سه‌شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۳۸
این روزها که ویروس کرونا تمام جامعه را درگیر خود کرده است به سراغ یک عکاس خبری می رویم. او می گوید رسالت عکاس این است که تمام وقایعی که در اجتماع رخ می‌دهد را بی کم و کاست به تصویر بکشد تا شاید ذره ای از حال و هوای آن تصویر به بیننده منتقل شود، احمدرضا خودش یک جانباز و یادگار ارزشمند دوران پرهیاهوی دفاع مقدس است که این روزها از لنز دوربینش حکایتهای جالبی را برایمان روایت می کند. متن کامل گفتگوی نوید شاهد با این جانباز هنرمند را بخوانید.
مبارزه با ویروس کرونا یادآور روزهای جنگرزمنده دوران دفاع مقدس در میدان جنگ نرم

به گزارش نوید شاهد فارس، "احمدرضا مداح" جانباز و آزاده دوران هشت سال دفاع مقدس است.او از سال 1385 به صورت افتخاری به هنر عکاسی روی می آورد و در ابتدا از تشییع شهدا و خانواده ایثارگران کار خود را شروع می کند.

 او خود را جامانده از قافله نور می‌داند و در رابطه با تشییع شهدا می‌گوید: در تشییع شهید تمام عکاسان خبری به سوی مراسم می شتابند. زمانی که پشت ویزور دوربین عکاسی  به جمعیت نگاه می کنی، زاویه دیدت فرق می کند. تمام وقایع را به شکل دیگری می‌بینی... دست های خالی که به سمت شهدا بلند است... کودکی که در آغوش مادر آرمیده و اشک هایی که از چشم مادر بر روی صورت کودک می چکد، اشکهای خبرنگاران از پشت دوربین عکاسی و... 
وقتی تابوت شهدای گمنام را به روی دستان مردم می بینم، روزهای جنگ و جبهه در ذهنم متبلور می شود. دوستانی که در کنارمان می‌خندیدند، اکنون بر روی دستان مردم پیش می روند. 

از او پرسیدم بهترین تصویری که تاکنون ثبت کرده ای کدام است در جوابم گفت: مادر شهید قائدی در شهرستان لامرد که پسرش پس از ۳۲ سال به خانه بازگشته بود. مادر، پیکر پسرش را در آغوش گرفت و شروع کرد به لالایی خواندن... برای من دنیایی حرف داشت. حس کردم، پسرش تازه به دنیا آمده و در گوشش آرام آرام لالایی می خواند تا او به خواب برود...

"احمد رضا" رسالت هنر عکاسی خود را به تصویر کشاندن وقایع در اجتماع می داند و می گوید: تلاش می کنم تا نمادهای گوناگونی از ایثار و شهادت را  به خوبی در جامعه انعکاس دهم. یک نمود عینی این ایثارگری ها، ایثار اجتماعی در جریان حوادثی چون سیل، زلزله و... است که هموطنانمان بدون چشم داشت، به کمک همنوع خود شتافتند و یا بحث امروز کرونا، از روز اول عکاسان خبری در این عرصه حضور پررنگ خود را نشان دادند و بر خود وظیفه دانستند که ایثارگری مردم عزیزمان را به تصویر بکشند.

"مداح" از بدو شیوع ویروس کرونا به عنوان عکاس خبری جهت انعکاس وقایع در جامعه شروع به عکاسی کرده است. او در این رابطه می گوید: عکسهای اولیه این جریان از کنترل شهرها شروع شد. پس از آن گروه‌های جهادی که به صورت خودجوش معابر عمومی را ضدعفونی ‌می کردند. یکی دیگر از کارهای مهم، کادر درمانی بود. به سراغ بیمارستان‌هایی می رفتم که بیماران کرونایی نگهداری می شد. بیمارستانهای علی اصغر، چمران و نمازی شیراز که در خط مقدم مبارزه با کرونا بودند.

با رایزنی های فراوان توانستم وارد بخش خاکستری بیمارستانهای شیراز شوم و هدفم این بود که ایثار کادر درمانی را به تصویر بکشم. اگرچه تصویرهایی که از این ایثارگران به ثبت رساندم نمی توانست بیانگر آن لحظات سخت باشد.آنها مبارزینی که هستند که برای سلامتی مردم با دشمن ناشناخته ای می جنگند که حتی نمی توان آن را دید!

"احمدرضا" در پی دغدغه مردم در این روزها که متوفیان کرونایی چگونه غسل و کفن شده و به خاک سپرده می‌شوند، دوربین را در دست گرفته و سراغ ایثارگران گمنام  دیگری هم رفته است. او عنوان می کند: عکس هایی که از این ایثارگران گمنام گرفتم دو الی سه روز طول کشید. مرا مجهز به لباس و ماسک کردند و به غسالخانه رفتم. پس از چند دقیقه نتوانستم سنگینی ماسک و لباس را تحمل کنم، بیرون آمدم و ماسک را بیرون آوردم، نفس کشیدم و دوباره به غسالخانه خانه برگشتم.

فرق غسل و کفن و دفن یک متوفی کرونایی با افراد عادی در این بود که متوفی را روی یک وان حمام می گذاشتند و پس از کفن کردن مجدد او را ضدعفونی می کردند و نماینده بهداشت در دو مرحله غسل و کفن حضورداشت. این بزرگ مردان و ایثارگران گمنام طلبه هایی بودند که داوطلبانه جهت غسل و کفن میت به آنجا آمده بودند و جالب اینجاست که بعضی از خانوادهایشان در جریان نبودند. فرق این متوفیان با افراد عادی این بود که در تشییع افراد عادی حداقل ۵۰ تا ۱۰۰ نفر همراه حضور دارند ولی این جا تعداد افراد به ۱۰ نفر هم نمی رسد و پس از خواندن نماز بر پیکر متوفی و تلقین او را به خاک می سپردند. پس از آن پروتکل های بهداشتی که خاک و آهک بود انجام می شد و خلاصه غریبانه ترین لحظه ها شکل می گرفت ،اغلب عکس هایی که از این واقعه گرفتم مربوط به دفن متوفیان کرونایی بود.

"احمدرضا مداح" در پایان می گوید: این عکس ها تداعی روزهایی بود که در پشت خاکریز با دوستانمان برای هم خاطره ها می ساختیم. تعدادی از آنها اسیر و برخی هم جانباز و شهید شدند. خلاصه که دوران هشت سال دفاع مقدس و رخداد این روزها هر دو یک هدف را دنبال می کنند و آن هم مردم است.

با این تفاوت که اسلحه ما در آن روزها تفنگ بود و اسلحه رزمندگان در این روزها دارو و مواد ضد عفونی کننده است. ایثار از جنس همان ایثارگری گذشته است و بچه ها همان بچه های تخریبچی که جان خود را در دست گرفته و به پیش می رفتند و معبر را باز می‌کردند...آن روزها خیلی از بچه‌ها در حین تخریب شهید می‌شدند درست مانند امروز که بچه های کادر درمان به شهادت می رسند. هر دو هدفشان یک چیز بود؛ "سلامت مردم" ... بچه ها در خط مقدم تمام دغدغه شان این بود که آرامش به مردم و شهر باز گردد و اکنون تمام دغدغه  کادر درمان این است که آرامش به شهر برگردد و خم به ابروی هموطنان نیاید.

گفتگو از صدیقه هادیخواه







برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده