نوید شاهد خوزستان - صفحه 2

آخرین اخبار:
نوید شاهد خوزستان

اولین یادواره شهدای امر به معروف و نهی از منکر خوزستان برگزار می‌شود

اولین یادواره شهدای امر به معروف و نهی از منکر استان خوزستان، دوشنبه ۱۰ آذرماه سال ۱۴۰۴ راس ساعت ۹ صبح در شهرستان اهواز برگزار می‌شود.

پوستر/ اولین یادواره شهدای امر به معروف و نهی از منکر خوزستان

اولین یادواره شهدای امر به معروف و نهی از منکر خوزستان با مشارکت بنیاد شهید و امور ایثارگران استان آذر ماه ۱۴۰۴ در اهواز برگزار می‌شود. پوستر این رویداد در ادامه منتشر می‌شود.

همه او را به ادب می‌شناختند

شهید «علیرضا غریبی» نه تنها در خانواده خود بلکه در بین فامیل و دوستان و آشنایان نیز از نظر اخلاقی به عنوان فردی نمونه بود و او را با ادب می‌شناختند و نسبت به اطرافیان مخصوصاً پدر و مادر خود احترام خاصی قائل می‌شد.
گفت‌و‌گو با همسر شهید سرگرد حمزه جهاندیده:

همسر شهیدم وفایش را در حملات موشکی رژیم صهیونیستی ثابت کرد

منصوره عوض‌زاده همسر شهید حملات موشکی رژیم صهیونیستی به ایستگاه رادار ماهشهر در آبان سال ۱۴۰۳ گفت: «حمزه با تمام وجودش ثابت کرد که وفای به عهد، والاترین ارزشی است که یک انسان می‌تواند داشته باشد.»
فرازی از وصیت‌نامه شهید «عبدالعلی اعظمی»

شهادت همچون بهشتی است که شهید با خون خود آن را خریداری می‌کند

شهید «عبدالعلی اعظمی» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: «در مجلس ترحیم من بیرق سرخ (شهادت) و سبز بهشت خدا برافراشته کنید تا مردم بدانند که شهادت همچون بهشتی است که شهید با اعطا کردن خون خود آن را خریداری می‌کند...»
فرازی از وصیت‌نامه شهید «داریوش اشرفی شهنی»

شهادتم را افتخاری برای خود بدانید

شهید «داریوش اشرفی شهنی» در وصیت نامه‌اش می‌نویسد: «پدر و مادر عزیزم اگر فرزندتان به آرزوی خود که شهادت است رسید، ناراحت نباشید بلکه این را برای خود افتخاری بدانید و در مرگ من گریه و زاری نکنید...»

مرحله استانی مسابقات سراسری قرآن‌کریم در خوزستان برگزار می‌شود

رییس اداره فرهنگی و تبلیغاتی بنیاد شهید خوزستان گفت: مرحله استانی سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم ویژه خانواده‌های شهدا و ایثارگران در خوزستان برگزار می‌شود.

شناسنامه الکترونیکی شهدای غریب استان خوزستان تشکیل می‌شود

رئیس اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران خوزستان از تشکیل شناسنامه الکترونیکی به نام همه شهدای غریب خوزستان خبر داد.
نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران خوزستان:

تاکید بر تکریم خانواده شهدا/ یاد و خاطره شهدا را زنده نگه داریم

نمایندگی ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران خوزستان، بر تکریم خانواده شهدا تاکید کرد و گفت: باید حواسمان باشد همان احترامی که قرآن و اهل‌بیت(ع) برای مقام شهید و شهادت می‌گذاشتند ما نیز باید همین مسیر را ادامه دهیم.
فرازی از وصیت‌نامه شهید «نصرالله روانستان»؛

دنیای فانی محل امتحان ماست

شهید نصرالله روانستان در بخشی از وصیت‌نامه خود این چنین می‌نویسد: «خوشحال باشید که ما به سوی کسی می رویم که خود او ما را آفرید و این دنیای فانی را محل امتحان ما گذاشته است و چه زیبا که با روی باز و دلی خرسند به سوی او برویم و چه زیبا موقعی که جسد فرزندتان را می آورند بگویید خدایا راضیم به رضای تو و خوشحال باشید زیرا خوشحالی شما باعث شادی روح من است.»

تلاش برای تامین معیشت در روزهای مرخصی

شهید «کیخسرو محمدی» وقتی که به مرخصی می‌آمد، در مدت چند روز مرخصی از همان اول تا آخرین روز مرخصی برای تامین مخارج خود و خانواده‌اش مجبور بود که کار کند.نوید شاهد شما را به خواندن زندگی‌نامه این شهید بزرگوار دعوت می‌نماید.

شهیدی که در جنگ‌های نامنظم همراه شهید چمران بود

شهید «علی لیلوی» پس از دوره‌های آموزش‌های مختلف که مورد توجه مربیان و فرماندهان قرار گرفت، به گروه جنگ‌های نامنظم که آن زمان به فرماندهی شهید چمران بود معرفی شد. همزمان با فعالیت در جبهه‌های مختلف در کنار شهید چمران به کار آموزش به نیرو‌های تازه وارد هم مشغول بود. در ادامه نوید شاهد شما را به خواندن زندگی نامه این شهید والامقام دعوت می نماید.
مجموعه خاطرات شهید علی چناری(قسمت سوم)

«حرمت اسیر»

«علی همیشه حواسش به اسرای عراقی بود. حتی با جنازه‌های عراقی‌ها هم با احترام برخورد می‌کرد. برخی اوقات که جنازه عراقی بر زمین می‌ماند، دستور می‌داد که آنها  را به خاک بسپاریم. علی در این باره می‌گفت: «خدا را خوش نمی‌آید روی زمین بمانند باید حرمت اسرا را داشته باشیم...» در ادامه مجموعه خاطرات این شهید بزرگوار را از زبان همرزمانش در نوید شاهد بخوانید.
گفتگو با جانباز۷۰ درصد «حاج نجاتعلی پیام»

برنامه‌های فرهنگی، پل ارتباطی جوانان با فرهنگ ایثار و شهادت است

«برگزاری یادواره‌ها و برنامه‌های فرهنگی می‌تواند به جوانان کمک کند تا با تاریخ و فرهنگ خود آشنا شوند. این برنامه‌ها معمولاً شامل سخنرانی، نمایش فیلم و روایت داستان‌های شهدا هستند که می‌توانند احساسات و ارزش‌های ایثار و فداکاری را در جوانان تقویت کنند و پل ارتباطی جوانان با فرهنگ ایثار و شهادت است.» در ادامه مصاحبه این جانباز والامقام را با خبرنگار نوید شاهد بخوانید.

مسابقه کتابخوانی «مثل خورشید بودی» برگزار می‌شود

به مناسبت 22 اسفند و بزرگداشت روز شهید، مسابقه کتابخوانی «مثل خورشید بودی» برگزار می‌شود.

وصیت‌نامه نوشته شده به دست خط شهید «سیدمجتبی ابوالقاسمی»

شهید «سیدمجتبی ابوالقاسمی» از شهدای مدافع حرم است. نوید شاهد خوزستان اسناد وصیت‌نامه نوشته شده به دست خط این شهید والامقام را منتشر می‌کند.
خاطرات/

«می‌خواهم شهيد شوم»

«يک شب كه رستم در حال خواندن نماز شب بود، من به خواب رفتم. وقتی كه من بيدار شدم او نمازش را تمام كرده بود و خوابيده بود. نگاه به صورتش كردم ديدم يک نور عجيبی از صورتش می تابد. وقتی آن نور را ديدم گريه ام گرفت. رستم با گريه من بيدار شد و با حالت تعجب گفت: چه شده است؟ به او گفتم: صورتت نورانی شده است. خنديد و گفت: می خواهم شهيد شوم...» در ادامه خاطره این شهید بزرگوار را از زبان همسرش در نوید شاهد بخوانید‌.
مجموعه خاطرات شهید علی چناری(قسمت دوم)

«آن خربزه های شیرین»

«در دوران نوجوانی، یک روز با علی برای کار در مزرعه راهی صحرا شدیم، در کنار زراعت، خربزه کاشته بودند. من با رفتار کودکانه یکی از خربز‌ها را از بوته جدا کردم. ناگهان علی با صدای بلند فریاد زد که حرام است و شاید صاحبش راضی نباشد. نگذاشت لب به خربزه بزنم. آن را گذاشت توی مزرعه و برگشتیم...» در ادامه مجموعه خاطرات این شهید بزرگوار را از زبان دوست و همرزمش«عبدالرضا احدی» در نوید شاهد بخوانید.
مجموعه خاطرات شهید علی چناری (قسمت اول)

در نور مهتاب

«جناب فرمانده! من بچه همین منطقه هستم! اینجا سراسر تپه ماهور است. این شب ها، ماهتابی است. نور مهتاب دقیقاً به صورت ما می‌تابد، در حالی که شما به علت این که نیروهای دشمن پشت به نور ماه هستند، تنها شبحی از آنان را می‌بینید. با تابش ماه به تپه ماهورها و انعکاس آن در صورت شما نیروهای عراقی به وضوح شما را تشخیص داده و روی شما آتش گشوده بودند و دلیل مخالفت من با اجرای تک مورد نظر شما همین بود.» در ادامه مجموعه خاطرات این شهید بزرگوار را از زبان همرزمانش در نوید شاهد بخوانید.

امتحان گرفتن از بابا

«دیشب موقع گشت و نگهبانی، یه نفر بود که به سمتمون سنگ پرت می‌کرد! نمی دونم منظورش چی بود و می‌خواست چیکار کنه؟!» ناگهان صدای خنده محمدکاظم بلند شد و گفت: «خودم بودم! می‌خواستم ببینم چقدر حواستون به کارِتون هست؟!» بچه ی چهارده ساله از بابایش امتحان گرفته بود...» در ادامه خاطره این شهید بزرگوار را از زبان مادرش در نوید شاهد بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه