وصیت نامه شهيد جليل رستم پور،
شهيد جليل رستم پور در وصیت نامه خود می نویسد: امام در آخرين لحظات فرمود هل من ناصر ينصرنى آيا كسى است كه مرا يارى كند. خطابش به كه بود به آن‌هايى كه درمقابلش ايستاده بودند يا نه آن‌هايي كه با او بودند (نه ) به نظر من خطاب به نسلهاى آينده بود و من نداى امام حسين (ع) پاسخ داده و آمده ام كه يزيديان را براندازم.
خطاب به نسل هاى آينده!
به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد جليل رستم پور در بيستم دي ماه 1344 در روستاي صحرا رود يکي از توابع شهرستان فسا ديده به جهان گشود. او در خانواده اي مومن و با ايمان پرورش يافت . پدرش کشاورز بود که از اين راه به تأمين مخارج خانواده مي پرداخت . از 6 سالگی به مدرسه رفت. پس از اتمام دوره ي ابتدايي ، دوره ي راهنمايي را آغاز نمود و توانست تا دوم راهنمايي درسش را در روستاي خودش ادامه دهد اما پس از آن ترک تحصيل کرد .
مدتي از شروع جنگ تحميلي مي گذشت که راهي جبهه نبرد حق عليه باطل شد . او در جبهه حدود دو سال با تمام قوا در برابر دشمنان عراقي ايستادگي کرد و سرانجام در جبهه کوشک در سي ام مرداد ماه 1364 به علت ترکش خمپاره به سر و بدن به شهادت رسید .

متن وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم
ولاتحسبن الذين قتلو فى سبيل ا لله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
چنين مپنداريد آنهايى كه درراه خدا جنگ كرده و كشته مى شوند مردگانند وليكن آنها زنده اند و درنزد خدا روزى مى خورند
 بنام خداوندى كه حامى ستمگران و يارى دهنده مستضعفان و به نام خدايى كه ياد او آرام‌ بخش دلهاست. پس ازحمد و سپاس خداى بزرگ وصيت خود را شروع مى كنم. سلام بر امام امت خمينى بت شكن و سلام بر امت شهيد پرور ايران و سلام برخانواده هاى شهدا و سلام برخانواده هاى شهيدان صحرا رود و در آخر سلام بر پدر و  مادر خوب و مهربانم و سلام بر برادران و خواهران عزيزم.

در شهادتم به یکديگر تبريك بگوييد
 اى پدر و مادر مهربان و اى خواهر و برادران عزيزم از خداى بزرگ مى خواهم كه به شما صبر و تحمل عنايت فرمايد و جز اين با شما خير و پاداش نيكو دهد وصيتم با شما اين است كه اگر به فيض شهادت نايل آمدم از شما مى خواهم به همديگر تبريك بگوييد و بجاى گريه شادى كنيد و به جاى مجلس عزا مجلس شادى بگيريد و افتخار كنيد كه چنين فرزندى داشتيد و دراين راه داديد راه پر بركت الهى و از شما مى خواهم كه هر وقت آمدى كنار قبرم اول آن شهدا را زيارت كن و در آخر بالا سرمن و مرا زيارت كن.

به رحمت او اميدوار باشيد
 ازشما ميخواهم كه به دستورات اسلام احترام بگذاريد و بجاى ماديات به معنويات فكركنيد. ازخداوند بترسيد و به رحمت او اميدوارباشيد.

خطاب به نسل هاى آينده

 پدر و مادرمهربانم بدان كه شهادت آرزوى من است و بدانيد كه همگى شما را دوست دارم ولى مى خواهم بعد از من راه مرا ادامه دهيد و بدانيد كه هركس باخدا باشد ضرر وزيان نخواهد ديد. باز مى خواهم بگويم كه من راه خود را يافته ام چرا كه سرگردان بودم راهى كه به سعادت جاويدان ختم مى شود شهادت را درمكتب امام حسين (ع) آموخته ام وامام درآخرين لحظات فرمود هل من ناصر ينصرنى آيا كسى است كه مرا يارى كند. خطابش به كه بود به آن‌هايى كه درمقابلش ايستاده بودند يا نه آن‌هاييكه  با اوبودند (نه ) به نظر من خطاب به نسلهاى آينده بود ومن نداى امام حسين (ع) پاسخ داده وذآمده ام كه يزيديان را براندازم.

بعضى فكر مى كنند كه ما بدون جهت و هدف مى جنگيم؟!!

 بعضى فكر مى كنند كه ما بدون جهت و هدف مى جنگيم يا بى فايده آرزوى كشته شدن داريم! ولى بدانيد و آگاه باشيد كه ما خوب درك كرديم و چون خوب فهميده ايم پس‌ تعصب داريم. در آخر سخن من به تمام ملت شهيد پرور كه ادامه دهنده راه حسين (ع) است كه من به عنوان يك برادر كوچكتر به عرضتان مى رسانم مبادا يك لحظه ازياد خدا و جهاد درراه او غفلت كنيد و مبادا امام عزيزمان قلب امت كه نور چشم مستضعفان را تنها بگذاريد كه سوگند به خون سرخ شهيدان كه گرانبهاترين وعزيز ترين چيزهاست واگر پيروى ازتعاليم رهبرمان نكنيد ضربه به پيكر اسلام زده ايد و قسم به روز قدر كه خداوند مى فرمايد ليلة القدر خيرمن الف الشهر شب قدر بهتراز هزار شب است به عرضتان مى رسانم اگر پيرو خط امام وتعاليم آن حضرت نباشيد ضربه از پشت به فرق مبارك اميرالمؤمنين على (ع) زده ايد پس نصيحت برادرانه من حقير دريادتان باشد تا شكست نخوريد.
دعاى هميشگى يادتان نرود خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى رانگهدار والسلام

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده