نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

جرعه جرعه،زندگي نوشيده ام از جام مرگ

جرعه جرعه،زندگي نوشيده ام از جام مرگ

آتش خاموش را،خاكستري جا مانده ام / شعله آهنگم،ولي از شعله ها جا مانده ام / ريشه ام در آب مي نوشد،سموم درد را/ خنده ي زردم،كه در آغوش گل،جا مانده ام
نيمه هاي شب،كه تاول ها،ترك برداشتند...

نيمه هاي شب،كه تاول ها،ترك برداشتند...

بس كه اشك،از ديده،دنبال تو جاري كرده ام/ هر درختي بود اينجا،آبياري كرده ام / مي شناسم من تو را،اي روز نو،روزي نو!/ زندگي را با نگاهت،نو بهاري،كرده ام
ترانه‌هاي زخمي باران...

ترانه‌هاي زخمي باران...

سرود مخفي ماه/ درنبض پرتلاطم چشمه سار كوچك/ مي‌درخشد و/ تاريك مي‌شود
تا متروكه ترين شهر

تا متروكه ترين شهر

از واژه خون، كفن كفن مي گويم/ از قصه تلخ تير و تن مي گويم/ با خون غزل باز وضو مي گيرم/ با غربت سرخ خاك خو مي گيرم
پرنده اي كه به آنجا رسد، هنر دارد...

پرنده اي كه به آنجا رسد، هنر دارد...

ز راه مي رسد و چادري، به سر دارد/ اگر چه غنچه ولي خار، در جگر دارد/ هزار غنچه اگر بشكفد، ملالي نيست/ ولي شكفتن اين بار، درد سر دارد
به چشم هايي كه در ساسان

به چشم هايي كه در ساسان

...بيستون / ذره ذره آب مي رود/ درفش/ رو/ هزار بار/ ايستاده مرده است
پربحث ترین عناوین