برادر شهید حاج "منصور خادم صادق" در خاطره ای می گوید: نوجوان که بود به کلاس موسیقی و تئاتر در کتابخانه پارک ولیعصر (عج) می رفت. خدا رحمت کند برادر بزرگ ما «آقا اسماعیل»، سراغ منصور را گرفت: « گفتیم رفته کتابخانه!»... متن کامل خاطره را در نوید شاهد بخوانید.
خاطره ای از شهید حاج

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید حاج "منصور خادم صادق" 2 فروردین سال 1341 در خانواده ای متدین و مذهبی در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات خود را از 7 سالگی آغاز کرد و قبل از به پايان رساندن دوران متوسطه و در بحبوحه ی شروع جنگ تحميلي از ادامه ي تحصيل باز ماند و از طریق سپاه به عنوان پاسدار به جبهه اعزام شد.
"منصور" در هشت سال دفاع مقدس مسئوليت هاي مختلفي از جمله «مسئول محور آبادان ، مسئول زرهي، مسئول لشکر 19 فجر، معاونت آموزش نظامي سپاه ناحيه فارس، مسئول بسيج  لشکر 19 فجر، فرماندهي آموزش دانشکده علوم و فنون زرهي و....» را بر عهده داشت.
"حاج خادم صادق" که در عمليات هاي مختلف شرکت کرده و گه گاه از نواحي مختلف بدن نيز مجروح شده بود در عمليات پاکسازي منطقه ي مين گذاري شده در جاده اي ام القصر پاي خود را از دست داد . پس از اتمام جنگ ازدواج کرد.
شهید حاج "منصور خادم صادق" سرانجام در یکم آبان ماه 1372 در حين انجام مأموريت به شهادت رسید.


متن خاطره:
در مدرسه اکثر  نمره هایش نوزده، بیست می شد. در کنار آن، قاری قرآن مدرسه هم بود. منصور به کارهای هنری علاقه خاصی داشت به خصوص به نوشتن. در نوجوانی انشاء ها و مقالاتی می نوشت که واقعا بزرگتر از سنش بود و قابل توجه و تامل.
نوجوان که بود به کلاس موسیقی و تئاتر در کتابخانه پارک ولیعصر (عج) می رفت. خدا رحمت کند برادر بزرگ ما «آقا اسماعیل»، سراغ منصور را گرفت: « گفتیم رفته کتابخانه!»
اسماعیل گفت: «درست است که آنجا خوب است اما برای سن شما مفید نیست.»

خب در زمان شاه در چنین کلاس هایی نوجوانان را تربیت می کردند، اما نه تربیت اسلامی. برادر ما مانع منصور شد و خودش شروع کرد به تربیت و مراقبت از ایشان. منصور خیلی تحت تاثیر رفتار و منش آن مرد بزرگوار قرار گرفت.
 

انتهای متن/
منبع: کتاب آرزوی فرمانده
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده