شهید "عسکر زمانی" در دفتر خاطرات خود می نویسد: از خدا بخاطر اينكه من را وارد چنين مكاني كرد كمال تشكر را دارم و از او مي خواهم كه كمك كند تا شكر چنين نعمتي را در حد توان خود بجا آورم و از او درخواست دارم تا مرا ياري كند تا چنين نعمتي را به راحتي از دست ندهم و همواره كمال استفاده را از اين نعمت داشته باشم .
میخواهد مرا زمین گیر کند!

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید "عسکر زمانی" در 11 بهمن ماه 1372 در روستای تیرازجان از توابع شهرستان ممسنی و رستم دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را در زادگاهش تا مقطع دیپلم با نمرات عالی گذراند.
پس از دوران تحصیلی بی درنگ به خدمت مقدس سربازی رفت و در پادگان 07 کازرون مشغول آموزش گردید. چند ماهی از خدمت نظام وظیفه نگذشته بود که در دانشگاه سراسری «مهندسی برق» و دانشگاه امام حسین (ع) پذیرفته شد. او با علاقه ای که به ولایت داشت دانشگاه امام حسین(ع) را برگزید.
وی سرانجام در 16 بهمن ماه 1394 در دفاع از حرم اهل بیت در سوریه به شهادت رسید.


متن خاطره روز نوشت/ میخواهد مرا زمین گیر کند!
17 مهر 97 يكشنبه ساعت 34 و 3 دقيقه
جمعه شب حدود ساعت 21 و 11 دقيقه توي حسينيه بهاءالديني مراسم عزاداري برگزار شد كه بهره خوبي برديم. از خدا بخاطر اينكه من را وارد چنين مكاني كرد كمال تشكر را دارم و از او مي خواهم كه كمك كند تا شكر چنين نعمتي را در حد توان خود بجا آورم و از او درخواست دارم تا مرا ياري كند تا چنين نعمتي را به راحتي از دست ندهم و همواره كمال استفاده را از اين نعمت داشته باشم. الان من توي اين فكر هستم كه يك سال ديگر كه اين دوره تمام مي شود چقدر ناراحت كننده هست و مي دانم همانطور كه دوران مدرسه را به راحتي از دست داده ام و حالا توي فكر آن دوران هستم اين دوره هم مي گذرد .(درست است كه استفاده اي كه از اين دوران مي برم شايدتا حد توان خودم هم باشد اما بعد از تمام شدنش باز هم ناراحت مي شوم.)

امروز يه كم حال وهواي خانه را دارم. درست است كه اين حال وهوا به من فشار انچناني وارد نمي كند اما فكر كردن به خانه و حال و هواي ان خوشي خودش را دارد . اين چند روزه كه يه كم عبادت ظاهري خود را از قبل بيشتر كرده ام شيطان از راهي وارد شده و به من تلقين مي كند كه چقدر عبادت مي كنم . واز اين طريق مي خواهد مرا زمين گير كند كه به فضل خداي متعال اين حربه شيطان بر باد فنا خواهد بود . ومن را نخواهد توانست فريب دهد . از خداي متعال عاجزانه اين درخواست را دارم كه شيطان را هميشه ناكام بگذارد و به راهي كه صلاح من است حركت كنم .
امروز ورزش داشتيم كه به نظر من خيلي عالي بود . اما بچه ها اين نظر را داشتند كه اگر توي اين گردان بمونيم خيلي سخت مي گذرد . اما من دلم مي خواهد توي همين گردان بمونم . ان شاءالله.


انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده