مروری بر زندگی شهید ابوالاحراری؛
شهید ابوالاحراری در اولین اعزام با اصابت ترکش خمپاره به پای راست مجروح و پانزده روز در بیمارستان اصفهان بستری شد. حمید رضا با وجودی که پایش در گچ بود و با دو عصا حرکت می کرد و خیلی ناراحت بود که از دوستانش جا مانده، به بسیج سپاه و اتحادیه می رفت تا تبلیغ و فعالیت کند. پس از بهبودی باز به قم رفت و تحصیلات خود را ادامه داد.
با وجود مجروحیت دست از مبارزه بر نداشت

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حمیدرضا ابوالاحراری دوم بهمن سال 1338 در خانواده ی متوسط و مذهبی در شیراز چشم به جهان گشود. پس از دوران طفولیت در 7 سالگی به مدرسه نوشیروان که پدرش هم در آن دبستان به تدریس نوباوگان مشغول بود رفت و دوره ی 5 ساله ابتدایی را در آن مدرسه سخت تحت تربیت مربیان دلسوز و متدین به پایان رساند و دوره راهنمائی را در مدرسه اپگار که آن هم مربیان مکتبی و دلسوزی داشت گذراند.

کتابخانه رضوی
 پدرش می گوید: در تابستان سال اول راهنمایی به زیارت حرم امام رضا (علیه السلام) رفتیم. حمیدرضا هر روز پس از زیارت مدت زیادی را در کتابخانه حضرت به مطالعه ی کتاب های مورد علاقه خود می پرداخت . او علاوه بر دروس مدرسه در انجمن اسلامی فعالیت چشم گیری داشت و قرآن را بدون اشتباه قرائت می کرد.

اخراج انضباتی

پس از اتمام دوره راهنمائی جهت گذراندن دروس نظری به مدرسه حاج قوام سابق رفت و یک سال را در آنجا گذراند. سال دوم نظری در کنکور دبیرستان دانشگاه شرکت کرد و پذیرفته شد و به دبیرستان دانشگاه رفت. در دبیرستان دانشگاه برنامه های طاغوتی برگزار می شد. جو بی دینی و بی بند و باری او را رنج می داد. در نیمه های سال سوم کلاس های موسیقی فوق برنامه از طرف رژیم برنامه ریزی شده بود. او با اولیاء امور گفتگو و بحث کرد. آخر الامر چون نامبرده را مخل برنامه های خود می دانستند عذرش را خواستند و او اخراج انضباطی شد.
در سال هائی که به مدرسه دبیرستان دانشگاه می رفت نماز مغرب و عشا را در مسجد الرضا برپا می داشت و یکی دو ساعت هم پس از استفاده کردن از سخنرانی حاج سید علی اصغر دستغیب به کتابخانه و نوارخانه مسجد می رفت و برنامه های مذهبی و  انجام می داد . بعد از سال ها تلاش و کوشش و با پشت سر گذاشتن ديپلم رياضي از دبيرستان ابوذر شيراز نتيجه زحمات چندين ساله ي خود را دريافت کرد. وي در ادامه وارد دانشگاه شد و رشته ي مهندسي مکانيک را در دانشگاه علم و صنعت تهران جهت ادامه ي تحصيل در مقاطع عالي برگزيد .
فعاليت هاي سياسي و مبارزاتي حمید رضا از سال ها پيش از انقلاب و از دوران دبيرستان آغاز گرديد و در ايام شکوهمند پيروزي انقلاب با چاپ و تکثير و توزيع اعلاميه هاي حضرت امام (ره) به اوج خود رسيد و تا لحظه ي پيروزي انقلاب خالصانه به فعاليت هاي خود ادامه داد. سال 1357 در حال فعالیت های مذهبی بود که در درگیری (روبروی سینما سعدی) دستگیر شد. او چنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت که به حالت اغماء و بی هوشی رفت. چند نفر شبانه او را به بیمارستان بردند و در منزل مدتی بستری بود تا خوب شد.

با وجود مجروحیت دست از مبارزه بر نداشت

انقلاب فرهنگي
همزمان با تعطيلي دانشگاه ها در جريان انقلاب فرهنگي از ادامه ي تحصيل باز ماند. او جهت تبلیغ به کردستان رفت و مدت 14 ماه با چند نفر از دوستان خود در تمام شهرهای کردستان مشغول پیاده کردن فعالیت های فرهنگی و اسلامی بود تا این که وضع کردستان وخیم شد و دوستانش  شهید شدند.

با وجود مجروحیت دست از فعالیت بر نداشت

شوق تحقيق و مطالعه حمیدرضا را به آغوش روحاني حوزه ها سپرد . او جهت فرا گرفتن علوم دینی و اخلاقی نزد اساتید بزرگی همچون مشکینی در قم رفت . یکی دو سال مشغول تحصیل بود. با آغاز جنگ تحميلي دوره اي نوين از مبارزات حق طلبانه ي وي آغاز گرديد و او که دلي مشتاق و سري شوريده داشت پس از گذراندن دوره هاي مختلف آموزش چندين بار از طريق سپاه قم و بسيج شيراز عازم جبهه هاي نور گرديد.
او در اولین اعزام با اصابت ترکش خمپاره به پای راست مجروح و پانزده روز در بیمارستان اصفهان بستری شد. حمید رضا با وجودی که پایش در گچ بود و با دو عصا حرکت می کرد و خیلی ناراحت بود که از دوستانش جا مانده، به بسیج سپاه و اتحادیه می رفت تا تبلیغ و فعالیت کند. پس از بهبودی باز به قم رفت و تحصیلات خود را ادامه داد.

جبهه سوسنگرد

پس از چندی به فرمان امام لبیک گفت و از طریق بسیج شیراز به جبهه سوسنگرد اعزام شد 5 ماه در جبهه بود که در این مدت دو بار جهت دیدار با خانواده به مرخصی آمد. او عاشق شهادت بود و سرانجام در 20 آبان 1360 برابر با 14 محرم الحرام در حالي که به عنوان فرمانده گردان هدايت گروهي از رزمندگان هميشه پيروز اسلام را بر عهده داشت به فیض شهادت نائل آمد.

انتهای متن/
منبع: پروندفرهنگی ، مرکز اسناد ایثارگران فارس
   
.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده