پیام شهيد حبيب الله قربانی به آیندگان
شهيد حبيب الله قربانی در گفتگویی با خبرنگار تیپ المهدی می گوید: ما به آن کودک پيام مي دهيم که اگر پدرت به وصال يار رسيد، اينجا اسلحه پدرت را بر مي داریم و مي جنگیم. اگر ماهم کشته شديم تو که بزرگ شدی می آیی و اسلحه ما را دست می گیری...
اسلحه زمین افتاده را بردارید!

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد حبيب الله قربانی در 19 شهریور ماه 1346 در يکی از روستاهای شهرستان فسا به نام سروک ديده به جهان گشود.

در هفت سالگی به مدرسه رفت و تا سال سوم ابتدائي را در دبستان سروک روستا گذراند. پس از آن خانواده به علت مشکلات مالی از روستا به مرودشت رفتند. حبیب الله ادامه دوران ابتدائي خود را در دبستان دانش و سالهای تحصیلی راهنمایی را در مدرسه اميرکبير مرودشت مشغول تحصيل شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در گروه مقاومت شهيد زارعي ثبت نام نمود و بعد از آن به گروه مقاومت شهيد کلاهدوز انتقال يافت. سال اول دبيرستان بود که دیگر طاقت نیاورد و به جبهه رفت. در این مدت توانست 3 بار به جبهه اعزام شود و در دومین اعزام در عملیات خيبر شرکت کرد. وی سرانجام در 13 مرداد ماه 1363 به شهادت رسید. پیکر پاکش پس از تشییع در گلزار شهدای مرودشت به خاک سپرده شد.


مصاحبه زیر را خبرنگار تیپ المهدی (عج) از شهید حبيب الله قربانی در سال 1363 تهیه کرده است:

برادر شما لطف کنيد ضمن معرفي خودتان بگوئيد که از کدام شهر اعزام شديد و هدفتان از آمدن به جبهه چيست؟
 اعوذ باالله من همزات الشياطين. بسم الله الرحمن الرحيم ، حقير حبيب الله قربانی اعزامی از بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مرودشت عضو طرح 3 لبيک يا خميني ـ هدفم از آمدن به جبهه اولاً قربتا الي الله مي باشد، دوماً لبيک گفتن به نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان خميني کبير مي باشد.
مي توانيد نظرتان را در مورد طرح لبيک يا خميني بگوئيد؟
کلاً اين طرح به وسيله فرماندهان آگاه نظامي سپاه پاسداران ريخته شد و با موافقت امام و شوراي عالي دفاع براي يک موقعي که جبهه ها نياز به نيرو دارد چون عمليات هاي ما اگر چند تا عمليات ايران ... باشد بعداً يک عمليات گسترده اي اينجا داريم که الان راديوهاي بيگانه حتي تذکر مي دهند مي گويند که ايران يک عمليات گسترده اي دارد و اين که ما بتوانيم اين عمليات را تا قدس بکشانيم و ببريم احتياج به يک نيروي مسلحي داريم که هميشه حاضر به جنگ باشد تا بتواند پيش برود و هدف از اين طرح همين بوده به نظر من.
شما بگوئيد که براي چندمين بار است که به جبهه مي آئيد؟ براي سومين بار است که توفيق يافتم به جبهه هاي جنگ عليه باطل اعزام بشوم.

درس آموخته حسین
در اين سه باري که تشريف آورديد جبهه آيا در عملياتي هم شرکت کرديد؟ يک بار سعادت نصيبم شده و در حمله خيبر در منطقه طلائيه شرکت داشتم.
خاطره اي از آن عمليات داريد يا نه؟ خود جبهه هاي جنوب و غرب کلاً خاطره است خاطره اي که من از اين عمليات دارم اين است که يک نيروي رزمي حالا يا بسيجي يا ارتشي يا سپاهي بيش از فکر مي کنم حدود 20 کيلومتر بتواند پياده روي در خشکي با اين تجهيزاتي که دارد بکند ولي اينجا برادران در حدود 10 کيلومتر رفت و برگشت که 20 کيلومتر مي شود در باتلاق با تمام تجهيزات با اين حالي که کاليبر روي سرشان و جلويشان کار مي کرد رفتند فقط روحيه داشتند و اين حسين بود که به ما درس آموخته بود که اگر واقعاً اسلام با اين ريختن خون ما هست بايد خون ما ريخته بشه که اسلام پا بر جا بماند و ما چون به اين کلمه اعتقاد داشتيم مي رفتيم جلو و از کاليبر و اين چيزها به هيچ عنوان نمي ترسيديم و اين تا ابد براي من درس مي شود.

وصال عاشق و معشوق
  شما در اين لحظات حساسی که نيروها آماده می شوند براي دشمن احساس خودتان را بيان کنيد؟ اين احساس من احساس رسيدن عاشق به معشوقش است کلاً احساس رزمندگان، احساس رسيدن عاشق به معشوق است که ما کربلا و خدايمان معشوق است و ما عاشقيم عاشق اباعبدالله عاشق روي حسين و در اين لحظات لحظه شماري مي کنيم که از طرف فرمانده ی کل قوا امام عزيزمان و امام زمان فرمان برسد که بتوانيم برويم پيش که اگر شهيد شديم به وصال يار اصلي امان رسيدم اگر هم پيروز شديم مي رويم کربلا باز به وصال يار مي رسيم.
  با توجه به صحبت هايتان روحيه برادران رزمنده را چگونه مي بينيد؟ گفتم که روحيه برادران در سطح خيلي بالائي است.
با توجه به روحيه رزمندگان مي توانيد بگوئيد روحيه بعثيون متجاوز چگونه است؟تجاوزگر وقتي تجاوزش را کرد روحيه اي بالاست وقتي زدنش و رفت عقب،عقب نشيني کرد روحيه اش مي آيد پائين حالا مي خواهد بعثي باشه، آمريکائي باشه، و چون با اسلام مي جنگند و کفر از صدر اسلام روحيه اش پائين بودم تابحال.

زمینه ساز ظهور
شما نظرتان را درباره آينده جنگ بيان کنيد؟ همان طوري که در احاديث و روايات گفته شده کربلا بدست نيروهائي که از طرف شرق بر پا مي خيزند که آن زمان شرق منظور ايران بوده بر مي خيزند و مي روند کربلا را فتح مي کنند و از  آنجا شهداي زيادي مي دهند،قدس را آزاد مي کنند و زمينه سازي براي آقا امام زمان مي شود.

آیندگان، اسلحه ای زمین افتاده!
 لطف کنيد در پايان پيامي براي امت شهيد پرور داريد بيان کنيد؟ در مقابل آن کودکی که نامه براي ما نوشته، نوشته برادرم من کوچکم افسوس مي خورم که نمي توانم بيايم و اسلحه پدرم را بدست گيرم و بجنگم و ما به او پيام مي دهيم که تو اي برادرم اگر پدرت به وصال يارش رسيده و به پيش امام زمانش رفته اينجا اسلحه پدرت را بر مي دارم و مي جنگم. و اگر ما کشته شديم تو آن وقت بزرگ شدي و مي آئي اسلحه ما را مي گيري ... به خانواده هاي شهدا برويد و پشت جبهه را نگهداريد.
والسلام عليکم


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده