توصیه شهيد يحيی صلح جو؛
شهيد يحيی صلح جو در وصیت نامه خود می نویسد: ياران و دوستان دين خود را بهتر بشناسيد و حق را از ناحق تشخيص دهيد، از آن كسانى كه براى امام حسين ( ع) نامه نوشتند و از كسانى كه از حضرت على (ع) را تنها گذاشتند نباشيد.
حق را از ناحق تشخيص دهيد

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد يحيی صلح جو در 30 شهریور ماه 1346 در روستاي دريس کازرون در خانواده اي مذهبي مستضعف ديده به جهان گشود. از 6 سالگي به مدرسه رفت و شروع به درس خواندن کرد و تحصیلات خود را تا اول متوسطه گذراند.
 علاقه وافري به دعا داشت و دعا را نردبان و معراج قرب به سوي خدا میدانست. به طوري که شبهاي جمعه با وجودي که هيچ گونه وسيله نقليه نداشت به روستاي احمد آباد مي رفت و دعاي کميل را در آنجا تشکيل مي داد .
او هميشه در فکر رفتن به جبهه بود و آني از یاد آن غافل نمی شد. تا اينکه در یکم ماه مبارک رمضان در بسيج کازورن جهت اعزام به جبهه نام نویسی کرد. دوره آموزشی را با وجود گرماي طاقت فرسا و تعليمات نظامي با زبان روزه گذراند.  بعد از اتمام دوره آموزشی سفر خويش را به سوي شهادتش و به سوي کعبه آمالش آغاز کرد وی سرانجام در 5 شهریور ماه 1361 در جبهه کوشک به شهادت رسید.


متن وصیت نامه:

به نام خدا
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلا ﴿٢٣﴾
از ميان مؤمنان مردانى‏ اند كه به آنچه با خدا عهد بستند صادقانه وفا كردند برخى از آنان به شهادت رسيدند و برخى از آنها در [همين] انتظارند و [هرگز عقيده خود را] تبديل نكردند (۲۳)

با درود فراوان به رهبر كبير انقلاب اسلامى و با عرض سلام به تمامى شهيدان از صدر اسلام تا كنون وصيت خود را آغاز مى كنم:
خدايا تو خود مى دانى كه من الان احساس مى كنم در حال رفتن به سوى تو هستم و بهترين و لذت بخشترين لحظات تمام عمر و زندگيم همين لحظات است زيرا يك انسان بودم گهنكار و شرمنده و بى نهايت كوچك بودم بسوى معبود خود و عشق خود و رب خود و بى نهايت بزرگ عروج كردم و بالا رفتم.


جبهه بهترين محل آزمايش

 خدايا اى كاش هزاران جان داشتم تا به خاطر رضاى تو در راه امام خمينى كه همان راه اسلام عزيز است ميدادم. و اما پدر و مادر عزيز ميدانم كه هر پدر و مادرى آرزو دارند كه فرزندان نزد خودشان باشد و از آنها دور نشوند ولى امروز بايد آرزوهاى ما جهت ديگرى پيدا كند و آن تقويت اسلام باشد، و وقتى پاى مسئوليت الهى پيش بيايد خودتان هم بايد قبول داشته باشيد كه دستور خدا و امام را بايد اجرا كرد و به گفته آنان لبيك گفت. و چون امروز حفظ اسلام واجب است و من و امثال شما و ما همه در اين دنيا امانتى هستيم از جانب خداوند و بايستى اين امانت را به صاحب امانت پس بدهيم و جبهه بهترين محل آزمايش براى پس دادن امانت است و اين را هم بدانيد كه وقتى كه انسان مى خواهد با خدا معامله كند بايد بهترين چيزى را كه دارد تقديم كند و امروز ما غير از يك جان ناقابل چيزى نداريم و اميدواريم كه خداوند به بزرگى خودش قبول كند و از سر تقصيرات و اشتباهات ما بگذرد.

شهيد عزادارى نمى خواهد
و بعد اين را هم بدانيد كه شهيد عزادارى نمى خواهد، شهيد پيرو مى خواهد و بعد از من وصيت به تو اى برادر كه تو بعد از من بايد اسلحه من را از زمين بردارى و تا پيروزى نهايى راهم را ادامه دهى


حق را از ناحق تشخيص دهيد
 در پايان عرايضم يك پيام به شما خواهر و برادر و ياران و دوستان دارم: اين پيام اين است كه نگذاريد، امام تنها بماند، يار و ياور او باشيد و دين خود را بهتر بشناسيد و حق را از ناحق تشخيص دهيد. از آن كسانى كه براى امام حسين ( ع) نامه نوشتند و از كسانى كه از حضرت على (ع) را تنها گذاشتند نباشيد. پس خمينى را تنها نگذاريد زيرا به خون تمامى شهدا خيانت كرده ايد اگر او را تنها گذاريد.
 اگر جسد مرا پيدا نكرديد بالاى سر قبر هر شهيدى برويد فرقى ندارد و عكس مرا بزرگ كنيد و در بغل عكس شهيد سيد فرج منصورزاده بزنيد از قول من از اقوام و خويشان و دوستان خداحافظى كنيد. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار.
جانثار اسلام يحيى صلح جو


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده