شهيد "اکبر ربيعی" در وصیت خود می نویسد؛
شهيد "اکبر ربيعی" در وصیت نامه خود می نویسد: توجه كنيد كه هدف از درس خواندنتان خدمت به جامعه باشد نكند روزى رضايت خدا را كنار بگذاريد.
هدف از درس خواندن، خدمت به جامعه باشد

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "اکبر ربيعی" در 20 اردیبهشت ماه 1349 در خانواده ای متدين و مسلمان در شهرستان ني ريز دیده به جهان گشود . هفت ساله بود که قدم به عرصه علم گذاشت و تحصيلات خود را تا دوره متوسطه در رشته فنی ساخت اتومکانیک در هنرستان گذراند. در همان سال درس را رها کرد و به جبهه رفت . "اکبر" چهار بار به جبهه اعزام شد و در هر اعزام اغلب بدون خبر خانواده مي رفت و بعد نامه مي نوشت که در جبهه است . زماني که از جبهه بر مي گشت ، ارتباطش با بسيج قطع نمي شد . او فردی صبور، آرام، موقر و مؤدب ، احترام و تواضع در برابر بزرگتران از ديگر خصوصيات اخلاقی او بود . اهل محل او را به عنوان يک فرد بسيجي و حزب اللهی فعال مي شناختند . اکبر در عملياتهاي کربلاي 3 ، کربلاي 4، کربلاي 5 و خط پدافندي غرب در لشکر 19 فجر توفيق حضور داشت .
شهيد "اکبر ربيعی" سرانجام در 30 دی ماه 1365 در جبهه جنوب شلمچه عمليات کربلاي 5 با اصابت گلوله به شهادت رسید.



متن وصیت نامه:
قدم به جبهه فقط در راه خدا
وصيت به امت حزب الله، اول از همه هدفم را بيان مى كنم، اين بنده حقير اكبر ربيعى از وقتى كه تصميم گرفتم به جبهه بروم تاكنون با عشق خدا كه در دلم جاى داشته حركت كرده و الحمدلله در اين راه تحت هواى نفسانى حركت نكرده ام و براى خاطر هيچ كس جز رضاى خدا پاى به جبهه نگذاشته ام و بعنوان يك سرباز كوچك اسلام در راه دين و مكتب اسلاميم قدم گذاشته و تا آخرين قطرات خون خود از آن دفاع خواهم كرد و خواستار آنم كه با قدم كوچكم بدنيا ثابت كنم كه امام تنها نيست.

خون شهید چراغ هدایت جامعه

برادر و خواهر همگى ما وظيفه مان اين است كه به وصيت شهدا عمل نماييم و شهدا همگى ما را وصيت نموده اند به وحدت و يكپارچگى و وفادار بودن به ولايت فقيه و روحانيت در خط امام دعوت نموده اند و امر به جهاد فى سبيل الله كرده اند و ما را به تقوى توصيه كرده اند و خود به سخن خود عمل نمودند. پس وظيفه تك تك ما اين است كه به گفته آنها كه نشأت گرفته از سخنان ائمه و پيامبران خداست عمل نماييم. چرا كه وصيت شهيد يعنى سخن و كلام خدا، آنها با خون سرخشان چراغ هدايتى در جامعه براى ما شدند. آفرين بر شما امت در صحنه و سلام و درود خدا بر تك تك شما كه با يارى كردن دين خدا قلب امام زمان (عج) و ارشاد نموديد و شما مردم عزيز فرداى قيامت در مقابل شهدا روسفيد هستيد و قدر خود را بدانيد و شكر خداى را بجاى آوريد يار و پشتيبان امام عزيز باشيد.

هوشيارانه عمل كنيد

همانطور كه تاكنون جبهه ها را گرم نگه داشته ايد باز روانه جبهه ها شويد و بدانيد كه مسئله اصلى ما جنگ است. نكند كه خداى ناكرده جنگ را فراموش كنيد. عزيزان هوشيارانه عمل كنيد و هركس مى خواهد ضربه بزند محكم جلو او را بگيريد حتى اگر برادر شما باشد. عزيزان مساجد را خالى نگذاريد زيرا ريشه اختلافات در همين است كه مساجد را خالى گذارده و متفرق بشويد. امت حزب الله آموزشهاى نظامى را ببينيد كه قلب ما تا پيروزى اسلام در جهان جنگ دارد.

از شهادت هراس نداشته باشید

 پدران و مادران امروز كمك به اسلام پير و جوان ندارد و همه و همه بايد كمك كنند. عزيزان ما امانتدار جمهورى اسلامى هستيم و بايد در مقابل توطئه ها با روحيه اى مصمم تر از قبل اين امانت الهى را حفظ كنيم و در راه حفظ آن نبايد از شهادت هراس داشت. رزمندگان در جبهه ها حضور دارند و راه شهدا را ادامه مى دهند اما با شما دوستانم و برادرانم تذكرى ديگر دارم.

قلبی خاشع

آيا وقت آن نرسيده كه قلبهاى خود را خاشع كنيد با ياد خدا، آيا هنوز وقت آن نرسيده كه از لاكى كه براى خود بوجود آورده ايم و قفس و زندانى كه براى خود ساخته ايم خود را رها سازيم. تا كى مى خواهيم در اين زندان منيت و ماديت باشيم و سرانجام بپوسيم، نمى شود گفت من فدايى شده ام اما خون دل نخورد زجر نكشيد، نمى شود گفت من مسلمانم، شيعه ام، اما بر روى زمين بى تفاوت و بى خيال عبور كرد، مسلمان يعنى زجركش، خون دل خور، يعنى فنا شدن در اسلام، يعنى فنا شدن در قرآن، يعنى فنا شدن در خدا، همه چيز خود را براى نجات اسلام داد، از جان كه سهل است از آبرو هم بايد گذشت، زمانى هست دفاع از اسلام، دفاع از قرآن به ظاهر به آبروى انسان هم ضربه مى زند، بايد دفاع كرد بايد در همه طعنه ها و غوغاها و تورخ كشيدنها ايستاد و مقاومت كرد. خدايا تو را به حضرتيت امام ما را به اهداف عاليه اش كه نجات قرآن، نجات اسلام است موفق كن.

ماموریتی برای زمینی ها
دوستانم، عزيزانم، امام را تنها نگذاريد اين پيام همه شهدا است. اين زندگى چند روزه را بر زندگى ابدى ترجيح ندهيد. از خدا معذرت بخواهيم بخاطر آن همه خدمتهاى ناخالصانه و رياكارانه اى كه شايد داشته ايم، اى انسانها شما مأموريت داريد، شما ازطرف خدا فرستاده شده ايد. براى انجام مأموريت جان شما كالاى همراه با مأموريت شما است در اين مأموريت، مفت اين جان را از دست ندهيد و هميشه و هميشه در حال انتظار به سر ببريد.
همچنانكه مولاى على فرمودند كه اگر نبود عشق به شهادت هرگز حاضر نبودم يك لحظه روى زمين باشم.


 هدف از درس خواندن، خدمت به جامعه باشد

و سخنى با دانش آموزان عزيز: توجه كنيد كه هدف از درس خواندنتان خدمت به جامعه باشد نكند روزى رضايت خدا را كنار بگذاريد. امروز با رفتن شما جوانان متعهد به دانشگاهها مى توانيد براى مملكت اسلاميمان افتخار بيافرينيد. و اينك وصيت من به برادران گروههاى مقاومت بسيج: و اما پيامى كه براى بهترين يارى كنندگان جمهورى اسلامى و دوستان و سربازان واقعى مهدى (عج) دارم: برادران گروههاى مقاومت من تنها آرزويم اين بود كه روزى گروههاى مقاومت منسجم و محكم و استوار شوند و مساجد از پير و جوان پر گردد. برادران عزيز و پاسداران واقعى امام زمان (عج) برادر حقير و كوچك شما چند كلمه اى را بعنوان تذكر مى گويم.


فقط رضای خدا

عزيزان تاكنون كه شما در مساجد بوده ايد پيروزى هم بوده است. برادران گروه مقاومت توجه كنيد كه در همه امور بدون استثناء اخلاق اسلامى را رعايت كرده و گروههاى مقاومت را تقويت كنيد و افراد نفوذى را بيرون كنيد. همچنانكه هر گياهى براى رشد و سرسبزى بايد علفهاى هرزه را از كنارش برطرف كرد عزيزان فقط رضاى خدا را در نظر داشته باشيد و فقط براى رضاى او كار كنيد و آنهايى كه هدفشان نابودى گروههاى مقاومت مى باشد رسوا خواهند شد و در جهان ابدى شهدا جلو آنها را خواهند گرفت و به كميت نيرو توجه نكنيد بلكه پيشرفت كار را درنظر بگيريد ومردم را به گروههاى مقاومت دعوت كنيد.

هوشیار باشید
برادران حزب الهي ام امروز كوچكترين حركت شما تحت نظر كوردلان مى باشد. امروز بدنبال نقطه ضعفى از شمايند تا بر روى آن تبليغ سوء كنند. عزيزان مردم اميدشان به شماست يعنى فقط شما هستيد كه مى توانيد بطور مداوم عليه دشمنان مبارزه كنيد. مسائل را براى همه مردم بگوييد زيرا مسئوليت شما بيشتر است و مساجد را خالى نگذاريد. ان شاءالله كه نمى گذاريد.


الهى بسوى تو آمدم، مرا به من برمگردان

 الهى اين بنده از روى خود شرمنده است چگونه از پروردگارم شرمسار نباشم، الهى چگونه شكر اين نعمت گذارم كه اجازه ام داده اى تا نام نيروى ترا به زبان آورم و در پيشگاهت با تو گفتگو كنم و نامه ات را بگشايم و بخوانم. الهى جز تو از انسان بزرگتر كيست و در پيشگاهت از من كوچكتر كيست؟ الهى راه تو به بزرگى تو دشوار است و شگفتا كه اين مور لنگ را آرزوى ديدار است، الهى خفتگان را نعمت بيدارى ده و بيداران را توفيق شب زنده دارى و گريه و زارى، الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا به من برمگردان.

راه ياران حسين (ع)

خدايا شكر ترا مى كنم كه به من نيروئى دادى كه بتوانم همچون سرورم حضرت حسين بن على (ع) در راه اسلام قدمى هرچند كوتاه بردارم و از تو سپاسگزارم كه در چنين خانواده اى تربيت شده ام كه به نحو احسن راه حق و راه يارى كردن امام و راه اسلام را به من دادند. اى خداى بزرگ اى حامى مستضعفان و اى درهم كوبنده مستكبران به ما آنچنان شهامتى عطا فرما كه ما نيز از ياران باوفاى مرجع عاليقدر زمان امام خمينى باشيم و به ما آن لياقتى عطا فرما كه در اين راه همچون ياران امام حسين (ع) شربت شهادت بنوشيم.

آخرین شهید

 و اما اى خانواده عزيزم: از همه شما معذرت مى خواهم. شرمنده ام حقى كه برگردنم داريد از پدر و مادر گرفته تا آخرين فرزند خانواده ام بر من حلال كنند. شما بايد شرمنده باشيد جلو ديگر خانواده شهدائى كه فرزند مفقودالاثر دارند فرزند اسير دارند دو شهيد بلكه بيشتر دارند.
اى خانواده عزيزم شما همچنان محكم و صبور باشيد ولى حال كه مسئله جنگ در ميان است اين وظيفه ما جوانها بلكه همه است كه بايد بپاخيزند و از اسلام دفاع كنند. اميدوارم كه مرا ببخشيد و حلالم كنيد و خواهش ديگرم اين است كه در مرگ من هيچ گريه نكنيد. مادرم تو براى خانواده ما واقعا زينب وار زجر كشيدى تنها چشم داشتت از خدا باشد. تنها اميد خدا باشد مبادا فكر كنى كه كارى انجام داده اى، نه من آخرين شهيدم و نه هم اولين شهيد.
 پس اين كاروان هم چنان ادامه خواهد داشت تا ظهور حضرت مهدى (عج) و بعد از آن تا قيامت و هرگز اين سيل خروشان خشك نخواهد شد. و از شما مى خواهم كه هر وقت بياد من افتاديد دستهايتان را بلند كنيد و خدا را شكر كنيد كه توانستيد امانتى را كه خداوند تبارك و تعالى به شما سپرد به نحو احسن تربيت نموده و به صاحب اصليش برگردانديد

روی مزارم بنویسید...
و از همه برادران و خواهران و دوستان مى خواهم كه مرا ببخشند و حلالم كنند و برايم طلب آمرزش كنند و تنها حاجتى كه از بنياد شهيد دارم اين است كه اگر شهادت نصيب من بنده گنهكار شد براى اين بنده حقير و گنهكار طلب عفو و بخشش كنند و مرا در نيمه هاى پنج شنبه شب دفن كنند و فقط روى سنگ قبر من بنويسيد «امام را دعا كنيد مهدى (عج) را صدا زنيد». همين و فقط ديگر هيچ چيز ننويسيد. خدايا خدايا تا انقلاب مهدى (عج) حتى ظهور مهدى (عج) خمينى را نگهدار. التماس دعا. اكبر ربيعى 25اردیبهشت65.

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده