خاطره خودنوشت شهيد "عبدالشهاب ميری" (3)؛
شهيد "عبدالشهاب ميری" در دفتر خاطرات خود می نویسد: ...در ساعت 10:20 دقيقه شب حزب دمکرات در چند متري پايگاه چندين آر پي جي به سوي پايگاه گرماب پرتاب کرد و همگام با تيربار و اسلحه هاي کلاچ و گرينوف و سيمينوف : اما خوشبختانه با کمک لطف پروردگار و امدادهاي غيبي تمام اميد دشمن به نااميدي منتقل شد ...
امدادهاي غيبی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "عبدالشهاب ميری" هشتم آبان ماه 1343 در احمدآباد واقع در شهر خون گرم آبادان در خانواده اي مؤمن و مذهبي از قشر متوسط جامعه ديده به جهان گشود. هفت ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا پايان دوره راهنمايی گذراند. با آغاز جنگ تحمیلی همراه با  خانواده به شهرستان بوشهر رفت و در آنجا سکنی گزیدند.
18 ساله بود که عازم خدمت سربازی شد. او خدمت سربازي خود را در مناطق مختلف جنگي و مرزي با عنوان آر پي جي زن گذراند و خدمتش را به پايان رساند و نزد خانواده بازگشت.
 مدتی گذشت دلش آرام و قرار نداشت و قلبش برای جبهه می تپید. ولي اين بار پدر مخالفت کرد و او به هر صورت که بود دوباره رضايت پدر را جلب کرد و با خانواده خداحافظي کرد و راهي جبهه شد و از آنجا که خدمت سربازي را طي کرده بود و آر پي جي زن بود با همين مسئوليت دوباره در خط مقدم حضور يافت و عشق به شهادت سبب شد تا به آرزوي ديرينه خود برسد و سرانجام در 25 اسفند سال 1364 به شهادت رسید.

خاطره خودنوشت شهيد "عبدالشهاب ميری":

مین گذاری
بسمه تعالي . پايگاه گرماب به فرماندهي ستوان سوم جواد کسرائي . کشف مين: در تاريخ 20مرداد1364 روز يکشنبه صبح ساعت 9 تأمين و ضربت برقرار شد و باز هم در تپه 2 مين گذاري کردند تا باز هم با هوشياري کامل برادران سرباز پيدا شد و خنثي شد توسط گروهبان دوم مرتضي .و در همان تاريخ 20مرداد1364 در پايگاه ميراسو نزديک به چشمه ي آب ضد انقلاب مين کار گذاشته بود که توسط مين ياب کشف و خنثي شد و همين طور قبلاً نزديک به پايگاه کوخ رستم مين کار گذاشته بودند که با هوشياري سربازان پيدا و خنثي شد و همان روز مشاهده شد فردي در جاده ي ميراسوبه کوخ رستم مين گذاري مي کند که توسط برادران ضربت دستگير و به گردان تحويل داده شد در تاريخ 20مرداد1364.

منافقين خود فروخته
بسمه تعالي عبدالشهاب ميري پايگاه گرماب تاريخ 22مرداد 1364 : در تاريخ 21مرداد1364 شب دوشنبه راس ساعت 11:30 نيم شب منافقين قصد تيراندازي به پايگاه را داشتند که با آتش سنگين پايگاه مواجهه شدند و خمپاره 120 نزديک به روستاي گرماب زده شد که باعث شد تا زماني به منافقين وارد آيد. آري همين به اصطلاح مجاهدين هستند که سربازان اين مملکت و فرزندان اين ملت را به کشتن مي دهند و امثال محمود زاده ها و بهاري ها را ناجوانمردانه شهيد مي کنند و به بعضي مردم ساده و زود باور مي گويند که ما براي ملت ايران مي جنگيم و اسم خود را مجاهد خطاب مي کنند در صورتي که همين خود فروختگان و مزدوران هستند که جوانان اين ملت را به شهادت مي رسانند مرگ بر اين منافقين خود فروخته باد .


 لطف و نظر مرحمت خداوند مهربان
بسمه تعالي عبدالشهاب ميري پايگاه گرماب تاريخ نگارش 22مرداد 1364 صبح هنگام برقرار کردن تامين و ضربت در حالي که فرماندهي پايگاه تپه 2 را تله گذاري کرده بود به وسيله نارنجک ساچمه اي سرباز وظيفه علي شريفي اهل کرمان ندانسته بر روي تله رفت و خوشبختانه جراحات سطحي ببار آورد و يک پا و دست راستش ترکش خورد که به الحمدالله فوراً مداوا و حالش خوب شد و حال به خدمت خود ادامه مي دهد که بار ديگر لطف و نظر مرحمت خداوند مهربان نصيب حال ما شد . والسلام .

پایگاه گرماب

بسمه تعالي عبدالشهاب ميري پايگاه گرماب تاريخ نگارش 24مرداد 1364 در این تاريخ هنگامي که من ضربت بودم پيرمردي که هميشه با زن و دو بچه اش مشغول کار بودند خبر دادن که 150 نفر از کوموله ها در اين منطقه آمدند. اين ها هميشه سعي مي کنند خودشان را زياد جلوه دهند اما بيشتر 15 تا 20 نفر نيستند در همان روز هنگامي که به تپه 7 رسيدم ديدم که چندين برگ و دفترچه هاي چاپي بر روي زمين افتاده که بخاطر روز 25مرداد1364 چهلمين سالگرد تاسيس حزب کثيف دموکرات بود اطلاعيه و پيام بر روي تپه 7 پخش کرده بودند که خود من همه ي آنها را جمع کردم و بعداً آنها را پاره پاره کردم و شب پنج شنبه 24مرداد1364 در روستاي گرماب دو تير رسام و چند تير کلاچ به هوا شليک شد که بخاطر همين حزب بود . والسلام


انتخابات رئیس جمهوری
بسمه تعالي عبدالشهاب ميري پايگاه گرماب تاريخ نگارش 25مرداد1364 در این تاريخ جمعه مصادف با سالگرد چهارمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري بود که در روز جمعه پايگاه گرماب سربازان زيادي را به تامين ضربت خود اضافه کرد چون فرمانده ي پايگاه حدث مي برد که يک وقت به علت تاسيس سالگرد حزب کثيف دمکرات و چهارمين سالگرد رياست جمهوري بار ديگر دستان کثيف مخالفين انقلاب و اسلام باز شود و بخواهند دست به يک کمين بزنند. سربازان زيادي را به تامين و ضربت اضاف کردند و هر روز حزب دمکرات و منافقين به اصطلاح مجاهدين در بي سيم فرياد مي زدند که ما نمي گذاريم که اين انتخابات صورت گيرد و فرياد مي زدند رجوي ايران ـ ايران رجوي ـکه يکي از سربازان در بي سيم به آن پرخاش کرد و ديگر خفه شدند منافقين بايد آرزوي خود را به گور ببرند .

امدادهاي غيبی

بسمه تعالي عبدالشهاب ميري پايگاه گرماب تاريخ نگارش 26/1364: در تاريخ 25مرداد1364 شب جمعه مصادف با چهارمين سالگرد رياست جمهوري اسلامي ايران در ساعت 10:20 دقيقه شب حزب دمکرات در چند متري پايگاه چندين آر پي جي به سوي پايگاه گرماب پرتاب کرد و همگام با تيربار و اسلحه هاي کلاچ و گرينوف و سيمينوف : اما خوشبختانه با کمک لطف پروردگار و امدادهاي غيبي تمام اميد دشمن به نااميدي منتقل شد و حتي يک آر پي جي و يکي از تيرهاي دشمن به داخل پايگاه بيفتاد و تمام آرپي جي هاي پشت پايگاه منفجر مي شود و از آر پي جي هاي زماني بود و خوشبختانه ما هيچ تلفاتي و زخمي نداشتيم اما دشمن زبون هنگام عقب نشيني و فرار بر روي يکي از تله هاي ما رفته و به فرار خود ادامه داد ( در آن شب دشمن با آتش شديد ما همان ساعت پا به فرار گذاشتند) .

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده