خاطره از شهید کرامت الله رفیع؛
همرزم شهید ولی محمد بنایی در خاطره ای می گوید: کرامت اله به همراه تعدادی از دوستانش که بیشتر آنها نیز به شهادت رسیدند ، گروهی تشکیل داده بودند و ماهیانه مبلغی جمع آوری می کردند و به دست شخص ثالثی می دادند تا صرف کارهای خیر شود و یا به دست افراد نیازمند وآبرومند برسد .
صدقه ی پنهان

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "کرامت الله رفيع" در سوم شهريور ماه 1336 در شهرستان فسا به دنيا آمد . او فرزند دوم خانواده بود. هفت ساله بود که راهی مدرسه شد و دوران ابتدايي را با موفقيت در دبستانهاي شهرستان جهرم سپري کرد و دوره راهنمايي را در مدرسه فردوسي شهرستان فسا به پايان رساند. اول دبیرستان بود که به خاطر کمک به خانواده ترک تحصیل کرد.
وی با آغاز جنگ تحمیلی به جبهه رفت و سرانجام در 25 اسفند ماه 1363 در منطقه شرق دجله به شهادت رسید.

خاطره از شهید کرامت الله رفیع / صدقه ی پنهان
شهید کرامت اله به همراه تعدادی از دوستانش که بیشتر  آنها  نیز به شهادت رسیدند ، گروهی تشکیل داده بودند و ماهیانه مبلغی جمع آوری می کردند و به دست شخص ثالثی می دادند تا صرف کارهای خیر شود و یا به دست افراد نیازمند وآبرومند برسد .

شکل کار نیز به شیوه ای بود که حتی آن شخص که پول دریافت می کرد ، نمی دانست این کمک از ناحیه ی چه کسی ست . خود شهید کرامت الله هم ، هیچ گاه مستقیما این کار را نمی کردند که شناخته شوند.

یا کریم ، العفو

کرامت الله که به سنگر آمد به او گفتم: «این بچه ها ناراحت هستند و می گویند که شما خیلی به ما دستور می دهید؟! » او که آدم شوخ و بذله گویی بود بعد از کمی شوخی گفت: «پس ما این بچه ها را آورده ایم برای چی؟ آن ها را آورده ایم که فرمانشان بدهیم! »

بعد هم فورا گفت: «آهای بچه، برو فلان چی بردار و بیار!»

آخر شب، وقتی کرامت الله پتو را روی سرش می کشید و می خواست بخوابد، حال و هوای عجیبی داشت. زیر لب ذکری را مدام تکرار می کرد. خوب گوش دادم ذکرش با آن حال عجیب «یا کریم ، العفو! » بود.


انتهای متن/
کتاب هزارویک شب عاشقی ، راوی همرزم شهید ولی محمد بنایی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار