نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

آرشیو کامل
فرهنگی و اجتماعی
عکس/ همایش «همپای شهدای مدافعان حرم» در قرچک برگزار شد
برگزاری همایش با شکوه همپای مدافعان و وداع با شهید گمنام در دانشگاه اریکه پرسپولیس با حضور پرشور مسئولین و مردم شهرستان قرچک همایش با شکوه همپای مدافعان و وداع با شهید گمنام هشت سال دفاع مقدس برگزار شد. این مراسم معنوی به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس و به همت دانشگاه اریکه پرسپولیس و با همکاری سپاه ۱۵ خرداد، شهرداری، نیروی انتظامی و نمایندگی دفتر آستان قدس رضوی در قرچک برگزار شد.
تاکید بر حضور ایثارگران در رفع آسیب های شهری
جلسه ی شورای مشورتی معتمدین و معین شهرستان ورامین با ریاست محترم بنیاد شهید و معاونت فرمانداری شهرستان امروز صبح در اتاق سمینار فرمانداری برگزار شد. سعیدیان (معاون سیاسی و انتظامی) ضمن تسلیت ایام سوگواری سید الشهدا و شهادت هموطنان عزیزمان در اهواز، و گرامیداشت هفته دفاع مقدس سخنانی را در خصوص آسیب های شهری و نقاط قوت و ضعف شهر بیان کردند و از خانواده های عزیز ایثارگر خواستار استمداد آنها در امور فرهنگی شهر شدند.
مراسم گلباران شهدای گمنام «ورامین»
مراسم گلباران شهدای گمنام «ورامین» همراه با رونمایی از کتاب های دفاع مقدس، بهره برداری از کتابخانه تخصصی و افتتاح کافی نت دفاع مقدس در روز پنجشنبه پنجم مهر ماه 97 ساعت نه و سی دقیقه صبح با حضور خانواده معظم شهدا و ایثارگران و مسئولین در مزار شهدای گمنام (ورامین) برگزار می شود.
عطر افشانی گلزار شهدای «بی نشان» دماوند
بار دیگر در جوار قبور شهدا، روح و جسم خود را سیراب وجود این عزیزان می نمایم و تجدید میثاق دوباره با آن فرشتگان و نامداران آسمانی به برکت ماه محرم الحرام با قرائت زیارت امین الله و سخنرانی خطیب ارزشمند «آیت الله احدی» همراه با عطر افشانی و غباروبی مزار مطهرشان می نماییم، باشد برای شفاعت خویشتن.
آرشیو

میروم تا راه بسته شده کربلا را به روی عاشقانش باز کنم

پدرجان قبل از خداحافظی می خواستم بگویم که مرا حلال کنی چون هفده سال برای من زحمت کشیده ای و من بعداز هفده سال یک تکه کاغذ برایت باقی می گذارم و از شما عاجزانه تقاضا میکنم که مرا حلال کنی چون قرآن کریم می فرماید رضای خدا مطابق با رضای والدین است. پدر جان خداحافظ مادرم سلام مادر جان یوسف تو میرود تا راه بسته شده کربلا را به روی عاشقانش باز کند یوسفت میرود تا به علی اکبر حسین بگوید که من هم امام خود را یاری کردم.
به امید شهادت!

به امید شهادت!

به امید آن ثانیه ای هستم که مرگ سرخ را که سر چشمه از محراب علی و شمشیر حسین می گیرد در آغوش گیرم خدا را به حق حقدارانش قسم می دهم که نا امیدم نفرماید .خدایا دوست میدارم همیشه قبل از آنکه سخنی بگویم و یا عملی را انجام دهم آنچنان تاملی کنم که در یابم که آیا تو نیز راضی هستی یا نه .
جبهه مدسه خود شناسی است

جبهه مدسه خود شناسی است

ای عزیزان من تا زمانی که به جبهه های نبرد حق علیه باطل نیامده بودم رزمندگان اسلام و این عزیزانی که جان خود را در کف اخلاص گذاشته اند و به جبهه های جنگ آمده اند را درک نمی کردم و من در اینجا (جبهه) درسهایی آموختم که هرگز در طی این مدتی که تحصیل می کردم نیاموخته بودم.

خوش قولی!

دفعه ی آخری که می خواست برود، خیلی نگران بودم و بی تابی می کردم، گفت: «نگران نباش! من سر پانزده روز برمی گردم.» گفتم: «اگه نیومدی، من با این بچه ها چکار کنم؟» خندید و گفت:«نه! مطمئن باش می یام.» پانزده روز بعد جنازه اش را آوردند.
پوستر خاطره شهید «حجت الله خلیلی»

پوستر خاطره شهید «حجت الله خلیلی»

در هنگام ادای بعضی از حروف، زبانش می گرفت و بیشتر دوستانش او را از حرف زدنش می شناختند. وقتی تیری توی شکمش خورد، دویدم و او را در بغل گرفتم. نفس های آخر را می کشید. دستش را روی سینه گذاشت. خیلی واضح و بدون لکنت، سه مرتبه گفت: «السلام علیک یا ابا عبدالله».
رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

رد پای شکنجه های رژیم بعثی!

هشت سال بعد ، وقتی آزادگان به میهن اسلامی بازگشتند ؛ مصطفی نیز جزو اسرای آزاد شده بود . او با چهره ای تکیده و اندام لاغر خود ، رد پای شکنجه های رژیم بعثی را به وضوح نشان می داد . او در اسارت آن قدر شکنجه شده بود که نای راه رفتن و پیاده شدن از اتوبوس را نداشت . از دیدن خانواده به وجد آمده بود ؛ اما نمی توانست جای زخمایش را به خانواده نشان دهد . نمی توانست درباره رویدادهای تلخ اسارت بگوید . مصطفی خود را خوشحال و شاد نشان می داد ؛ تا این که یک روز همه متوجه زخم های عمیق سید شدند .

مروری بر سرگذشت پژوهی شهید «یوسف قوجالو»

شهید یوسف قوجالو/ در تابستان سال 1347 در یکی از روستاهای شهر قزوین در خانواده ای کشاورز ومحب اهل بیت دیده به جهان گشود تا سال چهارم ابتدایی رادر زادگاهش به تحصیل علم پرداخت آن زمان مصادف با اوج گیری مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم سفاک پهلوی بود شهید یوشف قوچالو با کمی سنش رد تظاهراتها حضوری پررنگ داشت.
پدرم! خود ساخته از خود گذشته

پدرم! خود ساخته از خود گذشته

روز اول مهر سال 1365 را به یاد دارم که من را با ذوق و شوق راهی مدرس کرد. به من گفت:«قدر روزهایی را که با مهر و محبت پدر و مادر به مدرسه می روی بدان. من از این نعمت محروم بودم.» آن روز که انفجار هولناکی پدر را از ما گرفت، تلخ ترین روز زندگی ام بود. پدر در حال کار بود که انفجاری مهیب رخ می دهد و در دم به شهادت می رسد. سه خواهر و یک برادرم به همراه مادر و من، در چنین روزی هر ساله بر مزارش ابراهیم «ارمبویه» حاضر می شویم و به یاد خوبی و صداقت و درستکاری همیشگی اش در زندگی اشک می ریزیم.
زندگی نامه «شهید عملیات بیت المقدس»

زندگی نامه «شهید عملیات بیت المقدس»

شهید علیرضا حسن در بیست و چهارم فروردين سال 1345 در خانواده ای متوسط و مذهبی در ورامين ديده به جهان گشود . پدرش از طريق کارگری مخارج خانواده را تامين مي کرد وی تا کلاس دوم راهنمائی درس خواند و قبل از انقلاب فعاليت به صورت شرکت در تظاهرات و راهپيمائی ها و شعار دادن عليه شاه و خاندانش و امريکای جنايتکار بود.