شهید محمود سرکاری

شهید محمود سرکاری

نام پدر: محمدتقی
تاریخ تولد: 1344/1/10
تاریخ شهادت: 1362/12/18
محل شهادت: جزیره مجنون
مشاغل: بسیجی
محل تولد: سمنان - دامغان - دامغان
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:قلعه پایین برم شهر:سمنان - دامغان
زندگینامه

شهید محمود سرکاری فرزند محمدتقی و مریم، يكم فروردين‌ماه ۱۳۴۴ در روستای برم از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. تحصیلاتش را تا ششم ابتدایی در زادگاهش گذراند. از کودکی به نماز و روزه علاقه نشان می‌داد. همیشه با هم سن و سالانش، خوش رفتار و مهربان بود.

هنگام تشنگی، نماز می‌خواند
خواهر شهید نقل می‌کند: «بعد از نماز سراغ یخچال رفت و آب برداشت. آب را که خورد، گفت: «سلام بر حسین (ع).» عادت داشت وقتی تشنه است، نماز بخواند. گفتم: «داداش! چرا قبل از اینکه سر نماز بری، آب نخوردی؟» گفت: «اینجوری به یاد تشنگی امام حسین (ع) و نماز ظهر عاشوراش می‌افتم!»

اولین بار در هفده سالگی عازم جبهه شد. در عملیات خیبر شرکت کرد. به مدت صد و پنجاه روز در جبهه حضور فعال داشت. سرانجام هجدهم اسفندماه ۱۳۶۲ سرش با گلوله بعثيان متلاشی شد. پیکرش پس از تشییع در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

خاطره

با پروازش، کبوتران را خجالت داد
توی حیاط بودیم. چند دقیقه‌ای می‌شد که محمود مشغول نگاه کردن به کبوترهای در حال پرواز بود. گفتم: «پسر! بسه! خجالت‌شون دادی!» گفت: «پروازشون رو دوست دارم. چی می‌شد ما هم می‌تونستیم پرواز کنیم!»
مدتی بعد پرواز کرد و رفت.
(به نقل از پدر شهید)


این سرِ سرباز امام زمانه!
همانطور که ماشین دستش بود، گفت: «نوبت هرکی هست، بشینه!» هر کس که می‌نشست، بوسه‌ای بر سرشان می‌زد و می‌گفت: «این سرِ سرباز امام زمانه! کوتاه کردن موهاش ثواب داره!»
(به نقل از خواهر شهید)

 

این رو هیچوقت فراموش نکن
چهارده سالش بود. مدتی دنبالش گشتم تا اینکه پیدایش کردم. با آجر، اتاق کوچکی درست کرده بود. توی اتاق می‌نشست و راز و نیاز می‌کرد. پیش او رفتم و گفتم: «آدم دلش می‌گیره! چه جوری توی این مکان به این کوچکی می‌نشینی؟»
گفت: «آخرش، جامون توی همین جاهای کوچیکه! این رو هیچوقت فراموش نکن!»
(به نقل از خواهر شهید)

 

وصیت نامه

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

تمامی اعضای بدن خود را برای گسترش اسلام در جهان هدیه می‌کنیم
باید از رهبر عزیزمان، امام خمینی تشکر کنیم که ما را از منجلاب فساد نجات داده و هدایت کرده. لازم نیست کسی از ما تشکر کند؛ چرا که جنگیدن وظیفه شرعی ما است. ای خدا از ما راضی باش که برای احیای دین و دفاع از حسین زمان، تمامی اعضای بدن، دل و جان‌مان را هدیه می‌کنیم تا اسلام و قوانین حیات بخش آن در سراسر جهان گسترش یابد.

ای برادران و خواهران! ما رفتیم و این شما هستید که باید راه ما را ادامه دهید. ای دوستان! ایمان خود را به خدا زیاد کنید و از شما که جوانان بسیجی هستید، می‌خواهم که بسیج را تنها نگذارید و همه کارهای لازم را بکنید.

 

وصیت نامه

فرازهایی از وصیت‌نامه شهید:

تمامی اعضای بدن خود را برای گسترش اسلام در جهان هدیه می‌کنیم
باید از رهبر عزیزمان، امام خمینی تشکر کنیم که ما را از منجلاب فساد نجات داده و هدایت کرده. لازم نیست کسی از ما تشکر کند؛ چرا که جنگیدن وظیفه شرعی ما است. ای خدا از ما راضی باش که برای احیای دین و دفاع از حسین زمان، تمامی اعضای بدن، دل و جان‌مان را هدیه می‌کنیم تا اسلام و قوانین حیات بخش آن در سراسر جهان گسترش یابد.

ای برادران و خواهران! ما رفتیم و این شما هستید که باید راه ما را ادامه دهید. ای دوستان! ایمان خود را به خدا زیاد کنید و از شما که جوانان بسیجی هستید، می‌خواهم که بسیج را تنها نگذارید و همه کارهای لازم را بکنید.

 

دست‌نوشته

گزیده‌ای از دست‌نوشته شهید محمود سرکاری که سایت نوید شاهد سمنان تقدیم حضورتان می‌کند:
اینجانب از آنجا که خود را یک فرد مسئول می‌دانم، دفاع از اسلام و میهن عزیزم را یک وظیفه شرعی برای خود می‌دانم. من به جبهه آمده‌ام تا دست غارتگران را از سرزمین مسلمین کوتاه کنم. ای برادران و خواهران! ما رفتیم و این شما هستید که باید راه ما را ادامه دهید. ای دوستان! ایمان خود را به خدا زیاد کنید و از شما که جوانان بسیجی هستید، می‌خواهم که بسیج را تنها نگذارید و همه کارهای لازم را بکنید. پروردگارا! تو می‌دانی که ما چقدر مشتاق شهادتیم و نیز می‌دانی که هدف ما شهادت نیست بلکه پیروزی در راه توست. اگر توانستیم می‌کشیم و اگر نتوانستیم، به شهادت می‌رسیم.

چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه