شهید اصغر سلطانی

شهید اصغر سلطانی

نام پدر: شمسعلی
تاریخ تولد: 1339/11/5
تاریخ شهادت: 1364/11/8
محل شهادت: فاو
مشاغل: کارگر
محل تولد: همدان - کبودراهنگ - کبودراهنگ
علت شهادت: ...........
محل دفن: بلوک: نام گلزار:داق داق اباد شهر:همدان - کبودراهنگ
زندگینامه شهید اصغر سلطانی رزمنده گردان تدارکات لشکر 32 انصار الحسین (ع)

شهیدی که بهمن ماه به دنیا آمد، بهمن ماه شهید شد و 11 سال بعد به خاک سپرده شد

اصغر سلطانی در پنجم بهمن ماه سال 1339 در روستای داق داق آباد شهرستان کبودرآهنگ از توابع استان همدان به دنیا آمد.

3 ساله بود که پدرش حاج شمسعلی را از دست داد و طعم تلخ یتیمی را احساس کرد و از آن پس مادرش زهرا خانم هم پدرش بود و هم مادرش تا سرنوشتی پر از معنویت را با دعاهای خیر خود برای او رقم زند.

مشکلات زندگی از همان کودکی گریبانگیر زندگی آنها بود و اصغر به دلیل کمبود های موجود نتوانست به مدرسه برود و به ناچار به کارگری روی آورد و وارد بازار کار شد.

یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ثمر رسیدن مبارزات مردم ایران با رژیم شاهنشاهی، ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد.

با آغاز جنگ تحمیلی، احساس وظیفه کرد و با تمام توان برای جهاد در راه خدا به نیروی بسیج پیوست و به جبهه های نبرد اعزام شد.

در عملیات های مختلف شرکت کرد و با توجه به قدرت بدنی بالا و توانمندی های فردی، به گردان تدارکات اعزام شد و به خوبی وظایف محوله را به انجام می رسانید و به گفته همرزمانش هیچگاه خستگی در چهره او نمایان نبود.

اصغر با تمام سادگی، صفا و صمیمیتی که داشت از معنویت بالایی برخوردار بود و دعاها و مناجات های او با خداوند، گره از کارش گشود و به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت در راه خدا نائل آمد.

او در بیست و هشتم بهمن ماه 1364 در منطقه عملیاتی فاو به شهادت رسید اما حتی بعد از شهادت نیز از جبهه ها دل نکند و سرانجام 11 سال بعد در مهر ماه 1375 با تلاش جستجوگران نور پیکر پاک و مطهرش به زادگاهش برگردانده شد و در کنار همرزمانش در گلزار شهدا به خاک سپرده شد.

یادش گرامی و راحش پر رهرو باد
وصیتنامه شهید اصغر سلطانی/ گردان تدارکات لشکر 32 انصارالحسین (ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

این وصیت نامه ها که عزیزان می نویسند انسان را تکان می دهد و بیدار می کند. "امام خمینی"

با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلام ایران و سلام به راهیان حسین بن علی (ع) وصیت نامه خود را آغاز می کنم. خدا را شکر می کنم که شهادت را نصیبم کرده است. امیدوارم شما هم به راه بنده ادامه دهید که از امام پشتیبانی کنید انشاء الله.

چون امام خمینی را امام حسین (ع) را می رود و راه امام حسین(ع) راه امیر المومنین علی (ع) و راه محمد (ص) و راه خداست و ما از خدا هستیم و هستی برای خداست.

برادرانم و خواهرانم به جای اینکه برای من گریه کنید بر حسین بن علی (ع) گریه کنید. همان حسینی که پسر خود را و برادران و یاران خود را در روز عاشورا فدا کرده و خودش هم شهید شد و خانواده اش اسیر دشمن اسلام شد.

بنده شهادت را بهترین را انتخاب کردم و رفتم . حالا که شهادت نصیب بنده شد شما برادرانم و خواهرانم به خداوند شکر کنید که بهتر از این راه نبود که بنده بروم. از طرف بنده از قوم و خویشان و از روستای داقداق آباد حلالی بگیرید. والسلام.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

15 دیماه 1364
چندرسانه‌ای
طراحی و تولید: ایران سامانه