نامه شهید اکبر رجبی؛
شهید اکبر رجبی در نامه ای می نویسد: این راهی است که همه باید بروند اگر من به جبهه نروم و دیگری هم نرود پس چه کسی باید از میهن و ناموس ما دفاع کند.
چه کسی باید از میهن و ناموس ما دفاع کند
به گزارش نوید شاهد فارس، شهید اکبر رجبی در 15 آذر سال 1340 در ممسنی دیده به جهان گشود . او در خانواده ای متعهد و مذهبی پرورش یافت . مادرش بسیار دلسوز و پدرش فداکار و زحمتکش بود که از راه کارگری به امرار معاش خانواده می پرداخت.

در شش سالگی راهی دبستان شد و به دلیل علاقه ای که به درس خواندن داشت توانست دوره ی ابتدایی را با موفقیت به پایان برساند. او در کنار درس خواندن کارگری می کرد تا هم کمکی به پدر باشد و هم هزینه تحصیل خود را فراهم کند . پس از آن وارد مقطع راهنمایی شد و این دوره را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت و بعد از آن به دبیرستان رفت و تا دوم در رشته علوم انسانی را گذراند اما پس از آن کمک به پدر را واجب تر دانست و ترک تحصیل کرد و به کمک پدر رفت.
 وی سرانجام در دهم شهریور ماه 1361 در جبهه سردشت پیرانشهر بر اثر اصابت گلوله به گردن به درجه رفیع شهادت رسید و مفقودالاثر شد.  پیکرش در سال 1374 تفحص و در گلزار شهدای فسا به خاک سپرده شد .

متن نامه:
پدر مادر و برادران عزیز سلام عرض می کنم. دست همگی شما را از راه دور میبوسم امیدوارم حالتان خوب باشد و ناراحتی نداشته باشید. اگر از حال اینجانب بخواهید الحمدالله بد نیستم مادر جان کرج روبروی زندان غزال حصار آموزش میبینم هفته اول که اینجا هستیم.

هفته اول که در اینجا هستیم و ممکن است هفته آینده به تهران به سپاه پاسداران بیایم و شاید هم همان جا باشیم و بعد از آن به جبهه می روم من از چهارشنبه تا شنبه مرخصی دارم ولی چون اگر به آباده بیایم هم شما ناراحت می شوید هم خودم این است که نمی آیم و خونه یکی از دوستان تهران می روم.

اکنون که این نامه را می نویسم اشک از چشمانم سرازیر شده است می خواستم به شما تلفن بزنم ولی قدرت صحبت کردن را ندارم و نمی توانم خود را کنترل کنم. مادر جان تنها خواهش که دارم گریه نکن چون این راهی است که همه باید بروند اگر من به جبهه نروم و دیگری هم نرود پس چه کسی باید از میهن و ناموس ما دفاع کند.

پدر و مادر جان مرا حلال کنید و ما را ببخشیدچون شاید هرگز شما را نبینم مادر جان از این حرفهایم ناراحت نشو چون قسمت هر چه باشد همان می شود.
مادر جان تنها ناراحتی من از توست که بعد از من خودت را ناراحت نکنی و گریه نکن . خدا شاهد است دلم برای تک تک شما تنگ شده ...

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مر کز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده