ديگر به بسيج مراجعه و اين بار نيز حدود يک ماه در پادگان فوق الذکر آموزش و در مورخه 21 اسفند 61 روانه جبهه شد و به لبيک گويان حسين زمان پيوست و پس از پايان مأموريت به آغوش خانواده خود باز گشت.

او مجدد در مورخه 5 دی ماه 63 روانه جبهه حق عليه باطل شد  و پس از چندی به خانه بازگشت. و در همين زمان بود که در اثر  مشکلاتي که برايش پيش آمد به روستاي مشتان عزيمت نمود و در آن محل اقدام به خريدن يک باب منزل مسکوني کرد.

شهید عباسی پس از مدتی به جبهه رفت و سرانجام در 30 تیرماه 1364 به شهادت رسید.

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده