شهيد يار احمد جوكار در وصیت نامه خود می نویسد: ای جوانان، اگر نيت شما با خدا صاف باشد لحظه شهادت اولين كسى كه بر بالين شما حاضر مى شود و به جاى مادر سر شما را در آغوش مى گيرد اباعبدالله است.

سری در آغوش حسین

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد يار احمد جوكار در یکم فروردین ماه 1344 در خانواده اي مذهبي در جروق کازرون ديده به جهان گشود. دوران طفوليت را در دامان پاك مادر سپري کرد و در همین روزها بود که پدر را از دست داد.

7 ساله بود که راهی مدرسه شد و تحصيلات ابتدايي را با کمک برادر سپری کرد و در سال 1358 براي ادامه تحصيل راهي كازرون گرديد. در 16 سالگی به جبهه اعزام شد و سرانجام در شب هشتم مرداد ماه بعد از فداكاري و ايثار پس از مين گذاري كردن جلو دشمن در منطقه جزيره جنوبي مجنون آن گونه كه خود مي خواست بدست بدترين افراد دشمنان اسلام هدف رگبار قرار گرفت و بسوي معبود شتافت .


متن وصیت نامه:
و لا تحسبن الذين قتلو فى سبيل الله امواتا بل احياء عندربهم يرزقون
با درود بر شهداى صدر اسلام و تاريخ از هابيل گرفته تا حسين و از حسين تا شهداى انقلاب اسلامى و جنگ تحميلى و با درود و سلام بر مهدى موعود و نائب برحقش خمينى كبير سخن خود را آغاز مى كنم.

پيروزى شايسته رزمندگان
 بارخدايا امت ما را در اين جنگ به پيروزى رسان زيرا كه پيروزى شايسته آنهاست. راه كربلاى حسينى براى پدران و مادران شهداء بازبگردان ‌تا آنها كه به فرزندان خودشان در راه حسين و دين حسين فدا نموده اند بتوانند قبر خونين حسين را هم زيارت كنند.
اى برادران عزيز و سلحشور قدر اين انقلاب اسلامى را بدانيد جبهه ها را خالى نگذاريد. چون به قول امام بزرگوارمان جبهه دانشگاه انسان سازى است قدر اين روحانيت مبارز را بدانيد چون همين ها بودند كه به رهبرى امام امت ما را از چنگال دژخيمان آمريكائى بيرون آوردند و اگر اين ها نبودند ما هنوز اسير آمريكا و دار و دسته اش بوديم والان فرياد مى زنيم كه اى آمريكاى جنايتكار و اى خود فروختگان وابسته به استكبار جهانى ما تا آخرين نفس با تو مى جنگيم و زير بارت نخواهيم رفت.


 با ايستادگی و مقاومت کفر و ستیز را از صفحه روزگار محو می کنیم
ما پيروان حسين هستيم مى جنگيم تا به پيروزى برسيم و با آغوش باز به استقبال شهادت مى رويم . اى آدم كشها، اى انحرافی ها هرچه زودتر بخود آئيد و گرنه بدست نيروهاى مسلح سپاه و بسيج و ديگر ارگانهاى انقلابى نابود خواهيد شد.
 اى متجاوزين بعثى خيال نكنيد كه ما به اين زودى دست از سر شما بر خواهيم داشت بخدا سوگند تا انتقام قطره قطره خون عزيزانى كه در اين راه فدا كرده ايم از شما نگيريم از پا نخواهيم نشست ، باكفر ستيزان اسلام عزيز تا آخرين قطره خونمان در راه اسلام عزيز ايستاده و مقاومت مى كنيم تا همانها كه از صراط مستقيم منحرف هستند از صفحه روزگار محو سازيم.


 اى يزيديان زمان به خود آئيد
 مى دانيد كه رزمندگان ما چه بكشند و چه كشته شوند در هردو حال پيروزند و هيچ اندوهى از شهادت در راه خدا به دل راه نمى دهند . و اينگونه مردن را افتخار مى دانند و براى صدام نيز دو راه موجود است يا گرفتارى در دست رزمندگان ما و يا افتخار (خود كشى).حال اى ابرقدرتهاى جهانخوار و اى يزيديان زمان به خود آئيد شما نمى توانيد كارى از پيش ببريد با اين اراجيفى كه به راه انداخته‌ايد پرونده ‌سياهتان ‌را تيره‌ ترمى‌كند. قالى‌ شما ديگر رنگى ندارد و شما روز به روز به رسوايى خود مى افزائيد. ما به رهبرى امام زمان و نائب بر حقش طومار شما را از خاك خواهيم كند.

باتمام قدرت با شما مى جنگيم

 شما اى متجاوزين بعثى با سلاح هاى اهدائى شرق و غرب و تجهيزات مدرن و ما با قلبى مالامال از عشق و ايمان به هدف الهي امان و با سلاح الله اكبر و توكل به خداى متعال همان كه در حال سختى و آرامش تنها ياور ماست با شما مى جنگيم .


شهداء حق بزرگى برگردن ما دارند

پيامم به برادران جوان و رزمنده اين است كه جبهه ها را رها نكنند. شهداء حق بزرگى برگردن ما دارند و ادامه نبرد در جبهه خون بهاى عزيزان از دست داده مان مى باشد برادران عزيز: جبهه ها را مستضعفان اداره مى كنند. شما هم كه از قشر مستضعف هستيد به يارى جبهه ها بشتابيد.

لحظه ای تفکر
 اى امت عزيز كه فرزندان خود را در راه خدا نثار كرديد. شكيبا و سرافراز در جامعه زندگى كنيد اعمالتان را براى پاسدارى از خون عزيزان و براى رضاى خدا خالص كنيد. شما در اين دنيا آزاد زندگى مى كنيد. هر گونه كه خودتان مايل باشيد كار مى كنيد، لحظه اى به خود آئيد و كمى فكر كنيد ببينيد كدام قسم اعمالى براى خود خواهى و ريا يا براى راضى بودن اقوام هست؟ آيا فردا قيامت در برابر خداوند چه جواب خواهيد داد؟ آيا آن عملى كه براى خود خواهى انجام داده ايد به كارتان مى آيد؟ با آن عملى كه براى راضى بودن اقوامتان بوده است؟ آيا شما هيچ فكر كرده ايد كه همان لحظه اى كه كسى را از خود راضى كرده ايد ممكن است خدا را از خود ناراضى كرده باشيد؟ و در روز قيامت اگر گفتيد خدا كمكم كن جواب مى شنوى همان شخصى كه به خاطر او كار انجام داده ايد بايد كمكت كند... شما هركارى مى كنيد خداوند از آن عكسبردارى كرده و در پرونده عملتان ثبت مى‌كند.

عملتان را براى رضاى خدا خالص كنيد
خلاصه عزيزان كارى كنيد كه لااقل اگر از سابق نباشيد از ياران راست پيامبر و ائمه اطهار باشيد. از كسانى باشيد كه پرونده اعمالتان بدست راستش ميدهند . عملتان براى رضاى خدا خالص كنيد اگر مى خوريد و مى خوابيد هم نيت براى رضاى خدا بگيريد و بگوئيد خدايا مى خوريم و مى خوابيم براى رضاى تو كه بدنمان استراحت كند و اگر كارى پيش آمد براى رضاى تو توانائى آن كار را داشته باشيم .

لحظه شهادت امام حسین(ع) سرتان را در بغل مى گيرد
اى جوانان ايرانى قدر اين رهبر انقلاب را بدانيد كه به خدا سوگند كه اين جنگ و انقلاب و رهبرى براى ما جوانان كه در وجودمان به جز غرور و خود پسندى چيزى نبود و نعمت الهى است. برادران عزيز بيائيد تا قبل از آنكه مرگ به سراغ ما بيايد و ما را از اين جهان ببرد ما خودمان داوطلبانه به جلو رويم و مرگ را در آغوش بگيريم و از خدا بخواهيم حال كه حتما بايد از اين دنيا برويم مرگمان را شهادت در راه خودش قرار بدهد و از خدا بخواهيد كه بدست بدترين افراد تير بخوريد و از دنيا برويد و نيز اينكه به جبهه مى رويد و در عمليات شركت مى كنيد كارى كنيد اعمالتان مخلص و خالص براى رضاى خدا باشد و اگر نيت شما با خدا صاف باشد لحظه شهادت اولين كسى كه بر بالين شما حاضر مى شود و به جاى مادر سر شما را در بغل مى گيرد اباعبدالله است.


 سخن كوتاهى با مادر و برادران و خواهرانم، مادر عزيزم اگر خداى بزرگ از راه لطف و مرحمت شهادت را نصيب من كرد شما هيچ ناراحت نباشيد و بر من گريه نكنيد اگر خواستيد گريه كنيد براى سيد و سرور آزادگان ابا عبداله الحسين گريه كنيد. هروقت به فكر من افتاديد ياد تمام عزيزان كه در اين جنگ از پدر و مادر و همه چيزشان دست كشيدند و مظلومانه شهيد گشتند كنيد و به ياد خدا باشيد. چون با ياد خدا دلها آرامش مى يابد (الابذكرالله تطمئن القلوب) .

شهدا از ما سبقت گرفته اند!

خواهرانم از شما مى خواهم كه زينب گونه باشيد و پيام خونم را به عالم برسانید و در نهايت اگر توفيق شهادت نصيبم گرديد در گلستان شهداء اسلام آباد جروق پيكرم را دفن نمائيد. از اينكه نتوانستم يك پيام خوب براى شما عزيزان عرضه بدارم شرمنده ام اما چه كنم كه هرچه مطلب هاى خوب و ثمر بخش بوده شهدائي كه از ما سبقت گرفته اند به امت هديه كرده اند و مطلبى براى ماندگان قافله نگذاشته .
 والسلام 22/12/64 (اروندكنار)
يار احمد جوكار
.
انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده