شهيد حبيب الله قربانی؛
شهيد حبيب الله قربانی در وصیت ناه خود نوشت: براي رفتن در اين راه سر از پا نمی شناسم و جانم را در طبق اخلاص گذاشته ام تا شايد بتوانم روز قيامت در برابر سر بريده سرورم امام حسين سربلند باشم.
آیا در قیامت در برابر سر بريده حسین سربلندی؟
به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد حبيب الله قربانی در 19 شهریور ماه 1346 در يکی از روستاهای شهرستان فسا به نام سروک ديده به جهان گشود.

در هفت سالگی به مدرسه رفت و تا سال سوم ابتدائي را در دبستان سروک روستا گذراند. پس از آن خانواده به علت مشکلات مالی از روستا به مرودشت رفتند. حبیب الله ادامه دوران ابتدائي خود را در دبستان دانش و سالهای تحصیلی راهنمایی را در مدرسه اميرکبير مرودشت مشغول تحصيل شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در گروه مقاومت شهيد زارعي ثبت نام نمود و بعد از آن به گروه مقاومت شهيد کلاهدوز انتقال يافت. سال اول دبيرستان بود که دیگر طاقت نیاورد و به جبهه رفت. در این مدت توانست 3 بار به جبهه اعزام شود و در دومین اعزام در عملیات خيبر شرکت کرد. وی سرانجام در 13 مرداد ماه 1363 به شهادت رسید. پیکر پاکش پس از تشییع در گلزار شهدای مرودشت به خاک سپرده شد.

متن وصیت نامه:
بسم الله الرحمن الرحيم
الذين اصابتهم مصيبته قالو انالله و انااليه راجعون.
کساني که وقتي مصيبتی بزرگ برآنها وارد مي شود مي گويند همه از خدائيم و به سوي او باز مي گرديم

آیا در قیامت در برابر سر بريده حسین سربلندی؟
من حبيب الله قرباني فرزند درويش قرباني در حالی که ندای هل من ناصر حسين بلند شده است براي لبيک گوئي به نداي نواده اش امام خميني به جبهه اعزام مي شوم براي رفتن در اين راه سر از پا نمي شناسم و جانم را در طبق اخلاص گذاشته ام تا شايد بتوانم روز قيامت خود و خانواده ام جلوي سر بريده سرورم امام حسين سربلند باشيم.

تنها آرزويم شهادت
پيام من به مردم حزب الله دعا براي سلامتي امام است در اين راه تنها آرزوي من شهادت و چه بي معني است که جبهه بروم براي مال و منال دنيا. من حسد مي برم بر آنهائي که رفتند و شهيد شدند ولي من رفتم و سالم برگشتم.


فرزندی در راه اسلام
پدر و مادرم حلالم کنيد که من امانتي بودم در دست شما مانند حسين عليه السلام که امانتي بود در دست فاطمه براي من طلب عفو کنيد. برادران و خواهرانم و اقوام و خويشان خدا را فراموش نکنيد. پدر و مادرم افتخارتان باد که فرزندي در راه اسلام داديد که ان شاءالله با شهدا محشور شود. اين راهي بود که بايد مي رفتم. به اميد سلامتي امام و ظهور آقا امام زمان ان شاءالله.
حبیب الله قربانی
22 خرداد 1363

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده