شهيد "حسين جمشيدی" در دفتر شعر خود می سراید:
يکشنبه, ۰۶ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۱۴
شهید "حسین جمشیدی" در آبان سال 1339 در استهبان به دنیا آمد او شاعر، ورزشکار و نقاش بود. او در دفتر شعر خود می نویسد: هست کنون مشيت اين ، که بگذرم ز قهر و کين/ مست شوم زهستي اش ، تا بشوم چو مومنين...
هر که زمن رها شود، مقرب خدا شود

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "حسين جمشيدی" در 4 آبان ماه 1339 در استهبان دیده به جهان گشود. تحصيلات خود را از هفت سالگی آغاز کرد و تا مقطع سوم راهنمايي گذراند .
از کودکي اخلاقي نيکو داشت و روحي لطيف و از زماني که با دنياي اطراف آشنا شد و خداي خويش را بهتر شناخت سر از سجده بر نداشت و روز به روز بر علم و معرفت خويش افزود. او عاشق هنر بود و اين عشق در قالب شعر و نقاشي جلوه گر مي شد و تسکيني بود براي جام لبريزش ."حسین" به ورزش باستاني نيز علاقه مند بود و در اين کار به مولايش علي (عليه السلام) اقتدا کرد تا بالاخره در اين زمينه خود نيز مربي اين ورزش سنتي شد .
 پس از پيروزي انقلاب اسلامي علاقه حسين به پاسداري باعث شد که خیل سبزپوشان سپاه بپیوندد. با آغاز جنگ تحمیلی راهي ميدان جنگ شد. او از دنيا، همسر و فرزند گذشت .
شهيد "حسين جمشيدی" پس از ايثارگری و رشادت های بي شمار سرانجام در 4 بهمن ماه 1365 در عمليات کربلاي 5 به شهادت رسید. پیکر پاک او در گلزار شهداي استهبان به خاک سپرده شد .
نوید شاهد شما را به خواندن ابیاتی از شهید "حسین جمشیدی" دعوت می کند:
متن زیر شعری است به قلم شهید حسین جمشیدی:

قرب لایزالی
 هست کنون مشيت اين ، که بگذرم ز قهر و کين
مست شوم زهستي اش ، تا بشوم چو مومنين
 بگسلم از سينه خود ، ميله سر و استخوان
جان بدمم بروح خود ، تا نشوم پست و کهين
فنا شوم با دل و جان ،بدرگه خداييش

بهشت جاودانی
بنده و عبد او شوم ،بدرگهش سر بنهم
تن بدهم قضاء او ، به عشق او جان بدهم
در ره او کشته شوم، به دوستي اش سر بدهم
اگر که من فدائیم، نترسم اينکه جان دهم
زنده شوم، دريابم ، بهشت جاودانيَش

عالم کبريايي
 هر که زمن رها شود ، مقرب خدا شود
هر که منیت بکند ، بدان زحق جدا شود
اي من خاکي تورها ، تجردم حذف شود
اين من من، من نشود، نه اين منم خدا شود
اگر شود درک کنم، عالم کبريايي اش

عصا شود، ثواب تو
موسي و عمران نبي، بشر بُدي، نبي شدی
اگر چه موسي بشوي بگذري از نيل خودی
عصا شود، ثواب تو، سحر و ريا را بکني
تجلي طورت هم ، فقط نيايشت شدي
بنده شدي ، رسيده اي، به قرب لا يزالیَش

نشانه وجود
ز آيه هاي او ببين، نشانه وجود او
اگر که مخلص بشوي، تازه شدي بنده او
 بندگيت بزرگي است، اگر شوي حقير او
 تو ، ما و من رها کني ، تازه شدي عبد بر او
عبد شدي خواهي ديد ، جلال کبرياييَش

مردن من تکامل است
سوا شدم زما سوا تا نشوم  ز او جدا
لذائذ زمانه را رها کنم زخود جدا
عاشق مردن بشوم عاشقي از خاک جدا
ز مادييت سفر کنم سفر کنم تا بخدا
مردن من تکامل است منيت از جداييش

استهبان 28 خرداد 1363 ه ش
برابر با رمضان مبارک 1404 ه ق
حسین جمشیدی


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی مرکز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده