کتاب «آنا هنوز هم می خندد» به قلم اکبر صحرایی در سال 1386 به چاپ رسیده است.
به گزارش نوید شاهد فارس، این کتاب مشتمل بر ۴۴ داستان کوتاه است که هر یک از این داستانها یک داستان مستقل محسوب می شود، اما در مجموع یک داستان بلند را تشکیل می دهند.
کتاب «آنا هنوز هم می خندد» توسط انتشارات «سوره مهر» در ۱۳۱ صفحه و با شمارگان ۲۲۰۰ نسخه منتشر شده است.

معرفی کتاب | آنا هنوز هم می خندد 

اکبر صحرایی در ابتدای این کتاب می نویسد: اگر فرصت خواندن تمام داستان ها را نداشتید می توانید از هر جای کتاب قطعه داستانی را انتخاب کنید و بخوانید اگر فرصت خواندن همه داستان ها را پیدا کردید شاید با چیدن داستان ها کنار هم به لذت دومی هم دست پیدا کنید!

 در صفحه ۶۷ کتاب «آنا هنوز هم می خندد» می خوانیم:
« آسمون رو باید نگاه کنیم وسط آسمون سمت جنوب ستاره قطبی بزرگ و پر نور. وای محکم زد نامرد!
- ثانی
چشمم تار شد. گم شد. دردش کمتر از شلاق قبلی بود. هنوز ۸ ضربه به دیگه!
- ثالث
-فرصت ندارم. شانس آوردم نگهبان بازداشتگاه جوان نیس. اینجوری قدرت ضرباتش کمتره. باید از فرصت استفاده کنم... دب اکبر، خوشه پروین، ستاره ی زهره، مهم تر، راه شیری!
- رابع 
- پاهام داره ورم میکنه. ستاره زهره! زیبا و درخشان، مثل فاطمه... کجایی؟ آخ پهلوم! جای پوتینش میسوزه. بخند تقصیر خودمه! خیال کرده اعتراض می کنم. چشم به آسمون!
- خامس
- کف پاهام تا مغز سرم تیر کشید. آهسته بشمار... هنوز تار می بینم. بچه ها گفتن موقع کابل خوردن چشم ببندم... دب اکبر رو باید ببینم وگرنه.
- سادس! ... »

انتهای متن/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده