وصیت نامه شهید نعمت الله بازیاری؛
شهادت آن نيست كه ميرويم و از خوشى دنيا و عشق جوانى بى بهره مى مانيم نه شهادت عشقى است كه از هزاران سال پيش مردان خدا در دل داشتند و حال نيز كه بهترين زمان براى يارى دين خداست ما چرا از مرگ بهراسيم.
ما اين انقلاب را با خون هزاران شهيد جوان آبيارى كرده ايم
نوید شاهد فارس : شهید نعمت الله بازیاری در یکم شهریور ماه 1351 در روستای مرند قیروکارزین دیده به جهان گشود . در هفت سالگي پدر باذوق وشوق او رابه مدرسه ابتدائي علامه طباطبائي فرستاد . در کلاس دوم راهنمايي بود که عاشق جبهه و جنگ شد هميشه اذان گوي مسجد بود و در مسجد فعاليت مي کرد روزها مشغول به تحصيل و شبها با گروههاي گشت بود.

با دست بردن در شناسنامه و تغییر سال تولد از 1351 به 1349 موفق شد به جبهه برود تقريباً اوايل سال  1365 بود که پس از سه ماه به عنوان يک بسيجي سلحشور در مهاباد در کردستان مشغول خدمت بود به آغوش خانواده بازگشت تا اينکه دوران راهنمائي را به پايان رساند و تحصيلات خود را در دبيرستان شهيد بحراني قير آغاز نمود ولي ذوق و شور هيجان جنگ نگذاشته بود که با خيال راحت به درس خود ادامه دهد و در مقابل ناباوري خانواده درس را رها کرد و براي دومين بار در سال 1365 به سوي جبهه شتافت .


پس از سه ماه به زادگاهش بازگشت و پس از چندی در تاريخ 05 آبان ماه 1366 همراه با کاروان عاشقان امام حسين (عليه السلام )اعزام و در سنگر خونين شلمچه مشغول نبرد با کفار بعثي شد و سرانجام در 30 آبان ماه 1366 به سوي پروردگارش و سالار شهيدان امام حسين (عليه السلام )شتافت.

(متن وصیت نامه)

بسمه تعالى
درود و سلام خدمت حضرت امام خمينى رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران حال سرنوشت مرا واداشت تابراى دفاع از ميهن و انقلاب و كشورم به جبهه بروم و از خود وصيتى بر جا بگذارم از خداوند متعال خواهانم كه مرا و تمام ياران باوفاى امام حسين (ع) و امام را يارى نمايد ما اين انقلاب را با خون هزاران شهيد جوان آبيارى كرده ايم و فردا در محضر خداوند متعال از ما مى خواهند که در راه انقلاب و خون شهدا چه عملى‌ انجام داده ايم.

جوانان عزيز؛ همه مى روند يكى در تصادف و يكى در جبهه يكى در رختخواب و غيره پس چه بهتر كه مردانه بجنگيم و از مرگ نهراسيم زيرا كه حسين (ع) از شهادت نترسيد و بيمى و باكى به دل راه ندهيد شهادت آن نيست كه ميرويم و از خوشى دنيا و عشق جوانى بى بهره مى مانيم نه شهادت عشقى است كه از هزاران سال پيش مردان خدا در دل داشتند و حال نيز كه بهترين زمان براى يارى دين خداست ما چرا از مرگ بهراسيم.

مادران عزيز خانواده هاى شهدا از رفتن پسرانتان به جبهه جلوگيرى نكنيد و در شهات عزيزتان آه و ناله نكنيد مگر آن زينب (ع) نبود كه داغ 72 تن شهيد را در دل داشت ولى باز هم همچون صاعقه اى آتشين بر يزيديان فرود مى آمد پس اين وظيفه من و توست كه راه عزيزانمان را ادامه دهيم .

خانواده عزيزم خانواده شهدا و اسرا آه و ناله ماتم سرا هيچ دردى را درمان و هيچ گرهى را نمى گشايد بلكه دشمنان ما خوشحال مى شوند پس همچون زينب مادرانه باشيد و همچون حسين جنگجو و دلاور و در راه هدفتان اميدوار باشيد به اميد نابودى آمريكا و متجاوزان و به اميد پيروزى نهايى اسلام بركفر نعمت الله حيدرى مرندى 5/8/66



انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده