نامه ای از شهید "صادق مرادی"؛
شهيد "صادق مرادی" 16 ساله بود که به جیهه رفت. در نامه ای به خانواده، خواهران خود را به اطاعت از مادر تشویق می کند.

به فرمان مادر

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "صادق مرادی" نهم مهر ماه 1349 در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. دوران کودکي خود را در محيط آزاد روستا گذراند.
هفت ساله بود که راهی مدرسه شد. دوران تحصیلی اش همزمان شد با آغاز مبارزات بر علیه رژیم پهلوی و در حقيقت رشد شخصيت واقعي "صادق" در این برهه زمان شکل گرفت. تحصيلات راهنمايي را در مدرسه آيت الله طالقاني به اتمام رساند. سال 1365 به منظور ياري رساندن به رزمندگان اسلام همراه با دوستانش به جبهه هاي غرب اعزام گرديد و بعد از شرکت در عمليات کربلاي 2 به آغوش خانواده بازگشت.  با آغاز سال تحصيلي در دبيرستان استاد مطهري جهرم ثبت نام کرد و مشغول به تحصيل شد اما عشق به امام لحظه اي او را رها ننمود و براي عمليات کربلاي 5 اعزام گرديد و در يک رزم بي امان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به چند نقطه از بدنش از ناحيه سر به شدت مجروح شد و پس از بيست روز تحمل درد و رنج در سحرگاه شنبه 9 اسفند ماه 1365 به شهادت رسید.
متن زیر نامه ای است از شهيد "صادق مرادی" که برای خانواده نوشته است و خواهران خود را به اطاعت از مادر تشویق کرده است:

نامه اول: در همه حال به فرمان مادر باشید
بسم الله الرحمن الرحيم سلام پس از عرض سلام،سلامتي شما را از درگاه خداوند منان خواهان و خواستارم اميدوارم كه هيچگونه ناراحتي نداشته باشيد.
خدمت خواهر خوبم سلام عليكم، سلامتي خواهر بزرگوارم را از خداي متعال خواهانم و اميدوارم كه هيچ گونه ناراحتي نداشته باشيد و اميدوارم كه در همه حال بفرمان مادرمان باشي و خداي ناكرده كاري نكني كه باعث نگراني مادر شود و هميشه به فرمان مادر باشي. كاري نكنيد كه مادر از شما ناراحت و دلگير شود و اميدوارم كه اين چند سطر را بپذيري و به كار ببندید. ديگر عرضي ندارم.
خدمت مادر خودم سلام اميدوارم كه سر حال و سالم باشي و هيچ گونه ناراحتي نداشته باشي. از روز اعزام فقط و فقط نگران تو هستم و هيچ نگراني ديگری ندارم و هم چنين خدمت پدر بزرگوارم كه هر روز و هر شب بفكر شما بزرگوار مي باشم خلاصه چون ما موفق به خداحافظي نشديم شما ببخشيد.

نامه دوم: پدر مرا ببخش
بسمه تعالي. خدمت پدر و مادر بزرگوارم . پس از عرض سلام و سلامتي پدر و مادر بزرگوارم از خداوند منان خواهان و خواستارم و اميدوارم که هيچ گونه ناراحتي نداشته باشيد باري بر خود لازم دانستم که چند کلمه اي ازخودم برايتان بنويسم تا بدانيد که فراموشي در کار نمي باشد و نخواهد بود .
از اينکه موفق به خداحافظي با پدرم نشدم خيلي ، خيلي نگرانم که اميدوارم مرا ببخشيد ما فعلاً در پادگان امام حسين مي باشيم و نام گردان ما مالک اشتر مي باشد .  هيچ گونه نگراني ندارم فقط به مادرم بگوئيد که اين قدر نگران من نباشيد و در آخر با همگي خداحافظي مي کنم . همه را سلام مي رسانم . صادق مرادي 7دی ماه 1365 . والسلام

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده