وصیت نامه شهيد "اردشير ظهرابی"
شهيد "اردشير ظهرابی" در وصیت نامه خود می نویسد: هر گاه هواي من کردي عکسم را نگاه کنيد تا تسکين قلب شما گردد و مانند ليلا در همه غمها و رنجها صابر باش... متن کامل این وصیت نامه را در نوید شاهد بخوانید.
عکسم تسکین قلب مادرم

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "اردشير ظهرابی" 1 بهمن سال 1345 در روستاي چفاسائي از بخش خشت توابع شهرستان کازرون در خانواده اي مذهبي دیده به جهان گشود. 
هفت ساله بود که راهی مدرسه شد. پس از اتمام دوران ابتدایی با خانواده به خشت رفت. تحصیلات راهنمایی را درمدرسه آيت اله طالقانی این شهرستان گذراند و دوران متوسطه را در دبيرستان شهيد دهقاني در رشته اقتصاد پشت سر گذاشت..

با آغاز جنگ تحمیلی سنگر مدرسه را بسوي سنگر جبهه ترک کرد و پس از يک ماه دوره آموزشي در پادگان شهيد دستغيب کازرون براي خداحافظي به خانه بازگشت. مادر قرآن را برداشت تا فرزندش را از زیر آن رد کند. اردشیر قرآن را بوسيد و در حالي که از زير قرآن رد مي شد گفت به اين قرآن سوگند تا جان دارم براي برقراري آيه آيه اش در روي زمين اسلحه ام را زمين نخواهم گذاشت. 
وی سرانجام 16 اردیبهشت ماه 1363 در حال نبرد با اصابت ترکش خمپاره دشمن با زبان تکبير و يا مهدي گويان جام" شهادت را سر کشيد. 


متن وصیت نامه:
 با درود به رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران امام خميني اينجانب اردشير ظهرابي اهل و ساکن روستاي خشت با کمال ميل و از روي رضا و رغبت در تاريخ 15فروردین 1363 داوطلبانه عازم جبهه شدم از روزي که به جبهه اعزام شدم براي حفظ کشور و ناموس بود و قصد ديگري نداشتم. 

جبهه طلائيه عراق
پدر و مادرم: بنده الآن در جبهه طلائيه عراق هستم و با جمعي از برادران در سنگر نشسته ايم و اين وصيت نامه را مي نويسم. دليل به جبهه آمدنم اين است که بتوانم با قطره اي از خون خود را براي لشکريان اسلام بسوي کربلا باز نمايم. 

مزار هر شهیدی مزار من است
مادر جان: اگر در جبهه حق عليه باطل شهيد شدم ناراحتي بخودتان راه ندهيد چون امام عزيز مي فرمايد: «چه کشته شود و چه بکشيد پيروزيد» و اگر زماني جسدم نيز در ميان شهيدان ناپديد گشت بر سر قبر هر شهيدي که رسيدي همان قبر من است و اگر فيض شهادت نصيب من گرديد من خودم عاشق بودم و به شهادت رسيدم. براي شما جاي خوشحالي است که يکي از ما را در راه خدا نثار کرده ايد. 
پدر جان: امام را ياری کنيد و هميشه دعايش کنيد. به برادران بگوئيد بعد از پيروزي انقلاب اين جمهوري اسلامي ايران دشمن نداشته باشد و بانگ لا اله اله الله در جهان طنين انداز شود. 

عکسم تسکین قلب مادرم
از همه مسئولين تقاضا دارم که در اين کار يعني اعزام به جبهه جان را ياري فرمائيد. مادر جان: خواهشي که دارم از شما که اگر خداوند فيض شاهدت را نصيبم کرد پرچمي سبز درب حياط منزل بزنيد و چقدر بايد خوشحال باشي که جواني را در راه خدا تقديم نموده ايد و هر گاه هواي من کردي عکسم را نگاه کنيد تا تسکين قلب شما گردد و مانند ليلا در همه غمها و رنجها صابر باش و استقامت کن که من در زير خاک راحت بخوابم در خاتمه از همه التماس دعا دارم برايم طلب آمرزش کنيد.
 مادرم از من بگو بر هم قطارانم سلام، گو که ظهرابي شده قرباني خط امام، گر که جسم من شود پيدا ميان کشته ها، بر مزارم تو بيا جان پدر هر جمعه ها. تاريخ 10اردیبهشت 1363 اردشير ظهرابي . والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته. 

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی،مرکز اسناد ایثارگران فارس


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده