ناملی در زندگی شهید عبدالنبی ميرزائی،
شهيد عبدالنبی ميرزائی 19 ساله بود که به جبهه رفت و چند سال بعد به جمع سپاهیان پیوست و به سمت فرماندهی گردان امام حسین (ع) منصوب شد وی در حال خنثی سازی منطقه جانباز شد...
شهادت پس از سيزده سال انتظار

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد عبدالنبی ميرزائی در پانزدهم فروردين ماه 1341 در خانواده اي مذهبي و کشاورز در روستاي نرمون بردنگان شهرستان ممسني ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايي را در زادگاهش و دوره راهنمايي را در شهر قائميه  گذراند و تحصيلات دبيرستان را در نورآباد ممسني به پایان رساند .

آزاد سازی بستان
 سال 1360 در حالی که 19 ساله بود به فرمان حضرت امام خميني (ره) لبيک گفت و از طريق پايگاههاي بسيج شهرستان به صورت داوطلبانه به جبهه هاي حق عليه باطل شتافت و در عمليات آزاد سازي بستان شرکت کرد با عشق و علاقه ای که به سپاه پاسداران داشت به عضويت اين نهاد درآمد .
سردار ميرزائي در طول 8 سال دفاع مقدس به صورت فعال حضور داشت و به عنوان يک نيروي عملياتي در اکثر عملياتها حضور داشت . سال 1362 ازدواج کرد که حاصل آن 3 فرزند پسر و يک دختر بود .

وظیفه یک پاسدار چیست؟
وی در وصیت نامه خود خطاب به پاسداران می نویسد: وظيفه ما چيست؟ جهاد در راه خدا ، جنگيدن با دشمنان اسلام جهاد اصغر است و جهاد مهمتر از آن جهاد اکبر مي باشد که مبارزه با تمامي هواهاي نفساني مي باشد آنچنان که حضرت محمد (ص) بعد از برگشت تفکر و غلبه کردن بر نفس خويش حاضر شد به لشکريان حق بپيوندد چنانچه مي دانست مرگ او حتمي است ولي شنيديم که اين مرد روزگار چگونه عمل کرد و تا کنون نامش بر لبها جاري مي باشد و خواهد بود و در هر دو جهان جاودانه است و عمر سعد نتوانست بر نقش خويش غلبه .کند و تا کنون چنين کساني موفق نشده اند و در هر دو جهان روسياه هستند

فرمانده گردان امام حسين (ع)
 عبدالنبی با توجه به لياقت و شايستگي و شجاعتی که از خود نشان داده بود به سمت فرماندهی گردان امام حسين (ع) تيپ 46 الهادي (ع) منصوب گرديد و پس از مدتي مسئوليت محور آبادان را نيز برعهده گرفت و با حفظ سمت سرپرستي گردان کميل (تخريب) را عهده دار شد .

توفيق ادامه راه شهدا
وی در خاطره ای می نویسد: خدايا تو شاهد آن چه که در قلبم مي گذرد هستي و مي داني که چقدر بر قلبم اثر گذاشته و مرا از خود بي خود کرد . خدايا اين مجروح و ساير مجروحين ما را شفاعي عاجل عنايت فرما و اسراي ما را آزاد و هر چه زودتر به آغوش خانواده هايشان بازگردان و به آن صبر و استقامت و شکيبايي عنايت فرما و به ما هم توفيق ادامه راه شهدا و انبياء را عنايت فرما و ما را از سربازان امام زمان قرار بده .

پاکسازی منطقه
پس از پذيرفتن قطعنامه 598 و صلاحديد مسئولين جهت گذراندن آموزش عالي به تهران اعزام شد. پس از بازگشت از آموزش بر حسب دستور فرمانده کل قوا حضرت امام خميني (ره) که فرمود "پاک سازي کمتر از جنگ نيست" . او ماموريت پاکسازي منطقه آبادان که از کانال مصنوعي تا دهانه خليج فارس بود را بر عهده گرفت و به پاکسازي انواع و اقسام مين ، توپ ، گلوله و خمپاره علم نکرده پرداخت .

وسعترين منطقه پاکسازي به او و گردان کميل (تخريب) و اگذار گرديد که به بهترين نحو و بدون هيچگونه تلفاتي مأموريت را با موفقيت به پايان رساند. بعد از انجام مأموريت فوق به پاکسازي نهر خين که انواع مين هاي ضد نفر ، ضد خودرو و ضد تانک وجود داشت و بسيار در هم ريخته و نامنظم بود وی در روز دوم خنثی سازی در تاریخ 9 مهر ماه 1370 با انفجار مین مجروح گرديد که منجر به قطع دو دست از ناحيه مچ ، و از دست دادن دو چشم و از بين رفتن لاله و پرده گوش چپ و قريب به 300 ترکش در بدن داشت به طور يک به مدت 3 ماه قادر به غذا خوردن نبوده و در بيمارستان بقيه الله تهران بستري شد .

شهادت پس از سيزده سال رنج و مشقت
وی پس از مداواي نسبي جهت ادامه مراحل درماني به کشور آلمان اعزام شد و تحت درمان قرار گرفت وی سرانجام در14 مهرماه 1383 پس از تحمل سيزده سال رنج و مشقت در سفري که جهت مداوا به شيراز داشت به شهادت رسید.

انتهای متن/
منبع:پرونده فرهنگی، مرکز اسنادایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده