آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۳۴۶۲۱
۱۰:۳۰

۱۴۰۵/۰۸/۱۱
خاطرات شهید «کاظم چزانی»

بیقرار یاران شهیدش بود

خاطرات شهید
محبوبه چزانی خواهر شهید کاظم چزانی در خاطراتی از برادر شهیدش می‌گوید.


به گزارش نوید شاهد همدان، شهید کاظم چزانی پنجم اردیبهشت ۱۳۳۷ در شهرستان همدان متولد شد. پدرش قاسمعلی و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. ششم مهر ۱۳۶۱ در مندلی عراق براثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکرش در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپرده شده است.

در خاطراتی از این شهید می‌خوانیم:

روزی از برادرم پرسیدم برادر پس این جنگ کی تمام می‌شود؟ او در جواب گفت: درخت تنومندی را در نظر بگیر که در حال خشک شدن است و مدت زیادی به آن آب نداده‌اند، برای احیای درخت باید به آن آب داد تا دوباره بارور شود و میوه دهد، اما به جای آب باید خون داد، درخت انقلاب نیز همینگونه است باید با خون دوباره آن را احیا کرد.

او اصلاً به دنیا علاقه‌ای نداشت و می‌گفت اگر انسان صدسال هم عمر کند بازهم باید از دنیا برود، او به فکر دنیا نبود. یک روز برادرم تعریف می‌کرد که در خاک عراق منطقه حلبچه به همراه دوستانش بودند، در آن منطقه ۵۰ آرپیجی داشتند که با هریک از آنها تانکی منهدم شده و فقط یکی از آنها باقی مانده بود برادرم به یکی از دوستانش می‌گوید آن را برای خود عراقی‌ها گذاشته‌ام. 

سپس موضع خود را ترک کرده و به صورت مخفیانه به سمت بعثی‌ها حرکت کرده بود، در آنجا موقعیت نیرو‌های پیاده را شناسایی و با همان آرپیجی باقی مانده آن نیرو‌ها را به هلاکت رسانده بود.

او عاشق شهادت بود و همیشه می‌گفت اگر جنگ ایران و عراق تمام شود و من شهید نشده باشم به کمک برادران فلسطینی و لبنانی رفته تا آنجا شهادت را پیدا کنم، چون ۱۲ نفر از دوستانش به شهادت رسیده بودند و آخرین نفر «هادی زارعی» بود که در فراقش بسیار بی تابی می‌کرد و در نهایت پس از شهادت در کنار او جای گرفت.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه