مى‌روم تا باتوشه اى تهى با يك سرى ريا وگناه وبا جهل ومركب وبادلى سنگ وپشتى سنگين از گناه و با اميد و انتظار بلكه آن خداى ، آن رحيم ، آن غفار بامهربانيش مهرى به ما كند...
زندگی نامه شهيد سرافراز اسفنديار زينلي : همه کوچه به کوچه حجله به حجله - وطن از خون پاکان گشته دجله - آري بار ديگر دست شرق و غرب از آستين صدام تکريتي به در آمد و بر قامت پر شور برادر اسفنديار زينلي که يکه تاز در ميدان نبرد با آن ها مقابله مي کرد هجوم برده تا با خيال خام خود درخت تنومند اسلام را از بيخ برکند لکن اين بر همه واضح است که چه کور خوانده اند اين آدم خوارها و چه قدر اشتباه مي کنند در اين جا مقدمه اي از تولد تا شهادت او بر شما عرضه مي داريم . شهيد زينلي در سال 1342 در خاک شهادت پرور سده و در خانه اي مستضعف اما مؤمن متولد گرديد دوران دبستان را در همان جا در دبستان زينت به اتمام رسانيد و در همان جا دوره سه ساله راهنمائي را در مدرسه بعثت آغاز کرد در اين موقع بود که با شرکت خود در کلاس هاي انجمن اسلامي و شرکت در مسابقات قرآن چهره زندگي را درخشان تر نمود و با پايان گرفتن دوره راهنمائي بر حسب نياز محل خود در هنرستان کشاورزي ولي عصر شهرستان آباده با يک اشتياق خاص فرا گرفتن علم و هنر آن هم هنر کشاورزي پرداخت . در اين دوران فعاليت هاي چشم گير او در انجمن اسلامي هنرستان و اتحاديه انجمن اسلامي تا جائي رسيد که ايام تعطيلات تابستاني خود را در روستا به تشکيل کلاس هاي قرآن ، احکام و کلاس هاي انجمن اسلامي بر پايه برنامه هاي نمايش و تئاتر و غيره صرف نمود که کليه اين فعاليت ها در جمهوري اسلامي در خط امام بود و در تاريخ 25/11/62 از طريق بسيج سپاه پاسداران اقليد اعزام به جبهه گرديد و در آن جا مسئوليتش آرپي جي زن بود و بالاخره در تاريخ 22/12/1362 در عمليات در خيبر در طلائيه به لقاء الله پيوست .


 

وصیت نامه شهید اسفندیار زینلی:
باعرض سلام به يگانه منجى عالم بشريت آقا امام زمان (عج) ونايب برحقش اما م خمينى رهبر عزيزمان . سلام برعاشقان وپيروان امام على (ع) كه درهر زمان بادادن هرشهيداسلام را زنده نگهداشتند . سلام بر عاشقان حسين (ع) سلام برشهيدان برخون خفته از صدراسلام يعنى از هابيل تا كنون .درود برشهدايى كه از جان و مال وخانه و كاشانه و پدرومادر وزن و فرزند خويش براى رضاى خداوند تبارك وتعالى گذشتند. سلام بر شهيدانى كه از جنازه شان چيزى بجز مقدارى خاك وپودر باقى نماند .سخن از آنجايى آغاز مى كنم كه آنچه كه مرا واداشت همان حس مسئوليتى بود كه بايد هر مسلمانى وصيت نامه اى داشته باشد چه بسا به فرمايش امام عزيزمان اين وصيت نامه ها انسان را مى لرزاند اگر چه وصيت نامه ام شايد نتوانداين حالت  را داشته باشد لذا پيامم اگر چه خيلى كوچكترنسبت به همسنگران وملت شهيد پرور ايران اين است كه هر بدى ا زبنده حقير ديده ايد مرا حلال كنند وبرايم ازخدا ومندمنان طلب مغفرت كنند واما مى‌روم تا باتوشه اى تهى با يك سرى ريا وگناه وبا جهل ومركب وبادلى سنگ وپشتى سنگين از گناه و با اميد و انتظار بلكه آن خداى ، آن رحيم ، آن غفار بامهربانيش مهرى به ما كند .من ميروم با توشه اى خالى آخر من نمى دانم چگونه مى توانم بروم درروز قيامت با اشخاصى غريب از من درآخرت ونزديك دردنيا برخورد كنم آنگاه كه همه يك صدا گويند اى گناهكار لم تقولون مالا تفعلون (چرا چيزى را كه عمل نمى كنيد مى گوييد ) واتامرون الناس بالبر وتسمعون انفسكم افلا تعقلون ( آيا مردم را به نيكى مى خوانيدوخودرافراموش مى كنيد آيا تعقل نمى كنيد آنگاه چه خواهم گفت ؟من  مى روم چرا كه بايد رفت آرى اى برادر بايد رفت اگر چه دراين رفتن سختيها وبلاهاى زيادى به انسان تحميل مى شود بايد عاشق شد بايد رهاكرد بايد بريد آرى اى برادر بنگر ونظركن زيرا تا انسان ازاين دنيا نرود وآنرا رها نكند نمى تواند به سرمنزل مقصود خويش كه همان قرب به الى الله ورسيدن به اعلى عليين
مى‌باشد رسيد .نمى تواند كه به هدف برسد واما پيامم به همسنگرانم ودوستانم اين است كه جبهه ها را خالى نگذارند وبه جبهه ها بيايند وسنگرهاى خالى شده عزيزانشان را كه روزى دركنارهم درروى صندليهاى چوبى درس مى خواند ه اند خالى نگذارند آرى اى همسنگرانم راه را بايد رفت وهمه منظور الله است پس راهى را برويم كه حتما برسيم نه اينكه برويم وخداى نكرده همه زحمت را درراه كج وانحراف بكشيم و بعد بفهميم شيطان را ولى خودقرار داده ايم خلاصه گفتم بايد ازدرى برويم كه مخصوص خاصه اوليا ءخداست انشاءالله كه اين انقلاب به پيش مى رود ومتكى به شخص نيست درضمن سنگر كلاس را هم نبايد خالى گذاشت چه آنكه آن مقدم است شما دانش آموزان هستيد كه اميد آينده اين انقلابندوسلام برشما كه پشتوانه انقلابيد وبايد با آگاهى وتدابير وتعهد وتخصص خويش درتمام زمينه هاى فرهنگى ، نظامى ،سياسى ، اجتماعى ، اقتصادى خون شهيدانتان را ارج نهيد واين را هم مد نظر خويش قرار دهيد كه شهيدان نظاره گر اعمال شمايند وهمچنين خانواده هاى شهدا چشم اميدشان به ادامه عمليات پيروزى رزمندگان است ومنتظرند كى راه كربلاى حسينى باز مى شود .السلام عليكم يا خاصه اوليا ءالله .سلام برمعلمين حزب الله كه همراه وهمگام با دانش آموزان انجمن اسلامى بعد فرهنگى انقلاب را تداوم مى بخشند وطبق آيه شريفه ويزكيهم و يعلمهم الكتابه والحكمه اول خود تزكيه شوند وكتاب خدا وناموس خدا يعنى قران‌را سرمشق خود قرار دهندوبا مربيان تربيتى خود همكارى نموده ومعلمينى كه خداى نكرده احساس معلمى ننموده ومعلمى برايشان حرفه وشغل شده كه هدف بخود آيند وببينند كه چطورند دانش آموزان 13 ساله وپيرمردان محاسن سفيد كه دنيا را رها كرده اندوبه جهاد مقدس مى پردازند .بخدا قسم هر طرفى كه مى نگرم دانش آموزاند كه قلمشان كلاشينكف است و جوهرشان خونشان است ودفترشان زمين سرخ كربلا است با رخدايا تو خود ما را آگاهى بده تا نفسمان را بشناسيم و بعد رسولت را بشناسيم وبعد امامت را بشناسيم وبعد دنباله رو امامت باشيم واما پدرومادر عزيزم شماييد كه براى بزرگ كردن من زحمتهاى زيادى كشيديد وچه بسا مايه تاسف است ،وخجالت مى كشم   كه نتوانستم وظيفه فرزندى را به شما ادانمايم وشما را به زحمت انداختم ازشما خواهش مى كنم كه مرا حلال كنيد واز گناهانم درگذريد مادرجان شما بايد مثل زينب (س) وياران با وفايش گريه كنيد كه گريه برحسين   ثواب زياد دارد برحسين گريه كنيد زيرا كسى نبود كه برقبر او گريه كندو استقامت كنيد .
الذىن قالو ربنا الله ثم استقامو ..........آنهايى كه گفتند خدا پس استقامت كردند  ......... درراه اسلام بايد جان داد وازهمه چيزش گذشت مگر ما امانت خدا نيستم بهتر كه اين امانت راهمانطور كه سالم آنرا تحويل گرفته ايم آنرا پاك كرد از گناهان و خطاها و تحويل خدا بدهيم واما اى خواهرم قبل از هرچيز دشمن ازسياهى چادر تو و حجاب تو  مى‌ترسد به اميد طول عمر امام عزيزمان وپيروزى نهايى رزمندگان كفرستيز برعليه جهانخواران وفرج آقا امام زمان (عج) والسلام اسفنديار زينلى .



برچسب ها
غیر قابل انتشار : ۰
در انتظار بررسی : ۰
انتشار یافته: ۱
حسن
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۳ - ۱۳۹۶/۰۲/۰۶
0
0
دایی واقعا خوش حالمممم که فرشته ای مثل تو رو دایی می دلم تنگ شده....
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده