تاملی در زندگی شهيد "علی حسين رنجبر"
شهيد "علی حسين رنجبر" بهمن سال 1334 در روستاي کلاني کازرون به دنیا آمد. با آغاز درگیری در کردستان به جبهه رفت. یکی از همرزمانش می گوید:«در حین انتقال پیکر زخمی علی حسین از آمبولانس به هواپيما، خبرنگاري با او مصاحبه گرفت و تنها حرفش اين بود که امام را تنها نگذاريد و پشتيبان او باشيد. در همین حین خانواده او را در قاب تلوزیون می بینند. او در همان روز به شهادت رسید.» آنچه میخوانید گزیده ای از زندگی این شهید گرانقد است.
تصویری که همیشه به یاد ماند

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "علی حسين رنجبر" در 9 بهمن ماه 1334 در يک خانواده مذهبي در روستاي کلاني واقع در سي کيلومتري شرق کازرون چشم به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع ششم ابتدایی گذارند. پس از چند سال به علت فقر مالي و وضع اقتصادي نامناسب وارد ارتش شد . 

غائله کردستان
حسین در بحبوحه انقلاب دوشادوش مردم در تظاهرات عليه رژيم ستم شاهی شرکت می کرد تا جايي که بارها مورد غضب فرماندهان خود قرار گرفت و بازداشت  شد ولي دست از فعاليت برنداشت. با پیروزی انقلاب اسلامی و غائله کردستان با بينش عميقي که از امام ، اسلام و کشور داشت يک لحظه آرام ننشست و از همان اوايل وارد صحنه نبرد گرديد و به مدت سه سال تمام در کردستان با دموکرات و گروهک هاي تروريستي جنگيد. وي در کردستان در مناطق مهاباد ، نقده ، اشنويه ، دره حسن خاني ، جلديان ، پيرانشهر و سيرو و با ضد انقلابيون در نبرد بود . 

عمليات فتح المبين
 پس از اتمام ماموريت در کردستان به لشکر 21 حمزه پیوست و به همراه اين لشکر به دزفول رفت و با لشکريان بعثی به مبارزه پرداخت که در واقع آرزوي نبرد او با متجاوزين کفار بود . او در حمله فتح المبين شرکت کرد. پس از اتمام عمليات فتح المبين مرخصی گرفت و براي دیدار خانواده به خانه برگشت. لحظه آخر به خانواده می گوید: «به من الهام شده و اين بار که مي روم شهيد خواهم شد» با تک تک خانواده ، اقوام و دوستان خداحافظي  کرد و به جبهه رفت.

تصویری که همیشه به یاد می ماند
یک از همرزمانش می گوید: 14 اردیبهشت سال 1361 در حال نبرد با دشمن بودیم که دوستم زخمی شد. علی حسین به کمکش رفت در همين موقع با اصابت ترکش خمپاره او نیز زخمی شد. در حین انتقال پیکر زخمی علی حسین از آمبولانس به هواپيما، خبرنگاري با او مصاحبه گرفت و تنها حرفش اين بود که «امام را تنها نگذاريد، همواره پشتيبان او باشيد» در همین حین خانواده او را در قاب تلوزیون می بینند. او در همان روز به شهادت رسید.

انتهای متن/
منبع: پرونده فرهنگی، مرکز اسناد ایثارگران فارس
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده