يکشنبه, ۰۴ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۴:۰۰
نوید شاهد - یکی از همرزمان شهيد "هاشم اعتمادی" در خاطره ای روایت می کند: «در جریان عملیات قدس سه، گروه ما در بین نیروهای عراقی محاصره شده بود. هاشم در عقبه به شوخی گفته بود: حاج رسول الان بین عراقی هاست، دفتر و دستک نوحه خوانی اش را بیرون می آورد و برای عراقی ها حسین حسین می خواند و...» متن کامل خاطره این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

فرمانده شوخ طبع و خنده روی جبهه ها

به گزارش نوید شاهد فارس، شهيد "هاشم اعتمادی" 25 اسفند سال 1341 در يکی از روستاهای سپیدان دیده به جهان گشود. 7 ساله بود که راهی مدرسه شد. تحصيلات ابتدايی و متوسطه را با موفقیت پشت سر گذاشت. سال 1360 موفق به اخذ ديپلم در شيراز شد. با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه شد. او در اکثر عملیات‌ها حضور داشت و در تيپ 17 قم مسئول گروهان فتح المبين و بيت المقدس و سپس بعنوان يکی از بهترين فرماندهان گردان تيپ امام سجاد به فعاليت خود ادامه داد.

شهید هاشم اعتمادی سرانجام 25 دی ماه سال 1365 با سمت فرماندهی تيپ 35 امام حسن (علیه السلام) در عملیات کربلای 5 به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای شیراز به خاک سپرده شد.

متن خاطره: فرمانده شوخ طبع و خنده روی جبهه ها

یکی از همرزمان شهيد "هاشم اعتمادی" در خاطره ای روایت می کند: در جریان عملیات قدس سه، گروه ما در بین نیروهای عراقی محاصره شده بود. هاشم در عقبه به شوخی گفته بود: حاج رسول الان بین عراقی هاست، دفتر و دستک نوحه خوانی اش را بیرون می آورد و برای عراقی ها حسین حسین می خواند و به طرف آنها می رود و از آنها می خواهد که سینه بزنند، ولی عراقی ها حاج رسول را اسیر می کنند.

بعد از آن جریان هر وقت مرا می دید مزاح و شوخی اش شروع می شد. ادای گوینده رادیو عراق را در می آورد و  می گفت: شنودگان محترم توجه! توجه! هم اکنون یکی از رزمندگان اسلام به نام حاج رسول، با یک کارتن اخلاص و یک قرابه اشک چشم به اسارت ما درآمد.

بعد شروع می کرد همین را در مورد تک تک بچه های مسجد می گفت و همه را می خنداند.

انتهای متن/

منبع: کتاب دست بر شانه های باران؛ نویسنده، بیژن کیا

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده