شهيد قربانعلی اميری می نویسد؛
شهيد قربانعلی اميری در وصیت خود می نویسد: اي دوستانم مبادا اين کمبودها شما را از خدمت کردن به اسلام باز دارد. شما به صدر اسلام نگاه کنيد و ببينيد آنهايي که چند روز با يک خرما در مقابل کفر و جهل ايستاده بودند ،سر سازش و تسليم فرود نياوردند.

کمبودهای زندگی شما را از خدمت باز ندارد!

 به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد قربانعلی اميری در 21 اسفند ماه 1340 در خانواده اي مستضعف در روستاي خيريز از توابع ارسنجان ديده به جهان گشود . دوران کودکي را در دامن مادر سپري نمود و بزرگ شد. پدر دامدار بود با چرانيدن تعدادي گوسفند مخارج و هزينه شش فرزند خود را تامین می کرد.
قربانعلی کودکی را سپری می کرد که پدر را از دست داد و او با برادرانش مسئولیت خانواده رابر عهده گرفت. به تدريج با مخارج زياد و در آمد کم برادران و خواهران بزرگتر متاهل شدند و هر يک خانواده اي جداگانه تشکيل دادند.
در سال 1354 با يکي از برادران بزرگتر به روستاي جمال آباد رفت و به کشاورزي مشغول شد.
سال 1356 همراه با مادرش که سرپرست خانواده بود و ديگر برادر کوچکتر در روستاي جمال آبادي سکنا گزيد. قبل از سال 1357 بر عليه رژيم سفاک پهلوي همراه با ديگر مردان روستا قيام کرد و در اين انقلاب سهم بسزائي داشت.
با فرا رسيدن دوران سربازی در سال 1362خود را به حوزه نظام وظيفه در سپاه پاسداران معرفي نمود و دفترچه آماده به خدمت دريافت کرد. سال بعد ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند بود.
شهید امیری با ساير برادران سپاه به جبهه هاي سردشت اعزام شد. پس از سه ماه مبارزه سرانجام در تاريخ 6 آبان سال1363 به درجه رفيع شهادت نائل آمد.


متن وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم/ با درود و سلام فراوان به امام زمان و نايب برحقش امام خميني و شهيدان راه خدا، راه اسلام و حق و آزادي و با سلام به معلولين و خانواده شهداء چند کلمه اي به عنوان وصيت نامه براي شما دوستانم و پيروان اسلام مي کنم:
رسول خدا فرمود: بجنگيد که بهشت زير سايه همين شمشيرهاست. بنابراين سخنان رسول خدا جهاد بهترين سعادت دنيا و آخرت است.
 اولاً بنده وظيفه دانستم که در اين موفق شدنم که آمدم سپاه و پاسدار وظيفه شدم و بعد فهميدم که اين اسلام عزيز احتياج به نيرو و جانباز دارد و احتياج به خون دارد به سپاه بروم و سربازي را در جبهه جنگ با منافقين و کفار براي خاطر قرآن و پيروزي مستضعفين بجنگم و خون خود را که ناقابل است اهدا کنم و اميدوارم که خداوند از گناهانم بگذرد و اين بنده گناه کار را طلب عفو دارم ببخشد ان شاءالله

هدیه ی یک مادر
و چند سخن براي پدر و مادرم  باري مادرم تو همچون زينب(س) بايستي بار سنگين اين اسلام را بر دوش خود احساس کني و افتخار کنيد که چون فرزندي داشتي و در راه اسلام هديه کردي و از خداوند درخواست دارم که به شما صبر عنايت فرمايد و به تمام مادران شهداء صبر و استقامت عطا بفرمايد ؛

حلال کنید
و تو اي پدر عزيزم بايستي افتخار کني که جگر گوشه ات را در اين راه دين مبين محمد (ص)هديه کردي و زحمت تورا هرگز فراموش نخواهم کرد و اگر وجود من موقعي باعث ناراحتي شما شده است بايد ببخشيد ؛


جبهه ها را خالي نگذاريد
و باري دوستان از شما تقاضا دارم که راه اين عزيزان را ادامه دهيد و جبهه ها را خالي نگذاريد و هميشه گوش بفرمان امام عزيز اين هديه خدا باشيد و در دعاهايتان پيروزي رزمندگان و سلامتي اين بزرگ مرد تاريخ را از خداي يکتا بخواهيد.
 
کمبودهای زندگی شما را از خدمت به اسلام باز ندارد!

اي دوستانم مبادا اين کمبودها شما را از خدمت کردن به اسلام باز دارد. شما به صدر اسلام نگاه کنيد و ببينيد آنهايي که چند روز با يک خرما در مقابل کفر و جهل ايستاده بودند ،سر سازش و تسليم فرود نياوردند و هميشه از خداوند طلب آمرزش گناهان خود را مي کردند ؛که خداوند هم در قرآن کريم از آنها ياد مي کند .
 در دعاهاي کميل و توسل شرکت کنيد اي دوستانم خدا مي فرمايد بخوانيد مرا تا اجابت کنم شما را . طول عمر رهبر انقلاب امام خميني را از خدا بخواهيد و دعا به رزمندگان پر توان بکنيد و سلامتي دولت مردان و مؤمنين دعا کنيد که دعا سلاح مؤمن است .

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده