يادم هست زماني که ايشان اسير بودند و ما باهاش در تماس بوديم در آخرين تماس ايشان گفتند ما حسيني هستيم و حسيني خواهيم رفت .
بسم الله الرحمن الرحيم  
زندگي نامه شهيد گرانقدر عيسي جوکار : در تاريخ 1/1/1355 در روستاي بزين در يک خانواده مذهبي متولد شد . دوران کودکي تحت سرپرستي پدر و مادري مؤمن و متعهد پشت سر گذاشت . در سن شش سالگي پا به عرصه علم و دانش گذاشت دوره ابتدايي در مدرسه شهيد حميدي طي کرد و دوره راهنمايي در مدرسه شهيد افشار خشت سپري کرد . دوره دبيرستان در مدرسه شهيد دهقان خشت به پايان رسانيد . ايشان عضو فعال بسيج دانش آموزي بوده و فعالانه در بسيج فعاليت مي کرد . ايشان جزء گروه تئاتر و نمايش بود و همچنين عضو تيم فوتبال بوده و در چند مسابقه شرکت کرده حتي عضو ماهنامه خشت بود . اينها از فعاليت هاي شهيد عيسي جوکار مي باشد وقتي به سن خدمت سربازي رسيد با ثبت نام و پر کردن دفترچه سربازي عازم خدمت مقدس سربازي شد . دوره آموزشيش در جهرم بود و سپس به دماوند تهران منتقل و شش ماه آخر در تنگ ارم بوشهر بوده است . ايشان درجه دار بودند و در يک درگيري مسلحانه با اشرار به فيض شهادت نائل گرديدند بدين نحو که 13 الي 14 روز در دست قاچاقچيان اسير بود در سيستان و بلوجستان ، سربازي که با ايشان بود مي گويد : 7 روز اول اصلاً لب به غذا نمي زد فقط اب مي خورد در روز 8/12/1385 ساعت 5/4 صبح در دست اشرار گروگان بود و ما ساعت 5/13 ظهر فهميديم و تا تاريخ 15/12/1385 ايشان به شهادت مي رسند . حدوداً شش ماه بعد جسد ايشان به دست ما مي رسد با پيگري هايي که خودمان انجام داديم جسد ايشان در يک گودالي افتاده بود در حالي که بر اثر اسيد کاملاً سوخته شده بود فقط تنها 2 قطعه از استخوان و مقداري موهايش به جا مانده بود و همين چند تکه از جسدش در گلزار شهداي خشت به خاک سپرده شد . يادم هست زماني که ايشان اسير بودند و ما باهاش در تماس بوديم در آخرين تماس ايشان گفتند ما حسيني هستيم و حسيني خواهيم رفت . روحش شاد و راهش پر رهرو باد .  

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده