پدر شهید - صفحه 2

آخرین اخبار:
پدر شهید

در دلم، شهادت پسرم را باور کرده بودم

پدر شهید «ایمان قائدی» با اشاره به روز‌های انتظار و روحیات خاص فرزندش، از آمادگی قلبی خود برای شنیدن خبر شهادت او روایت می‌کند؛ روایتی از یک دلدادگیِ پدرانه که سرانجام به وصال انجامید.

برگزاری مراسم بزرگداشت پدر شهیدان پورزند

مراسم بزرگداشت اربعین پدر شهیدان سیروس، شاهین و ایرج پورزند در بهشت زهرای تهران برگزار شد.

همه ما فرزند شهیدیم

در این روزها، بیش از هر زمان دیگری درمی‌یابیم که رهبر ما شهید خامنه ای، فراتر از یک جایگاه سیاسی، پدری برای این ملت بودند و با شهادت ایشان همه ما فرزند شهیدیم.
اسناد افتخار؛

توصیه پدر شهید مدافع حرم/ گوش به فرمان رهبر باشید 

گوش به فرمان رهبر باشید و پیرو راه شهدا باشید، در ادامه فیلم مصاحبه با پدر شهید والامقام «حشمت سهرابی» اولین شهید مدافع حرم استان ایلام منتشر می‌شود.

نه تنها خودش بلکه همه دوستانش را قرآنی تربیت کرده بود

پدر شهید «اسداله موسوی» می‌گوید: پسرم به قرآن و اسلام چنان خو گرفته بود که می توانست رساله را هم تفسیر کند. او در کودکی چنان رفتار می کرد که برای هم سن و سالانش اگوی رفتاری شده بود. حتی در سلام کردن هم از او آموزش‌های خاص دیده بودند.
خاطره‌‌ای از شهید «شاهرس بلبلی»

اکنون وقت آن است که توی دهن دشمنانمان بزنیم

پدر شهید تعریف می‌کند: پسرم می‌گفت؛ پس از پایان جنگ می‌توان دوباره کار و زندگی را ساخت، اما اکنون کشور به جوانانی مانند ما نیاز دارد. ما باید از میهن خود دفاع کنیم و پاسخ محکمی به دشمنانمان بدهیم و اکنون وقت آن است که توی دهن دشمنانمان بزنیم.

پدری که شهادت پسرش را پیش از تولد از خدا خواست

روایت تأثیرگذار یک پدر گیلانی از نذری عجیب؛ دعایی که سال‌ها بعد با شهادت فرزندش در مسیر مقاومت تعبیر شد.
گفت‌وگو با پدر شهید مدافع حرم سیدمحمد توکلی؛

ما افغانستانی هستیم اما مدافعِ حرمیم؛ جنگ با کفر که مرز نمی‌شناسد

گاهی شناسنامه، فقط ورقِ کاغذی است که در جیب داریم، اما در میدانِ مبارزه، «وطن» تعریفِ دیگری دارد؛ وطن جایی است که باید از حرمِ اهل‌بیت دفاع کرد. حاج سید حسین توکلی، پدری که ریشه‌هایش در کوه‌های دایکندی افغانستان است و جانش با استقامت در برابرِ کفر گره خورده، برای ما از مرزهایی می‌گوید که با خونِ پسرش، «سید محمد»، برای همیشه برداشته شد. او که خود روزگاری طعمِ تلخِ اسارت و شکنجه در جنگ‌های گروهی را چشیده، حالا با نگاهی نافذ به قابِ عکسِ پسرِ هجده‌ساله‌اش می‌نگرد و بی‌پروا می‌گوید که برای ایستادن در برابرِ ظلم، پاسپورت اهمیتی ندارد؛ وقتی پای دفاع از حق در میان باشد، سوریه و افغانستان فرقی نمی‌کند؛ هرجا که ندای مظلومی بلند است، سرزمینِ غیرت همان‌جاست.
گفت‌وگوی نوید شاهد با پدر شهید سیدعلی دهقان‌بنادکی؛

من فقط پدری بودم که افتخار کرد؛ علی خودش راهش را پیدا کرد

گاهی در میانِ سادگیِ خانه‌هایی که دیوارهایش با قابِ عکسِ شهدا تزئین شده، حقیقتی بزرگ نهفته است. در ایامِ پرنورِ عیدِ غدیر، مهمانِ کلامِ مردی هستیم که تواضع در تمامِ وجودش موج می‌زند. حاج‌آقا سید علی‌اصغر دهقان، پدری از تبارِ سادات، وقتی از روزهای رفتنِ پسرش می‌گوید، نه ادعایِ بزرگ‌مردی دارد و نه از سهمِ خود در این حماسه حرفی می‌زند. او با لبخندی که عمقِ رضایتِ قلبی را در آن می‌توان دید، معتقد است این مسیرِ آسمانی را تنها فرزندش انتخاب کرده و او در این میان، تنها پدری بوده که به این انتخاب، از تهِ دل «افتخار» کرده است. این، روایتِ پدری است که «سید علی»اش را در راهِ ولایت فدا کرد تا نامش در تاریخِ غدیری‌ها جاودانه شود.

پیکر پسرم فقط از نشان روی پایش قابل شناسایی بود

پدر شهید «آرش گل‌آذین»، از شهدای جنایت آمریکا و رژیم صهیونی در مدرسه شجره طیبه، ماجرای دردناک شناسایی پیکر پسرش را روایت کرد.

از پسرم فقط یک دست باقی مانده

پدر و همسر شهدای مدرسه شجره طیبه میناب گفت: از پسرم فقط یک دست باقی مانده است.

لالایی خواندن پدر شهید در فراق فرزندش

پدر شهید دانش آموز «محمدطاها جعفری» می‌گوید: در تمام کوچه‌ها و خیابان‌های میناب کودک شهیدم را زنده می‌بینم و از عمق جان باور دارم که شهیدان زنده‌اند و طاهای من هم زنده است.

تصاویری از پدر و مادر دبیرکل شهید حزب‌الله در کنار رهبر انقلاب

رسانه KHAMENEI. IR به مناسبت درگذشت مرحوم آقای سید عبدالکریم نصرالله، پدر بزرگوار جناب سیدحسن نصرالله رضوان‌ الله‌ علیه دبیرکل شهید حزب‌ الله لبنان، تصاویری از دیدار پدر و مادر آن مجاهد کبیر، با رهبر انقلاب را منتشرکرد.
خاطره‌‌ای از شهید «حسین نوایی‌نسب»

هنوز دستش خوب نشده بود که راه جبهه را تا شهادت ادامه داد

پدر شهید تعریف می‌کند: شهید می‌گفت؛ از هر طرف تیر به سویم پرتاب می‌شد و یکی از آن تیرها به دست چپم اصابت کرد. همه فکر می‌کردند حالا که حسین زخمی شده و تیر خورده، دیگر به جبهه بازنمی‌گردد. اما هنوز دستش کاملاً خوب نشده بود که ساکش را بست و دوباره آماده رفتن شد.
خاطره‌‌ای از شهید «صدیق آب‌دست»

رزمنده‌ای در مسیر حق و عشق الهی

پدر شهید تعریف می‌کند: او در میدان زندگی با ناپاکان به ستیز برخاست و از دریای زلال رحمت الهی سیراب شد. همچون چشمه‌ای جوشان، مهر و لطف پروردگار را به اطرافیانش می‌بخشید و سرانجام به هدف نهایی خود؛ وصال محبوب حقیقی‌اش، خدای مهربان، رسید.
خاطره‌‌ای از شهید «عباس دهقانی نخلی»

بوی بهشت در جبهه پیچیده است

پدر شهید تعریف می‌کند: وقتی از جبهه به مرخصی آمد، برایم از آن‌جا تعریف می‌کرد. گفت؛ بابا، بنشین تا برایت از جبهه بگویم. اگر توانش را داری، تو هم بیا. شب‌ها دعای کمیل و دعای ندبه می‌خوانند و با دوستان، از سرِ عشق و اخلاص کنار هم هستیم. فکر می‌کنم بوی بهشت در جبهه پیچیده است.
خاطره‌‌ای از شهید «علی صادقی»

دعا کنید شهید شوم

پدر شهید تعریف می‌کند: در سال ۱۳۵۷، علی با همکاری محمد صادقی فعالیت‌های انقلابی خود را آغاز کرد. در حاجی‌آباد در نماز جماعت شرکت می‌کردند و اعلامیه‌های امام خمینی(ره) را پخش می‌نمودند. زمانی که در شیراز مشغول خدمت بود، هر چهار ماه یک‌ بار به دیدار ما می‌آمد. همیشه می‌گفت؛ دعا کنید شهید شوم تا از رحمت خداوند برخوردار گردم.

تجلیل از پیشکسوت کشتی و مدال‌آور جهانی، پدر شهید ورزشکار «مهدی شهابی»

در راستای تکریم خانواده‌های معزز شهدا و پاسداشت پیشکسوتان عرصه ورزش، مدیرکل ورزشی و اردویی بنیاد شهید و امور ایثارگران به همراه مدیرکل بنیاد شهید استان گلستان، با پیشکسوت نام‌آشنای رشته کشتی و مدال‌آور جهانی، «عباسعلی شهابی»، پدر شهید والامقام ورزشکار مهدی شهابی، دیدار و از وی تجلیل کردند.
خاطره‌‌ای از شهید «علی رضایی سردره»

فرمانده‌ای که تا آخرین لحظه ایستاد

پدر شهید تعریف می‌کند: در یکی از عملیات‌ها، دشمن به طور ناگهانی به همرزمانش حمله کرد و آنان را غافلگیر نمود. پسرم خود را به یک کانال می‌رساند و از ۲۰ نارنجکی که همراه داشت، ۱۸ عدد را استفاده کرده و به سمت دشمن پرتاب می‌کند. در همین هنگام، عراقی‌ها از پشت سر به او حمله می‌کنند و در همان لحظه او را به شهادت می‌رسانند.
طراحی و تولید: ایران سامانه