وصیت شهيد محمد بانشی «1»
شهيد «محمد بانشی» در وصیت خود می‌نویسد: «آری شهيدان را خدا می‌شناسد و همين بس که بدانيم شهيد يعنی نور، نوری از درخشيدن قلب ميليون‌ها انسان وارسته نورانی می‌شود و در راه يک هدف و آن هم الله حرکت می‌کند. يا الله مگر اينان چه کسانی هستند که تو فقط آنان را انتخاب می‌کنی و رهنمون می‌کنی و...» متن وصیت اول این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

شهيد يعنی نور، نوری از درخشيدن قلب ميليون‌ها انسان

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد «محمد بانشی» 19 دی‌ماه سال 1347 در روستای بانش شهرستان سپیدان ديده به جهان گشود. 7 ساله بود که راهی مدرسه شد. دوران تحصیلی را تا مقطع دیپلم در رشته اقتصاد گذراند. سال 1364 رهسپار کردستان شد و سرانجام 12 خرداد سال 1366 در منطقه شلمچه با اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر پاکش در روستای بانش شهرستان سپیدان به خاک سپرده شد.

متن وصیت: مادرم خدا را شکر کن که فرزندت را در راه اسلام هدیه کردی

بسم الله الرحمن الرحيم "مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًاً"(قرآن کريم). در واژه شهيد و شهادت نوشتن قلم قاصر است و عاجز نويسنده کوچک و حقير است تا آنجا که قرآن می‌فرمايد اگر تمام درياها مرکب و تمام جنگل‌ها قلم شوند حقيرند از نگاشتن حتی سر سوزن از دلاوری‌های اين شهيدان را بنگارند شهيد اگر يک کلمه است اما در معنی يک دنيا معنی دارد.

آری شهيدان را خدا می‌شناسد و همين بس که بدانيم شهيد يعنی نور، نوری از درخشيدن قلب ميليون‌ها انسان وارسته نورانی می‌شود و در راه يک هدف و آن هم الله حرکت می‌کند.

يا الله مگر اينان چه کسانی هستند که تو فقط آنان را انتخاب می‌کنی و رهنمون می‌کنی به‌سوی خودت. يا الله تو خود گواه و ناظری اين شهيدان ما در راه تو چه‌ها کردند و چه ايثارها از خود به‌جای گذاشتند. يا رب مگر از کدامين و طايفه هستند که شما درباره آنان با لحنی شيرين و دلنشين سخن شروع می‌کنی فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

يا رب مگر اينان کيانند که اينگونه سبک بال و بی‌پروا همچون کبوتران رها شده از قفس صياد در پهنه آسمان‌ها و در دل ابرها و در سينه زمين بی‌قرار و بی‌محابا پر می‌گشايند تا به معشوق خود که همانا شما هستيد برسند. يا الله مگر اينان چه کسانی هستند و چگونه تربيت شده‌اند که فقط به غرقه به خون و بدنی بی‌دست و سر و پا به محضر شما شرفياب شوند. يا الله مگر اينان در دامن پاک چه مادرانی پرورش يافته‌اند که اينگونه با آغوش باز به استقبال شهادت می‌روند.

مادرم کوه باش و مانند کوه در مقابل سختی‌ها استقامت کن و با استقامت خود در مرگ فرزندت الگوی جامعه قرار بگير. مادر مهربانم که شب‌ها بيداری کشيدی و يک عمر زحمت کشيدی که مرا بزرگ کردی تا من برای خود جوانی شدم و شما آرزويت عروسی پسرت بوده و دوست داشتنی تا عروسی فرزندت را ببينی.

آری مادرم مگر نمی‌دانی که شهادت در اين زمان عروسی جوانان است پس حجله عروسی فرزندت را بر سر قبرم بزن و برای پسرت شادی کن و خدا را شکر کن که توانستی فرزندت را تقديم اسلام کنی.

انتهای متن/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده