خاطرهای از شهید ولی فولادی
مادر شهید «ولی فولادی» در خاطرهای روایت میکند: «زمستان بود؛ سرمای سختی تمام منطقه را فرا گرفته بود. برای اینکه در جبهه سرما نخورد، چند دست لباس گرمِ مناسب داخل ساکش گذاشتم. «ولی» راهی شد و مدتی در مناطق عملیاتی ماند. وقتی به مرخصی آمد، درِ ساکش را باز کردم تا لباسهایش را بشورم...» متن کامل خاطره دوم این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.