خاطره ای از شهید "عسکر زمانی"؛
شهید "عسکر زمانی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: اما بد نيست از دفترچه مثبت و منفي شهيدي هم يادكنيم و به خودمون در مورد يك كار مثبت و منفي بدهيم. مثلا نگاه به نامحرم كار بدي هست كه متاسفانه من امروز به بعضي از اين نامحرمان نگاه كردم كه من در اين مورد به خودم منفي مي دهم.
تاثیر پذیری یک شهید از شهید دیگر


به گزارش نوید شاهد فارس، شهید "عسکر زمانی" در 11 بهمن ماه 1372 در روستای تیرازجان از توابع شهرستان ممسنی و رستم دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در زادگاهش تا مقطع دیپلم با نمرات عالی گذراند.
پس از دوران تحصیلی بی درنگ به خدمت مقدس سربازی رفت و در پادگان 07 کازرون مشغول آموزش گردید. چند ماهی از خدمت نظام وظیفه نگذشته بود که در دانشگاه سراسری «مهندسی برق» و دانشگاه امام حسین (ع) پذیرفته شد. او با علاقه ای که به ولایت داشت دانشگاه امام حسین(ع) را برگزید.
وی سرانجام در 16 بهمن ماه 1394 در دفاع از حرم اهل بیت در سوریه به شهادت رسید.


متن خاطره روز نوشت/ تاثیر پذیری یک شهید از شهید دیگر
12/7/2 سه شنبه 37 و 51 دقيقه احوال حاضر :
در حال حاضر داخل اتوبوس نشسته ايم كه عازم تهران دانشگاه امام حسين هستيم كه چند لحظه پيش راه افتاديم و هنوز از شهر شيراز بيرون نرفته ايم . خلاصه بعد از ماجراهاي سربازي به اينجا رسيده ايم كه دعاي هر روزمان اين است كه خدايا آن را براي ما بخواه كه به صلاح ما و بدنبال آن رضايت تو و خشنودی ما باشد.

وضع خود و اطرافيان هر كس به زبان خود:
فرشيد زماني هستم در حال سفر به تهران براي اعزام به دانشگاه امام حسين. در حال حاضر استرس دارم و با يكي از بچه ها حرف مي زنم كه حالم بهتر بشه و براي درست شده هم ناراحت كه از شهرم و خانواده ام دور شدم. به هر حال بايد به هر نام برسم.
علي رحيمي هستم براي دانشگاه امام حسين ثبت نام كردم و الان در راه سفر به انجا هستيم. با 1 نفر از دوستان همه چيز در حال حاضر خوب و ان شاالله در اينده هم خوب باشد .

حالا نوبت به خودم مي رسد و اينكه از افكار خودم بگم. در مرحله اول اينكه توي اين فكر هستم كه به چند نفري زنگ بزنم و همين كار را هم كردم و اينكه بگم از قبل آرامتر هستم. اما اگر قبل از رفتن مي رفتم خانه و همينطور به ملاقاتي رامين مي رفتم بهتر مي شد .
(به نظر خودم). اما بد نيست از دفترچه مثبت و منفي شهيدي هم يادكنيم و به خودمون در مورد يك كار مثبت و منفي بدهيم. مثلا نگاه به نامحرم كار بدي هست كه متاسفانه من امروز به بعضي از اين نامحرمان نگاه كردم كه من در اين مورد به خودم منفي مي دهم.

اما یک كارمثبتي انجام دادم (يكي را فقط بازگو مي كنم) اين بود كه توي تاكسي نشسته بودم كه مسافر بعدی سوار شد كه دختري جوان بود و بدنبال آن خانم ديگري هم سوار شد و آن دختر نزديك من شد و حتي يك لحظه هم بدنش به بدن من خورد که به نيت خداوند جوري جمع شدم كه بدن آن دختر چند سانتي از من فاصله گرفت كه به كمك خداوند تا آخر هم اين فاصله رعايت شد .

اينكه گفتم ارامش بخش اما منفي و براي خودم ارامش گير هست و من را خيلي ناراحت مي كند كه اميدوارم در اين مورد به لطف خداوند به مرحله مثبت كامل برسم . البته اينجا كه گفتم كامل منظورم اين هست كه يه كمي از راه را رفته ام وتلاش مي كنم كه راه را كامل بپيمايم چون بدنبال ارامش ان هستم . البته توي اين قسمت يه كم خطم ناهموار نوشته شده كه دليلش هم معلوم است ما توي سفر هستيم . خدايا ما را ياري كن تا اني باشيم كه تو مي خواهي (بااخلاص).

انتهای متن/
منبع: پروند فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس



برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده